بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




قاتل شاخ و دم ندارد!


خفه می‌شوند. چیزهای زیادی در دلم جمع کرده بودم تا وقتی رسیدیم به او، داد بزنند، اما همه‌ی آنها خفه می‌شوند. خب حق دارند. اصلا خودم انگار که آنها را خفه کرده باشم. شاید یک طناب قرمز دور گردن همه‌شان انداخته باشم.
خب راستش این اصلا به نظر من اتفاق عجیبی نیست‌ آدم ها همه یک روزی قاتل می‌شوند. شاید یکی در ده سالگی و یکی دیگر در صد سالگی. چه فرقی می‌کند؟ قاتل قاتل است. مگر نه؟
اصلا شاید این همه که از وجودمان حرف می‌زنیم، بزرگ نباشيم. نه اینکه نباشيم، نمی‌خواهیم که باشیم اصلا. وگرنه قاتل که نمیشدیم‌ دیگر؛ می‌شدیم؟
بعضی از ما که چیزهای درونمان را می‌کُشیم، باز آنقدر حواسمان هست که برگردیم و جنازه‌هایشان را از کف دلمان جمع کنیم. اما بعضی های دیگرمان آنقدر حواسمان از سرِ جایش دور شده که سالیان سال، یک مشت جنازه‌ی بدبو و پوسیده را با خودمان راه میبریم و غافل از اینکه بویش حتی از چشم‌هایمان هم احساس





/ برخی هیات ها به معنویت توجه نمی کنند


 
حاج علی قرباني در گفتگوی اختصاصی با باشگاه خبرنگاران جوان؛
هرکس در جبهه ته صدایی داشت، مداحی می کرد/ برخی هیات ها به معنویت توجه نمی کنند
حاج علی قرباني می گوید:سخت ترین امتحان در عالم برای انسان ها پایبندی به ولایت است خداوند در مورد ولی خودش بسیار غیور است و به سادگی کوتاه نمی آید.
به گزارشحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛کسانی که اهل مجالس روضه و سینه زنی هستند و پای منبر وعظ می نشینند، با نام حاج علی قرباني، مداحی که خواندن در دستگاه اهل بیت (ع) را از ابتدای انقلاب شروع کرده، آشنا هستند.یکی از ویژگی های مجالس علی قرباني، توجه این مداح به ابعاد معنوی روضه و سینه زنی و آشنا کردن مستمعین با اصل قیام امام حسین (ع) و ابعاد پنهان ماجرا عاشورا است. باشگاه خبرنگاران جوان در یکی از شب های سرد زمستانی در هیات عشاق الحسین(ع) با این مداح اهل بیت(ع) گفتگویی خواندنی انجام داد.
ا





/ برخی هیات ها به معنویت توجه نمی کنند


 
حاج علی قرباني در گفتگوی اختصاصی با باشگاه خبرنگاران جوان؛
هرکس در جبهه ته صدایی داشت، مداحی می کرد/ برخی هیات ها به معنویت توجه نمی کنند
حاج علی قرباني می گوید:سخت ترین امتحان در عالم برای انسان ها پایبندی به ولایت است خداوند در مورد ولی خودش بسیار غیور است و به سادگی کوتاه نمی آید.
به گزارشحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛کسانی که اهل مجالس روضه و سینه زنی هستند و پای منبر وعظ می نشینند، با نام حاج علی قرباني، مداحی که خواندن در دستگاه اهل بیت (ع) را از ابتدای انقلاب شروع کرده، آشنا هستند.یکی از ویژگی های مجالس علی قرباني، توجه این مداح به ابعاد معنوی روضه و سینه زنی و آشنا کردن مستمعین با اصل قیام امام حسین (ع) و ابعاد پنهان ماجرا عاشورا است. باشگاه خبرنگاران جوان در یکی از شب های سرد زمستانی در هیات عشاق الحسین(ع) با این مداح اهل بیت(ع) گفتگویی خواندنی انجام داد.
ا





اعتراف به قتل خانم مدیر باشگاه بدن سازی زنان در لاهیجان+عکس


/

راز قتل مدیر باشگاه بدنسازی زنانه که جسد پتو پیچش در رودخانه کشف شده بود، با تلاش کارآگاهان جنایی فاش شد.
 رسیدگی به این پرونده از روز یکشنبه 5 دی امسال و درپی تماس مرد جوانی
با پلیس 110 شهر رشت آغاز شد. مرد جوان به مأموران گفت که هنگام قدم زدن
کنار رودخانه به طوراتفاقی جسد زنی را داخل پتو و در حاشیه رودخانه
«پسیخان»در حوالی روستای «خشت مسجد» رشت مشاهده کرده است. به دنبال اعلام
این خبر تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند و با جسد زنی روبه‌رو شدند که
آثار بریدگی روی گردنش حکایت از قتل او داشت.

کارآگاهان جنایی درادامه تحقیقات دریافتند زن میانسال درمحل دیگری به قتل رسیده و سپس جسدش درکنار رودخانه رها شده است.
ازآنجا که در بازرسی جسد هیچ مدرکی برای شناسایی هویت قرباني جنایت
به‌دست نیامد، جسد با دستور بازپرس کشیک جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد.
بدین ترتیب





اعتراف به قتل خانم مدیر باشگاه بدن سازی زنان در لاهیجان+عکس


/

راز قتل مدیر باشگاه بدنسازی زنانه که جسد پتو پیچش در رودخانه کشف شده بود، با تلاش کارآگاهان جنایی فاش شد.
 رسیدگی به این پرونده از روز یکشنبه 5 دی امسال و درپی تماس مرد جوانی
با پلیس 110 شهر رشت آغاز شد. مرد جوان به مأموران گفت که هنگام قدم زدن
کنار رودخانه به طوراتفاقی جسد زنی را داخل پتو و در حاشیه رودخانه
«پسیخان»در حوالی روستای «خشت مسجد» رشت مشاهده کرده است. به دنبال اعلام
این خبر تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند و با جسد زنی روبه‌رو شدند که
آثار بریدگی روی گردنش حکایت از قتل او داشت.

کارآگاهان جنایی درادامه تحقیقات دریافتند زن میانسال درمحل دیگری به قتل رسیده و سپس جسدش درکنار رودخانه رها شده است.
ازآنجا که در بازرسی جسد هیچ مدرکی برای شناسایی هویت قرباني جنایت
به‌دست نیامد، جسد با دستور بازپرس کشیک جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد.
بدین ترتیب





اعتراف به قتل خانم مدیر باشگاه بدن سازی زنان در لاهیجان+عکس


/

راز قتل مدیر باشگاه بدنسازی زنانه که جسد پتو پیچش در رودخانه کشف شده بود، با تلاش کارآگاهان جنایی فاش شد.
 رسیدگی به این پرونده از روز یکشنبه 5 دی امسال و درپی تماس مرد جوانی
با پلیس 110 شهر رشت آغاز شد. مرد جوان به مأموران گفت که هنگام قدم زدن
کنار رودخانه به طوراتفاقی جسد زنی را داخل پتو و در حاشیه رودخانه
«پسیخان»در حوالی روستای «خشت مسجد» رشت مشاهده کرده است. به دنبال اعلام
این خبر تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند و با جسد زنی روبه‌رو شدند که
آثار بریدگی روی گردنش حکایت از قتل او داشت.

کارآگاهان جنایی درادامه تحقیقات دریافتند زن میانسال درمحل دیگری به قتل رسیده و سپس جسدش درکنار رودخانه رها شده است.
ازآنجا که در بازرسی جسد هیچ مدرکی برای شناسایی هویت قرباني جنایت
به‌دست نیامد، جسد با دستور بازپرس کشیک جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد.
بدین ترتیب





دانلود سریال صدا _ Voice


سریال کره ای صدا _ Voice


در حال پخش _ بروزرسانی سریال تا قسمت 2 _ بروزرسانی زیرنویس فارسی تا قسمت1
مشخصات

عنوان: صدا | صوت | Voice | The Voice

ژانر: جنایی | هیجانی
شبکه : OCN          تعداد قسمت ها : 16         سال پخش : 2017
کشور : کره جنوبی

خلاصه سریال: سریال در محور دو تا از قرباني های یک قاتل سریالی اتفاق می افته . دو تا افسر پلیس هستن که زندگی خوبی دارن و به یکباره یه قاتل پیدا میشه که شروع میکنه به کشتن آشناهای این دو افسر و حالا معلوم نیست چرا قرباني هاش رو به این روش انتخاب میکنه و این دو پلیس برای گیر انداختن این قاتل سعی میکنن و میخوان پیداش کنن اما به نظر این پرونده خیلی سخته چون شخصی شده و با هر حرکت این قاتل افراد دور و بر این دو کارگاه زندگیشون به پایان میرسه …
ادامه مطلب :منبع . http://shargh-drama.blog.ir/rss





دانلود سریال صدا _ Voice


سریال کره ای صدا _ Voice


در حال پخش _ بروزرسانی سریال تا قسمت 2 _ بروزرسانی زیرنویس فارسی تا قسمت 2
مشخصات

عنوان: صدا | صوت | Voice | The Voice

ژانر: جنایی | هیجانی
شبکه : OCN          تعداد قسمت ها : 16         سال پخش : 2017
کشور : کره جنوبی

خلاصه سریال: سریال در محور دو تا از قرباني های یک قاتل سریالی اتفاق می افته . دو تا افسر پلیس هستن که زندگی خوبی دارن و به یکباره یه قاتل پیدا میشه که شروع میکنه به کشتن آشناهای این دو افسر و حالا معلوم نیست چرا قرباني هاش رو به این روش انتخاب میکنه و این دو پلیس برای گیر انداختن این قاتل سعی میکنن و میخوان پیداش کنن اما به نظر این پرونده خیلی سخته چون شخصی شده و با هر حرکت این قاتل افراد دور و بر این دو کارگاه زندگیشون به پایان میرسه …
ادامه مطلب :منبع . http://shargh-drama.blog.ir/rss





آخرین مهلت ارسال نقد منطق دهم


با سلام و خسته نباشید خدمت همکاران محترم
     ضمن  تشکر از عزیزانی که نظرات ارزشمند خود را پیرامون نقد منطق دهم و ارائه پیشنهاد در خصوص تألیف فلسفه یازدهم ارائه نموده اند
 از همکاران و سرگرو های محترم که هنوز مطالب خود را ارسال ننموده اند درخواست میکنم نسبت به این امر اقدام بفرمایند تا در ارزیابی مناطق و نواحی با لحاظ این امر شرمنده عزیزان نباشيم. با تشکر. :منبع . http://waz-falsafe.blog.ir/rss





گوسفند نظاره گر نباشیم!


یادمه اولین باری که قرار بود حضورم تو نمایش جدی تر باشه و واسه جشنواره تأتر بفرستیم خیلی استرس داشتم!
روز اجرا،وقتی کارگردانمون رنگ زرد رخسارمو دید،منو برد یه گوشه و بهم گفت:منو نگاه کن!همین که اون همه آدم پایین سن نشستن و منتظرن تا وایسی و نقشتو اجرا کنی پس یه چیز متمایزی تو وجودت داری!....فرض کن داری واسه یه سری گوسفند بازی میکنی!
که صدالبته قصدش تشبیه این موجود چهارپای دوستداشتنی به حضار عزیزی که قدم رنجه نمودن و یک ساعت از عمرشونو پای نمایش این بنده های حقیر گذاشتن نبود!
بلکه میخواست بگه،اونایی که اون پایین نشستن،خبری از دیالوگات و میزان سِنات و نقشت و ... ندارن!
اونا نمیدونن چی تو ذهنته..
نمیدونن که قرار بود این لحظه چه اتفاقی بیفته و فقط میبینن که چه اتفاقی افتاده!
اونا فقط الآن تو رو میبینن!و از همون سرزنش یا تحسینت میکنن...
الان میفهم که یه آدمایی تو زندگیمون هستن که هیچوقت زحمتاتو





علت سستی و عدم اشتیاق برخی به نماز چیست؟


عدم اشتیاق به نماز و سستی در نماز، علت های مختلفی می تواند داشته باشد. دیر خوابیدن و عادت به خواب صبح، از جمله مواردی است که ممکن است موجب تاخیر و یا قضای نماز صبح شود. هم‏ چنین برخی گناهان توفیق نماز صبح را از انسان سلب می‏‌کند. اما در هر حال باید مشکل را در خود جستجو کنیم و به فکر راه های دیگر نباشيم.شناخت هر چه بیش تر فضلیت و معنویت و حقیقت نماز، به همراه راهکارهای عملی موثر برای تقویت روحیه نماز باوری، در انجام و مراقبت بر آن موثر است...
ادامه مطلب :منبع . http://khadem213.blog.ir/rss





مسعود قربانی به‌عنوان سرپرست شهرداری دولت‌آباد منصوب‌شد


کمالی در گفت‌وگو با جویاآنلاین خبرداد:
اخوان گزینه شورای شهر دولت‌آباد جهت تائید صلاحیت به
استانداری اصفهان معرفی شد
محمد کمالی عصر امروز در گفت‌وگو با پایگاه خبری
تحلیلی جویاآنلاین ضمن تسلیت درگذشت رحلت جان‌گداز یار امام (ره) و رهبری حضرت آیت‌الله
هاشمی رفسنجانی به امت شهیدپرور و انقلابی ایران اسلامی؛ اظهار کرد: در پی پذیرش
استعفای هفته گذشته علیرضا اطهری فر شهردار سابق شهر دولت‌آباد، امروز آقای رضا
اخوان که تجارب بسیار زیادی هم در شورا و هم در شهرداری شهر اصفهان و هم در سایر
نهادهای اجرایی شهر اصفهان داشت به‌عنوان گزینه پیشنهادی این شورا به استانداری
اصفهان و فرمانداری شهرستان برخوار جهت تائید صلاحیت معرفی گردید.
وی افزود: تا تائید صلاحیت شهردار پیشنهادی مسعود
قرباني به‌عنوان سرپرست شهرداری دولت‌آباد منصوب‌شده است.




انتهای پیام/ :منبع . http://hamasesaz.blog.ir/rss





تاوان داره


نکنین! بخدا اینطوری با مردم حرف نزنین وقتی چیزی رو نمیدونین
من دارم ترحم میخرم؟ داداش یا آبجیه عزیزم ، فدات بشم، تصدقت برم کاری نکنین یه اینجام راحت نباشم
به خدا اشکم درومد وقتی این نظر رو خوندم
من شخصیت و غرور دارم مثل همه آدم ها،حاضر هم نیستم به همین راحتی به بادش بدم!وقتی میام همچین پستی میزارم یعنی دارم خفه میشم و راهی برای نفس کشیدن نمونده.
تو هنوز نفهمیدی من کی ام.حالا هم از جیب بابات سوییچ رو بردار و برو تو خیابون ها بچرخ
فقط یادت نره جورابت یا بند ساعتت ست باشه :)
پ.ن: بد نباشيم،کلمه کلمه آدم هارو نابود نکنیم،التماس انسانیت :منبع . http://beinsane.blog.ir/rss





3654.


پریروز جای شما خالی شله زرد پختم،
و پسرک با تمام عشقی که به شله زرد داره،
عجیب جلوی خودش رو گرفت
و مصرانه دو ظرف بزرگ برای مامانم و برادرم کنار گذاشت.
که کسی اینها رو نخوره اینا مال اوناست!
و دو روز تمام از این ظرفها مراقبت کرد،
تا اینکه امروز بابام اومدن و بردن!!

+پسرک خیلی خانواده دوسته.
خیلی خیلی!
به تمام معنا نسبت به خانواده با محبته.
هرچیزی بخریم،
هر دورهمی ای داشته باشیم،
هر دسری درست کنم
اصرار داره با همه تماس بگیره که در شادی ما شریک باشند!
نمیدونم این ویژگی رو تا کی میتونم در وجودش نگه دارم،
اما امیدوارم ما هرگز باعث کمرنگ شدنش نباشيم
و همیشه قدردان این محبتش باشیم.
ما و همه ی خانواده ی آینده ش ان شالله.
+اصلا کاش همه مثل تو بودن عزیز دلم! :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3654.


پریروز جای شما خالی شله زرد پختم،
و پسرک با تمام عشقی که به شله زرد داره،
عجیب جلوی خودش رو گرفت
و مصرانه دو ظرف بزرگ برای مامانم و برادرم کنار گذاشت.
که کسی اینها رو نخوره اینا مال اوناست!
و دو روز تمام از این ظرفها مراقبت کرد،
تا اینکه امروز بابام اومدن و بردن!!

+پسرک خیلی خانواده دوسته.
خیلی خیلی!
به تمام معنا نسبت به خانواده با محبته.
هرچیزی بخریم،
هر دورهمی ای داشته باشیم،
هر دسری درست کنم
اصرار داره با همه تماس بگیره که در شادی ما شریک باشند!
نمیدونم این ویژگی رو تا کی میتونم در وجودش نگه دارم،
اما امیدوارم ما هرگز باعث کمرنگ شدنش نباشيم
و همیشه قدردان این محبتش باشیم.
ما و همه ی خانواده ی آینده ش ان شالله.
+اصلا کاش همه مثل تو بودن عزیز دلم! :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





این چند روز


خیلی اتفاقات افتاده و هیچ اتفاقی نیفتاده فی‌الواقع.عصر روز قبل محرم با آبجی ز رفتیم حرم دیدیم مراسم اذن عزا و تعویض پرچم گنبده. یکم نشستیم و عکس‌هایی گرفتم که تا حالا نشده بود، چون همیشه شلوغه. ولی اون روز یه فضایی رو خالی کرده بودن و عکس‌ها خوب میفتاد.همون روز یه لباس مشکی زیبا هم گرفتم که با پوشیدنش عذاب وجدان میگیرم. اون توتوهای ذهنم یکی میگه مگه مجلس عزا، اونم عزای امام حسین جای تیپ زدنه؟ (نمیگم خوب نباشيم، ولی اینکه اختصاصی بریم واسش لباس شیک بخریم یه جوریه. انگار همه میان سر و وضعشون رو به هم نشون بدن)همون روز برای اولین بار کافی‌شاپ هم رفتم:) با آبجی ز، و شکلات‌گلاسه خوردیم، من با کیک شکلاتی اون با کیک معمولی. تصمیم دارم شکلات‌گلاسه رو تو خونه هم امتحان کنم. میدونم از کافه‌گلاسه کسی خوشش نمیاد تو خونه.اون شغلی که منتظرشم، اون روز دوستم گفت احتمالا با هم نباشيم و هر کدوم یه شهر بیفتی





این چند روز


خیلی اتفاقات افتاده و هیچ اتفاقی نیفتاده فی‌الواقع.عصر روز قبل محرم با آبجی ز رفتیم حرم دیدیم مراسم اذن عزا و تعویض پرچم گنبده. یکم نشستیم و عکس‌هایی گرفتم که تا حالا نشده بود، چون همیشه شلوغه. ولی اون روز یه فضایی رو خالی کرده بودن و عکس‌ها خوب میفتاد.همون روز یه لباس مشکی زیبا هم گرفتم که با پوشیدنش عذاب وجدان میگیرم. اون توتوهای ذهنم یکی میگه مگه مجلس عزا، اونم عزای امام حسین جای تیپ زدنه؟ (نمیگم خوب نباشيم، ولی اینکه اختصاصی بریم واسش لباس شیک بخریم یه جوریه. انگار همه میان سر و وضعشون رو به هم نشون بدن)همون روز برای اولین بار کافی‌شاپ هم رفتم:) با آبجی ز، و شکلات‌گلاسه خوردیم، من با کیک شکلاتی اون با کیک معمولی. تصمیم دارم شکلات‌گلاسه رو تو خونه هم امتحان کنم. میدونم از کافه‌گلاسه کسی خوشش نمیاد تو خونه.اون شغلی که منتظرشم، اون روز دوستم گفت احتمالا با هم نباشيم و هر کدوم یه شهر بیفتی





حسن روحانی است دیگر!


کبری آسوپار
لابد شما هم تا الان تصور می کردید که حج عمره را ایران قطع کرد به دلیل تعرض دو مأمور سعودی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده... و حج واجب هم پس از فاجعه ی منا و قرباني شدن بیش از 450 زائر ایرانی و کارشکنی عربستان در تحویل جنازه قربانيان و بعد گذاشتن شروط عجیب و غریب سعودی ها برای حضور ایران در حج 95 تعطیل شده است. اما هم اینک آقای روحانی در نشست خبری خود گفت که ما با عربستان به عنوان دولت همسایه و مسلمان مشکل دوجانبه نداریم و مشکلات به دلیل حمله به یمن و مسائل منطقه است!
#تحلیل_های_وارونه#دروغ#عینک_بزنید :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





حسن روحانی است دیگر!


کبری آسوپار
لابد شما هم تا الان تصور می کردید که حج عمره را ایران قطع کرد به دلیل تعرض دو مأمور سعودی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده... و حج واجب هم پس از فاجعه ی منا و قرباني شدن بیش از 450 زائر ایرانی و کارشکنی عربستان در تحویل جنازه قربانيان و بعد گذاشتن شروط عجیب و غریب سعودی ها برای حضور ایران در حج 95 تعطیل شده است. اما هم اینک آقای روحانی در نشست خبری خود گفت که ما با عربستان به عنوان دولت همسایه و مسلمان مشکل دوجانبه نداریم و مشکلات به دلیل حمله به یمن و مسائل منطقه است!
#تحلیل_های_وارونه#دروغ#عینک_بزنید :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





حسن روحانی است دیگر!


کبری آسوپار
لابد شما هم تا الان تصور می کردید که حج عمره را ایران قطع کرد به دلیل تعرض دو مأمور سعودی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده... و حج واجب هم پس از فاجعه ی منا و قرباني شدن بیش از 450 زائر ایرانی و کارشکنی عربستان در تحویل جنازه قربانيان و بعد گذاشتن شروط عجیب و غریب سعودی ها برای حضور ایران در حج 95 تعطیل شده است. اما هم اینک آقای روحانی در نشست خبری خود گفت که ما با عربستان به عنوان دولت همسایه و مسلمان مشکل دوجانبه نداریم و مشکلات به دلیل حمله به یمن و مسائل منطقه است!
#تحلیل_های_وارونه#دروغ#عینک_بزنید :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





حسن روحانی است دیگر!


کبری آسوپار
لابد شما هم تا الان تصور می کردید که حج عمره را ایران قطع کرد به دلیل تعرض دو مأمور سعودی به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده... و حج واجب هم پس از فاجعه ی منا و قرباني شدن بیش از 450 زائر ایرانی و کارشکنی عربستان در تحویل جنازه قربانيان و بعد گذاشتن شروط عجیب و غریب سعودی ها برای حضور ایران در حج 95 تعطیل شده است. اما هم اینک آقای روحانی در نشست خبری خود گفت که ما با عربستان به عنوان دولت همسایه و مسلمان مشکل دوجانبه نداریم و مشکلات به دلیل حمله به یمن و مسائل منطقه است!
#تحلیل_های_وارونه#دروغ#عینک_بزنید :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





بیایید "توکان" نباشیم :)


در زبان ترکی کلمات و اصطلاحاتی وجود دارد که به هیچ عنوان معادل فارسی ندارند. واژه ی "توکان" از جمله همین هاست. اگر بخواهی آن را به صورت یک کلمه استفاده کنی، معنی مغازه و دکان می دهد. اما اگر بخواهی به شکل اصطلاح به کار ببری، خب... معادل فارسی دقیقی برایش پیدا نمی کنی. (حداقل من یکی که پیدا نکردم.) توکان را ترکیبی از کلمات "تکراری" "روی اعصاب" "لوس" "بی معنی" و امثالهم بگیرید. (البته یک درجه شدید تر از این ها :دی )
همه ی این ها را گفتم تا برسم به معرفی یک دسته از آدم هایی که همیشه برایم "توکان" بوده اند. منظورم همان دختر خانم هایی هستند که بعد از ازدواج، همه ی زندگی و هویتشان را به اسم همسرشان می زنند. همان ها که به محض نامزد شدن، عکس آقا داماد محترم را بر روی پروفایل تلگرام، اینستاگرام، واتس آپ و... می گذارند و از هر ده کلمه ای که می گویند، نه تای آن ها نام اوست. دختر هایی که بعد از ازدواج





نشست کتابخوان مدرسه ای


کتابخانه شهید مطهری سه شنبه 30 آذر ماه نشست کتابخوان مدرسه ای در مدسه حضرت زینب(س) برگزار کرد.در این نشست که با استقبال دانش آموزان مواجه شد دانش آموزان به معرفی 12 کتاب برای علاقه مندان به کتاب و کتابخوانی پرداختند.




«مختار نامه » نوشته: باقر شریف
قرشی/ ارائه توسط : فرشته حیدری (عضو کتابخانه)
«اتان در میان ما» نوشته: آنا مه یرز؛ ترجمه جمال الدین
اکرمی / ارائه توسط: فاطمه وکیلی(عضو کتابخانه)
«هادی امت » نوشته: مهدی قزلی/ ارائه توسط: هانیه قرباني(عضو
کتابخانه)
«کیمیای محبت» نوشته: محمد محمدی ری شهری/ارائه توسط: عارفه
رزاقی(عضو کتابخانه)
«داستان راستان» نوشته: مرتضی مطهری/ ارائه توسط:مهدیه
حسینی(عضو کتابخانه)
« خسرو خوبان» نوشته :مهران حبیبی نژاد /ارائه توسط: سعیده حسینی(عضو کتابخانه)
«پاره های ماه» نوشته : جمعی  از نویسندگان/ارائه توسط: فاطمه قرباني صمدی(عضو
کتابخانه)
«برتربن نعمت خداوند





پیام تبریک عید سعید قربان


با سلام.....
بسم الله الرحمن الرحیم 
"فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَى فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ"
ترجمه الهی قمشه ای /آیه 102 سوره صافات:
"آن گاه که ( پسر ابراهیم (ع) رشد یافت و) با او به سعی و عمل شتافت (یا در جهد و عبادت یا در سعی صفا و مروه با پدر همراه شد) ابراهیم گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می‌بینم که تو را قرباني (راه خدا) می‌کنم، در این واقعه تو را چه نظری است؟ جواب داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده که ان شاء اللّه مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت."

عید سعید قربان بر شما مبارک باد .....
rezaie.blog.ir
:منبع . http://rezaie.blog.ir/rss





خاطره ای از خوزه


سال 86 یک هم اتاقی مکزیکی داشتم به اسم خوزه. خبرنگار بود، اهل مکزیک و دو سال بود که مسلمان شده بود. گهگاه چیزهایی برایم تعریف می کرد که برخی هایش خوب در ذهنم جاگیر شده است یکی اش این بود:
می گفت فلانی، ما مکزیکی ها هر وقت به امریکا می رویم امریکایی ها اگر اسپانیولی بلد هم باشند حاضر نمی شوند با ما به زبان ما صحبت کنند. و آخرش این است که ما اسپانیولی صحبت می کنیم و آنها هم انگلیسی جواب ما را می دهند و بالعکس. اما از آن طرف، هر وقت هم که آنها میهمان ما هستند و به کشور ما می آیند باز هم ما باید با آنها انگلیسی صحبت کنیم و اگر هم بلد نباشيم با ما هم کلام نمی شوند. این را که تعریف می کرد یک حس هیجان همراه با تنفر از نژاد پرستی امریکایی ها صورتش را پر می کرد...
:منبع . http://bahanehaa.blog.ir/rss





خاطره ای از خوزه


سال 86 یک هم اتاقی مکزیکی داشتم به اسم خوزه. خبرنگار بود، اهل مکزیک و دو سال بود که مسلمان شده بود. گهگاه چیزهایی برایم تعریف می کرد که برخی هایش خوب در ذهنم جاگیر شده است یکی اش این بود:
می گفت فلانی، ما مکزیکی ها هر وقت به امریکا می رویم امریکایی ها اگر اسپانیولی بلد هم باشند حاضر نمی شوند با ما به زبان ما صحبت کنند. و آخرش این است که ما اسپانیولی صحبت می کنیم و آنها هم انگلیسی جواب ما را می دهند و بالعکس. اما از آن طرف، هر وقت هم که آنها میهمان ما هستند و به کشور ما می آیند باز هم ما باید با آنها انگلیسی صحبت کنیم و اگر هم بلد نباشيم با ما هم کلام نمی شوند. این را که تعریف می کرد یک حس هیجان همراه با تنفر از نژاد پرستی امریکایی ها صورتش را پر می کرد...
:منبع . http://bahanehaa.blog.ir/rss





خاطره ای از خوزه


سال 86 یک هم اتاقی مکزیکی داشتم به اسم خوزه. خبرنگار بود، اهل مکزیک و دو سال بود که مسلمان شده بود. گهگاه چیزهایی برایم تعریف می کرد که برخی هایش خوب در ذهنم جاگیر شده است یکی اش این بود:
می گفت فلانی، ما مکزیکی ها هر وقت به امریکا می رویم امریکایی ها اگر اسپانیولی بلد هم باشند حاضر نمی شوند با ما به زبان ما صحبت کنند. و آخرش این است که ما اسپانیولی صحبت می کنیم و آنها هم انگلیسی جواب ما را می دهند و بالعکس. اما از آن طرف، هر وقت هم که آنها میهمان ما هستند و به کشور ما می آیند باز هم ما باید با آنها انگلیسی صحبت کنیم و اگر هم بلد نباشيم با ما هم کلام نمی شوند. این را که تعریف می کرد یک حس هیجان همراه با تنفر از نژاد پرستی امریکایی ها صورتش را پر می کرد...
:منبع . http://bahanehaa.blog.ir/rss





خاطره ای از خوزه


سال 86 یک هم اتاقی مکزیکی داشتم به اسم خوزه. خبرنگار بود، اهل مکزیک و دو سال بود که مسلمان شده بود. گهگاه چیزهایی برایم تعریف می کرد که برخی هایش خوب در ذهنم جاگیر شده است یکی اش این بود:
می گفت فلانی، ما مکزیکی ها هر وقت به امریکا می رویم امریکایی ها اگر اسپانیولی بلد هم باشند حاضر نمی شوند با ما به زبان ما صحبت کنند. و آخرش این است که ما اسپانیولی صحبت می کنیم و آنها هم انگلیسی جواب ما را می دهند و بالعکس. اما از آن طرف، هر وقت هم که آنها میهمان ما هستند و به کشور ما می آیند باز هم ما باید با آنها انگلیسی صحبت کنیم و اگر هم بلد نباشيم با ما هم کلام نمی شوند. این را که تعریف می کرد یک حس هیجان همراه با تنفر از نژاد پرستی امریکایی ها صورتش را پر می کرد...
:منبع . http://bahanehaa.blog.ir/rss





خاطره ای از خوزه


سال 86 یک هم اتاقی مکزیکی داشتم به اسم خوزه. خبرنگار بود، اهل مکزیک و دو سال بود که مسلمان شده بود. گهگاه چیزهایی برایم تعریف می کرد که برخی هایش خوب در ذهنم جاگیر شده است یکی اش این بود:
می گفت فلانی، ما مکزیکی ها هر وقت به امریکا می رویم امریکایی ها اگر اسپانیولی بلد هم باشند حاضر نمی شوند با ما به زبان ما صحبت کنند. و آخرش این است که ما اسپانیولی صحبت می کنیم و آنها هم انگلیسی جواب ما را می دهند و بالعکس. اما از آن طرف، هر وقت هم که آنها میهمان ما هستند و به کشور ما می آیند باز هم ما باید با آنها انگلیسی صحبت کنیم و اگر هم بلد نباشيم با ما هم کلام نمی شوند. این را که تعریف می کرد یک حس هیجان همراه با تنفر از نژاد پرستی امریکایی ها صورتش را پر می کرد...
:منبع . http://bahanehaa.blog.ir/rss





خاطره ای از خوزه


سال 86 یک هم اتاقی مکزیکی داشتم به اسم خوزه. خبرنگار بود، اهل مکزیک و دو سال بود که مسلمان شده بود. گهگاه چیزهایی برایم تعریف می کرد که برخی هایش خوب در ذهنم جاگیر شده است یکی اش این بود:
می گفت فلانی، ما مکزیکی ها هر وقت به امریکا می رویم امریکایی ها اگر اسپانیولی بلد هم باشند حاضر نمی شوند با ما به زبان ما صحبت کنند. و آخرش این است که ما اسپانیولی صحبت می کنیم و آنها هم انگلیسی جواب ما را می دهند و بالعکس. اما از آن طرف، هر وقت هم که آنها میهمان ما هستند و به کشور ما می آیند باز هم ما باید با آنها انگلیسی صحبت کنیم و اگر هم بلد نباشيم با ما هم کلام نمی شوند. این را که تعریف می کرد یک حس هیجان همراه با تنفر از نژاد پرستی امریکایی ها صورتش را پر می کرد...
:منبع . http://bahanehaa.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





شطحیاتِ آبکی حتی...


توی چرک‌نویسِ هندسه‌ام، بی‌نقطه نوشته بودم:
کاش آدمی را توان از خویش گریختن بود.
فاطمه گفت مثل آن آهنگ علیرضا قرباني‌ست که می‌گوید:«از خویش می‌گریزم...».
دیدم چقدر راست می‌گوید.
آهنگ را نه که زیر باران، که زیر ستاره‌بارانِ جاده‌ی تهران‌قم، وقتی از بهشت به جهنم رجعت می‌کنی باید شنید.

+ پوستر آلبوم طریق عشق محمدرضا شجریان را دیده‌اید؟ استاد شعر معاصرمان تویِ دوره، انگار همسانِ جوانی‌های شجریان است... با آن صدا که شعرهای شاملو را می‌خواند؛ با آن صدا که «در حجمی از بی انتظاری» سیمین را خواند... با آن صدا که فروغ را... از معدود چیزهای دوست‌داشتنی آن دوره بود. 
+ خیلی قبل‌ترها، بابا شجریان می‌گذاشت توی ماشین... حالا نه. حالا خیلی چیزها فرق کرده. :منبع . http://bihich.blog.ir/rss





ملّا ممد جان


دوتا کارگر افغان آوردیم که چاه فروریخته ی توالت رو ترمیم کنن.اسم هردوتاشون رحمت هست و ما به اسم رحمت شماره ی یک و دو صداشون میکنیم.عصرها میرم و براشون از تو باغچه پرتقال میچینم و اصرار میکنم که حتما من نباید بیام که،خودتون بچینین و بخورین اما میگن" نه،بدون اجازه ی صاحب خانه کار درستی نیست"....میشینم و رحمت شماره ی دو برام حرفای جادویی میزنه.از همسر و دوتا فرزندش که افغانستان زندگی میکنن تعریف میکنه و اینکه انقدر تلاش میکنه تا اونا راحت باشن...پنج وعده نماز میخونن و میگه" انسان باید برای خدای خودش وقت بذاره.باید همیشه رو به سمت خدا داشته باشیم تا وقتی مشکلی پیش آمد از اینکه دست به سمتش بلند کنیم شرمنده نباشيم".از حرفاش خجالت میکشم.ازاینکه ایمانم انقدر ضعیفه اما مردی با این شرایط سخت و در غربت و کار طاقت فرسا اینطور قوی ایستاده جلوم و با اعتقاد قلبی حرف میزنه....بهش میگم شما خودت هم رحمتی آق





دلیل محرومیت 1 جلسه ای سعید معروف بازیکن تیم ملی والیبال


محرومیت سعید معروف بازیکن تیم والیبال
سعید معروف کاپیتان تیم ملی والیبال کشورمان از حضور در بازی لیگ برتر محروم شده است. سعید معروف به دلیل رفتار غیر اخلاقی تا اطلاع ثانوی و تشکیل کمیته انضباطی از حضور در مسابقات لیگ برتر
والیبال مردان باشگاه های کشور محروم شد. امیدواریم هیچگاه شاهد رفتار غیر
اخلاقی از بازیکنان تیم های کشورمان نباشيم و این مسائل دیگر تکرار نشوند.
سایت WP لهستان به موضوع محرومیت سعید معروف پرداخته است، این سایت نوشته، "میرسعید معروف،
کاپیتان تیم ملی والیبال ایران از حضور در یک بازی محروم شد. فدراسیون
والیبال ایران هیچ تخفیفی به معروف نداد و او را از حضور در یک بازی لیگ برتر محروم کرد. 
محرومیت بازیکن محبوب والیبال
ادامه مطلب :منبع . http://simorghshahr.blog.ir/rss





ویدئوی این دختر 12 ساله طوفانی در اینترنت به‌پا کرده است + تصاویر


باشگاه خبرنگاران جوان /

ویدئوی دختر 12 ساله آمریکایی که
در حیاط پشت منزلشان دست به خودکشی زده است طوفانی در فضای مجازی بپا کرده
است. دختر بیگناهی که قرباني روابط لجام گسیخته حاکم بر جامعه غرب شد. 
"کیتلین نیکول دیویس" اهل ایالت جورجیا آمریکا و دانش آموز مقطع راهنمایی،
صحنه خودکشی خود را از طریق یکی از شبکه های اجتماعی بصورت زنده برای
میلیون ها نفر پخش کرد. این دختر در این ویدئو و دقایقی قبل از خودکشی ادعا
کرد که توسط دوست پسر خود مورد تعرض و اذیت و آزار جنسی  قرار گرفته است.

ادامه خبر + تصاویر :منبع . http://ejtemaefoori.blog.ir/rss





چی بـ‌عنوان‌م آخه :|


صدای اذان میومد
هوا هم تاریک
خواب آلود
گوشی رو برداشتم از رو میز بالا سر
نور صفحه چشممُ زد 
بازگشت رو زدم
گذاشتم گوشی رو کنار
سرمُ چرخوندم سمت ساعتِ رو کتابخونه
یه ربع به شیش(همون پنج و چهل و پنج دقیقه‌ی شما!) 
یه نگاه به آسمون تاریک
باز ساعت
خاک بر سرم! 
کِی صبح شد؟!
من که هیچی نخوندم برا امتحان! 
تاریخ اسلام و ایرانم نیس بشه با اطلاعات عمومی یه جوری ردش کرد! 
میمردی نمیخوابیدی آخه؟؟؟ 
ولی یه لحظه صبر کن
من دیروز امتحان داشتم
امتحان بعدیم فرداس
ولی نه
دیروز یکشنبه بود رضوان اومد دنبالم رفتیم مدرسه قرباني! 
امروز بود که! 
صبح رفتیم
بعد از ظهر خوابیدم... 
بعد از ظهر خوابیدم؟! 
ای بابا آره بعد از ظهر خوابیدم
اذان مغرب بود این
ای تف به این شانس
حالا کی حال داره درس بخونه برا امتحان
اه :/
خیلی وقت بود قاطی نکرده بودم سر شب و اول صبح رو بعد از خواب خوب نیس ساعت اذان صبح و مغرب شبیه هم باشه
چرا





گفتم، گفتی، نگفت .....


گفتیم یکی باشه:
موهاش فرفری باشه... بلند باشه... محکم ببندشون...
تو زیر گذر مترو گیتار بزنه... بخونه" I'm not a man of too many faces " ...
یکی که ماشین نداشته باشه... کل شهرُ بات پیاده بیاد... سیگار بکشه... سیگار بکشه... هــــی سیگار بکشه...
بش بگی سرده... کاپشنوتو بده من... بخنده بت... بگه : در اون حد جنتلمن به نظر می رسم؟
گفتم خاک بر سر ما ... که تهِ آرزومون همچین کسی باشه... بعد ما تهِ آرزو های اونم نباشيم...
گفتی ما تهِ آرزوهای هیشکی نیستیم...
استیکر دادی دلبر یه اینقد به فکر ما نباشد، انصافانه است؟
+بر اساس یک مکالمه واقعی :|
بی ربط نوشت : مهران مدیری می گه مهمان داریم چه مهمانی... من می گم : حمید لولایی...
هر هفته همین کارُ می کنم... اگه یه مسابقه ی حدس زنیِ بازیگرا بود من تا الان مدال جهانی گرفته بودم -__-
ب.ن ۲ : فونوتیک خر است... بحثم نداریم -___-
ترم اول بود یه دیکشنری گرفتم119





باور2


یعنی عاشق هممونم. معلوم نیست ما متعلق به کدوم روزگارانیم. همه احساس می کنیم ذخیره ای هستیم که قراره یه روز ظهور کنیم و جامعه و جهان رو از فقر و فلاکت و بدبختی نجات بدیم. هممون یه حس بیشتر فهمی و درست فهمی داریم، بقیه بیسواد و نفهم و بی بصیرت اند. این روزها همش به خانواده وزیری در معمای شاه فکر می کنم. قشر روشنفکر و روایت کننده تاریخ که خودش هیچ نقشی در تحولات و اتفاقات روزگار ندارن، ماکزیمم در گلخونه خونه اش می شینن آهنگ بنان و غیره گوش میدن، چای می خورن و غمگینی می کنن.  دقت که می کنم می بینم خودمم همین ام. کلی تحلیل و راه حل و مطالعه فقط برای رسوب شدن در ذهن و مغز و نهایتا انتقاد در جمع اطرافیان. حتی جرات انتقاد به دست اندرکاران و مسئولین رو نداریم. هممون منتظریم یک روزی که روز خاصی هست همه از خواب غفلت بیدار شن و بفهمن که ما چقدر آدم های فهمیده ای بودیم و وقتی اونا چیزی نمی فهمیدن ما می





کارت ملی


صدای برخورد مداوم کفش های زن مضطرب روبرو با پارکت های کف سالن عصبی ترم می کند. به او خیره می شوم که برای هزارمین بار ساعتش را چک می کند، بعد از  چند ثانیه سنگینی نگاهم را حس می کند و سرش را بالا می آورد. حوصله ی تعبیر نگاهش را ندارم. صدای برخورد کفش زن هنوز در سرم اکو می شود. هندزفری ام را در گوشم می گذارم، صدای پاییزی ترین مرد دنیا در سرم می پیچد:
"زندگی یک چمدان است که می آوری اش، بار و بندیل سبک می کنی و می بری اش، خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم..."
اینجا نشسته ام و تا چندی بعد کارتی را دریافت می کنم که هویتم را نشان می دهد. نشان می دهد من هنوز یکی از هفت ملیارد و اندی انسانی هستم که هنوز نفس می کشند... لحظه ای به خود نهیب می زنم: " واقعا هنوز زنده ام ؟! هنوز نفس می کشم ؟! آدم های زنده نفس می کشند راه می روند حرف می زنند ، می نویسند، پس هنوز زنده ام..." نفسی از آسودگی می کشم...
آینه





تنها غاز ها نیستند!


دهقانی یک غاز پیدا می‌کند و به خانه می‌برد. دهقان به غاز غذا می‌دهد و او را مداوا می‌کند. ابتدا حیوان ترسو مردد است و به این فکر می کند که: «چه اتفاقی افتاده است؟ چرا او به من غذا می‌دهد؟»
موضوع هفته‌ها ادامه پیدا می‌کند تا اینکه بالاخره تردیدهای غاز از بین می‌رود. بعد از چند ماه غاز مطمئن می‌شود که: «من در قلب دهقان جا دارم.» و هرچه این غذا دادن ادامه می‌یابد تأییدی بر این باور او است.
در حالی که غاز کاملاً از خیرخواهی دهقان مطمئن شده است، یک روز در کمال ناباوری از قفسش بیرون کشیده می‌شود و کشاورز سرش را می‌برد.
این غاز قرباني تفکر استقرایی شده است. تفکری با گرایش ترسیم نوعی یقین و اطمینان عالم‌گیر بر پایه مشاهدات منفرد. دیوید هیوم، فیلسوف قرن هجدهم، این تمثیل را برای هشدار دادن نسبت به خطرات این نوع تفکر به کار برد. با این همه تنها غازها نیستند که در دام این نوع از تفکر گرفتارند، انسان‌ه





یادداشتی بر در گذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی


آیت الله هاشمی رفسنجانی شاید پر تنش ترین چهره انقلاب باشد. از لبه های پرتگاه های خودی و غیر خودی ها بگیر تا عامل ثبات شدن کاندیداتوری اش در انتخابات 92، از نقش تعیین کننده اش در انتخاب رهبری تا نماز جمعه معروف خرداد 88 و از رد صلاحیت شدنش تا ریاست عالی ترین مجمع نظام.نمیدانم تاریخ چگونه زندگی این مرد را خواهد نگاشت مردی که دایه انقلاب بودموقوفه ی انقلاب بودعالیجناب سرخ پوش / گنیجینه اسرار نظام/ امیر کبیر زمان سردار سازندگی/ حاج آقا خاطره ...
هر چه که بوداما من او را اینگونه می شناسم. مردی که سیاست را کیاست میکرد.من او را این گونه می شناختم:"ظلم است ظلم بزرگی است اگر به فردای این کشور فکر نکنیم... فردا ممکن است ما نباشيم ولی فرزندانمون که هستند آینده که هست ایران که هست ستون های فردا را باید امروز بنا کنیم فردا دنیا شتابی دارد که باید آهنگ آن را امروز شروع کنیم. همیشه آرزو و امید داشتم در ز





یادداشتی بر در گذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی


آیت الله هاشمی رفسنجانی شاید پر تنش ترین چهره انقلاب باشد. از لبه های پرتگاه های خودی و غیر خودی ها بگیر تا عامل ثبات شدن کاندیداتوری اش در انتخابات 92، از نقش تعیین کننده اش در انتخاب رهبری تا نماز جمعه معروف خرداد 88 و از رد صلاحیت شدنش تا ریاست عالی ترین مجمع نظام.نمیدانم تاریخ چگونه زندگی این مرد را خواهد نگاشت مردی که دایه انقلاب بودموقوفه ی انقلاب بودعالیجناب سرخ پوش / گنیجینه اسرار نظام/ امیر کبیر زمان سردار سازندگی/ حاج آقا خاطره ...
هر چه که بوداما من او را اینگونه می شناسم. مردی که سیاست را کیاست میکرد.من او را این گونه می شناختم:"ظلم است ظلم بزرگی است اگر به فردای این کشور فکر نکنیم... فردا ممکن است ما نباشيم ولی فرزندانمون که هستند آینده که هست ایران که هست ستون های فردا را باید امروز بنا کنیم فردا دنیا شتابی دارد که باید آهنگ آن را امروز شروع کنیم. همیشه آرزو و امید داشتم در ز





یادداشتی بر در گذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی


آیت الله هاشمی رفسنجانی شاید پر تنش ترین چهره انقلاب باشد. از لبه های پرتگاه های خودی و غیر خودی ها بگیر تا عامل ثبات شدن کاندیداتوری اش در انتخابات 92، از نقش تعیین کننده اش در انتخاب رهبری تا نماز جمعه معروف خرداد 88 و از رد صلاحیت شدنش تا ریاست عالی ترین مجمع نظام.نمیدانم تاریخ چگونه زندگی این مرد را خواهد نگاشت مردی که دایه انقلاب بودموقوفه ی انقلاب بودعالیجناب سرخ پوش / گنیجینه اسرار نظام/ امیر کبیر زمان سردار سازندگی/ حاج آقا خاطره ...
هر چه که بوداما من او را اینگونه می شناسم. مردی که سیاست را کیاست میکرد.من او را این گونه می شناختم:"ظلم است ظلم بزرگی است اگر به فردای این کشور فکر نکنیم... فردا ممکن است ما نباشيم ولی فرزندانمون که هستند آینده که هست ایران که هست ستون های فردا را باید امروز بنا کنیم فردا دنیا شتابی دارد که باید آهنگ آن را امروز شروع کنیم. همیشه آرزو و امید داشتم در ز





شهادت سه رزمنده در سوریه


بسم رب الشهداوالصدیقین
رزمنده دلاور سپاه اسلام علیرضا قنبری از ورامین به خیل شهدای مدافع حرم پیوست.
بسم رب الشهداوالصدیقین
رزمنده دلاور سپاه اسلام ذبیح الله جعفری از ورامین به خیل شهدای مدافع حرم پیوست.
بسم رب الشهداوالصدیقین
رزمنده دلاور سپاه اسلام صفدرعلی قرباني از نازی آبادتهران به خیل شهدای مدافع حرم پیوست.
آقا محمود رضا :منبع . http://shohadaezeinabi.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 »