بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





هخامنشیان (874) : قربانی کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن حیوانات ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )
هخامنشیان (بخش874)
" ... راجع به طبقه مغ ها اطلاعات ما محدود است به اینکه هرودوت گوید مغ ها طایفه ای بودند از طوایف شش گانه ی ماد . از نوشته های مورخین دیگر نیز این نظر حاصل می شود که اینها کاهنان و مجریان آیین دینی بودند و سنن مذهبی در نزد آنها محفوظ بود . بنابراین آداب و مراسم مذهب را فقط آنها می دانستند . کلیتا این شغل موروثی بود ؛ یعنی کسی نمی توانست مغ شود مگر اینکه از اولاد مغ باشد . ولی اولاد مغ ها می توانستند شغلی دیگر اختیار کنند ... 
مغ ها بدست خودشان حیوان قرباني را می کشند و کلیتا خون هر حیوانی را غیر از سگ می ریزند ...
مغ ها در موقع اجرای مراسم قرباني (توسط هخامنشیان) دعوت می شدند ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1343 - 1342
 ###############
کانال حقیقت
https://telegram.





روایت تاریخی از چهارشنبه سوری!


در برخی قبایل بدوی، والدین کودکان خود را برای خدایان قرباني کرده، می‌سوزاندند. از جمله ایزد مولوک که در قبایل عبرانی و کنعانی پرستیده می‌شد، در پرستشگاهش کوره‌ای بود که کودکان در آن سوزانده می‌شدند و طبّالان طبل می‌زدند تا نگذارند صدای جیغ و زاری کودکان به والدین برسد.
بعدها این رسم خشونت آمیز، به شکلی بسیار معتدل‌تر در آمد و برای راضی کردن خدایان تنها نمایشی از سوزاندن کودکان اجرا می‌شد! به این شکل که آتشی برافروخته شده و کودکان به سرعت از میان آن می‌گذشتند و به این ترتیب آیین قرباني بدون قرباني کردن انجام می‌یافت.
"برگرفته از تاریخ تمدن"
"ویل دورانت"

+نقل از کانال تلگرامی هاروت و ماروت

++کرمان که بودم یکی دوبار به آتشکده شهر رفتم.(از جاذبه‌های گردشگری شهر هم محسوب می‌شه) به ضرس قاطع می‌گفتند ما در آیین زردشتی چیزی به نام چهارشنبه سوری یا هر مراسمی شبیه به آن نداریم!
 بازم میل خودت. :م





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





هخامنشیان (881) : قربانی کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی ( ایران باستان )


قرباني کردن ، امری رایج در عصر هخامنشی (ایران باستان)
هخامنشیان (بخش881)
(بنا به گزارش هرودوت) :
" ... قرباني در نزد پارسی ها چنین به عمل می آید : برای قربان کردن ، نه محرابی تهیه می کنند و نه آتشی . نه شرابی به زمین می ریزند و نه نی می زنند . استعمال تاج گل یا جو هم در این موقع معمول نیست . هر کس بخواهد قرباني کند ، تیاری بر سر گذارده ، با شاخه های درخت مورد آن را زینت می دهد و حیوان را به جای پاکی برده ، در آنجا به دعا کردن می پردازد ...
بعد او حیوان را قطعه قطعه کرده و گوشت آن را پخته ، روی گیاه نرم یا غالبا شبدری که قبلا آماده ساخته می گذارد . پس از آن مغی که حاضر است سرودهای مقدس می خواند و این سرودها راجع به پیدایش خدایان (2) است . قرباني بی حضور مغ بر خلاف عادت پارسی است . پس از زمانی ، قرباني کننده ، گوشت را به خانه برده ، به مصرف می رساند . 
بعد هرودوت گوید "... بین مغ ها(ی پارسی)





تناقض


جالب ترین خصوصیت بشر " تناقض " است!
به شدت عجله داریم بزرگ شویم، 
و بعد دلمان برای کودکی از دست رفته‌مان تنگ میشود ...!
برای پول در آوردن خودمان را مریض میکنیم،
بعد تمام پولمان را خرج میکنیم تا دوباره سالم شویم ...!
طوری زندگی میکنیم که انگار هرگز نمی میریم،
و طوری می میریم که انگار هرگز زندگی نکرده ایم ...! :منبع . http://d-sara.blog.ir/rss





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (891) : قربانی ، امری رایج در ایران باستان


قرباني ، امری رایج در ایران باستان
هخامنشیان (بخش891)
" ... نویسنده ی مزبور (استرابون) چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن هیزم را روشن می کنند و روغن روی آن می ریزند بی اینکه هوا بدمند .





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





هخامنشیان (854) : جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران


جلوگیری داریوش از کودک کشی / خیانت کوروش پرستان به ایران
هخامنشیان (بخش854)
" ... (سرزمین) قرطاجنه ، متحد ایران بوده و در زمان داریوش اول به قول ژوستن ، سه امر او را پذیرفته و مجری داشته . یکی از سه امر مزبور ، خودداری از قرباني انسان بود .
راجع به این امر باید توضیح دهیم که در قرطاجنه ، مادران مقدس عادت داشتند برای جلب رضای خدای بزرگشان موسوم به ملک یا ملخ ، اطفالشان را قرباني کنند و در این موارد ، مادر طفل خود را روی دو دست مجسمه رب النوع مزبور که به پیش به خط افقی دراز بود گذاشته ، در زیر آن ، آتشی روشن می کرد تا بچه کباب و قرباني شود . داریوش این نوع قرباني را قدغن کرد ... "
حسن پیرنیا ، ایران باستان ، جلد دوم ، انتشارات افراسیاب ، چاپ نهم ، صص 1303 - 1302
تذکر :
همانطور که می بینید داریوش ، مانع کودک کشی در سرزمین قرطاجنه شده . این در حالیست که کوروش پرستان - که سنگ هخامنشیان را بر سی





واگویه‌های شبانه


من در تب سنگین خویش فریاد می‌کشیدم و
                                                      خلق را
گوش و دل اما به من نبود.
...
دیری با من سخن به درشتی گفتید؛
خود آیا به دو حرف تابِ‌تان هست؟
تابِ‌تان هست؟
#شاملو...
+ امشب از آن شب‌های درگیری‌ست و ما دیگر مثل سابق نمی‌شویم؛ که حتی وقتِ قدم زدن‌های ربع‌ساعته‌ی بین زنگ‌های دیف و گسسته و تحلیلی و شیمی، هرلحظه که می‌خندیم، هرلحظه که حرفی می‌زنیم، هرلحظه که به خندیدن پای اداهای سولماز می‌نشینیم، با بار سنگین خسر به خودمان می‌آییم و توی خودمان می‌رویم و تنهاتنها - کنار هم - خط‌کش و ساعتِ ثانیه‌شمار می‌گذاریم که ببینیم، چقدر از فتح دنیا عقب افتاده‌ایم... ما دیگر مثل سابق نمی‌شویم. می‌شویم؟
+ مگر به زحمت شکستنِ بالمان در قفس فرو کنندمان؛ که حتی آن زمان هم، چه کسی می‌داند در ذهن‌های ما چه می‌گذرد؟

ما زود می‌خوابیم،
که نیمه‌های شب را
بیدار باشیم...





زمان


فرض کنید زمانی در کودکی رویای رفتن به مریخ را تحت تاثیر کارتون ها و فیلم های کودکانه در سر می پروراندید ...سال ها بعد اگر به شما بگویند قرار است به قید قرعه یک نفر را به مریخ بفرستند شما با خود می گویید محال است که من انتخاب شوم و باز زمان می گذرد و شما ابعاد دیگری از زندگی زمینی را تجربه می کنید و بعد اگر کسی به شما بگوید آن یک نفر شمایید شاید پاسختان این باشد :"تنهایی به مریخ بروم که چه بشود " بسیاری از رویا های ما چنین سرانجامی دارند و وقتی بعد از مدت ها با آن ها روبرو می شویم با هجم بزرگی بی مفهومی مواجه می شویم و باور نمی کنیم این همان رویای ما بوده است ... زمان بی رحمانه معانی را در خود حل می کند ... گمان می کنم گاهی مفاهیم اساسی زندگی برای من به همین سرنوشت دچار شده اند :منبع . http://nikbakht.blog.ir/rss





رفتید تا همچو پرستو رها شوید .


این رسم ما نبود که ز یاران جدا شویم .
در هجوم وحشت شب بی صدا شویم
این عهد ما نبود که در انتهای راه .
ما بین کوچه ها تک و تنها رها شویم
آن روزها که شوق شهادت به سینه بود.
توفیقمان نبود که شبیه شما شویم
رفتید تا همچو پرستو رها شوید . 
رفتید خوش به حال شما یادمان کنید .
شاید که با نسیم دعاتان دوا شویم :منبع . http://meghdad1.blog.ir/rss





رفتید تا همچو پرستو رها شوید .


این رسم ما نبود که ز یاران جدا شویم .
در هجوم وحشت شب بی صدا شویم
این عهد ما نبود که در انتهای راه .
ما بین کوچه ها تک و تنها رها شویم
آن روزها که شوق شهادت به سینه بود.
توفیقمان نبود که شبیه شما شویم
رفتید تا همچو پرستو رها شوید . 
رفتید خوش به حال شما یادمان کنید .
شاید که با نسیم دعاتان دوا شویم :منبع . http://meghdad1.blog.ir/rss





دختران مدافع حرم....


‍ غم های یک دختر مذهبی ...
آقا قبول ما دختریم...
آقا قبول شهید نمی شویم ...
آقا قبول نمی گذارند تفنگ دستمان بگیریم و برویم مدافع حرم حضرت عشق (س) شویم ...
آقا قبول راه شهادت برایمان بسته شده....
قبول ....
همه را در اوج ناامیدی قبول کردیم ....
آری اشک میریزیم چون نمی توانیم ابراهیم باشیم نمی توانیم محمد هادی باشیم نمی توانیم علی باشیم ....
آری نمی توانیم ....  هرکاری میخواهیم بکنیم می گویند شما دخترید توان کافی را ندارید ...
هروقت خواستیم تنها برویم گفتند دختر نباید تنها جایی بره ...
هروقت خواستیم خلوت کنیم نگذاشتند...
پس چگونه شبیه ابراهیم هادی و هادی ذوالفقاری و علی خلیلی شویم ⁉️
بنشینیم و فقط درس بخوانیم و آرزوی شهادت کنیم ؟
نمی شود به والله نمی شود .....
شهدا بیابید بگویید این دختران دلسوخته چه کنند ؟
چه کنند در این آشفته بازار فساد و بی حجابی و تنهایی مهدی فاطمه ؟
جوابم را شهدا دادند..





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





هخامنشیان (884) : ایرانیان باستان ، دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند


اشاره استرابون به عقاید ایرانیان عصر هخامنشی / ایرانیان باستان دچار شرک ، بت پرستی و انحراف در اعتقادات بودند
هخامنشیان (بخش884)
" ... نویسنده ی مزبور چنین گوید : پارسی ها ... آسمان را زءوس (1) می دانند و قرباني در جاهای بلند به عمل می آید . آنها آفتاب را هم ستایش کرده ، آن را میتراس نامند و نیز ماه و آفرودیت (رب النوع وجاهت در یونان) و آتش و زمین و باد و آب را می ستایند (استرابون به جای ناهید یا آناهیتا آفرودیت را ذکر کرده) . آنها در جای پاک قرباني می کنند و قبلا دعاهایی می خوانند و حیوان قرباني را با ریاحین می آرایند . مغی که مراسم قرباني را به جا می آورد گوشت حیوان را قطعه قطعه می کند و بعد هر کس سهم خود را گرفته ، به خانه اش بر می گردد ...
آنها بین آتش و آب از حیث مراسم قرباني تفاوتی قاءلند . برای آتش چوب های خشکی که پوست آنرا کنده اند استعمال و آنرا چرب می کنند . بعد ، از پایین خرمن ه





شهادتی دخترانه را رقم میزند چادر..


‍ غم های یک دختر مذهبی ...
آقا قبول ما دختریم...
آقا قبول شهید نمی شویم ...
آقا قبول نمی گذارند تفنگ دستمان بگیریم و برویم مدافع حرم حضرت عشق (س) شویم ...
آقا قبول راه شهادت برایمان بسته شده....
قبول ....
همه را در اوج ناامیدی قبول کردیم ....
آری اشک میریزیم چون نمی توانیم ابراهیم باشیم نمی توانیم محمد هادی باشیم نمی توانیم علی باشیم ....
آری نمی توانیم ....  هرکاری میخواهیم بکنیم می گویند شما دخترید توان کافی را ندارید ...
هروقت خواستیم تنها برویم گفتند دختر نباید تنها جایی بره ...
هروقت خواستیم خلوت کنیم نگذاشتند...
پس چگونه شبیه ابراهیم هادی و هادی ذوالفقاری و علی خلیلی شویم ⁉️
بنشینیم و فقط درس بخوانیم و آرزوی شهادت کنیم ؟
نمی شود به والله نمی شود .....
شهدا بیابید بگویید این دختران دلسوخته چه کنند ؟
چه کنند در این آشفته بازار فساد و بی حجابی و تنهایی مهدی فاطمه ؟
جوابم را شهدا دادند..





شهادتی دخترانه را رقم میزند چادر..


‍ غم های یک دختر مذهبی ...
آقا قبول ما دختریم...
آقا قبول شهید نمی شویم ...
آقا قبول نمی گذارند تفنگ دستمان بگیریم و برویم مدافع حرم حضرت عشق (س) شویم ...
آقا قبول راه شهادت برایمان بسته شده....
قبول ....
همه را در اوج ناامیدی قبول کردیم ....
آری اشک میریزیم چون نمی توانیم ابراهیم باشیم نمی توانیم محمد هادی باشیم نمی توانیم علی باشیم ....
آری نمی توانیم ....  هرکاری میخواهیم بکنیم می گویند شما دخترید توان کافی را ندارید ...
هروقت خواستیم تنها برویم گفتند دختر نباید تنها جایی بره ...
هروقت خواستیم خلوت کنیم نگذاشتند...
پس چگونه شبیه ابراهیم هادی و هادی ذوالفقاری و علی خلیلی شویم ⁉️
بنشینیم و فقط درس بخوانیم و آرزوی شهادت کنیم ؟
نمی شود به والله نمی شود .....
شهدا بیابید بگویید این دختران دلسوخته چه کنند ؟
چه کنند در این آشفته بازار فساد و بی حجابی و تنهایی مهدی فاطمه ؟
جوابم را شهدا دادند..





خوشا آن پیکر افتاده در خاک


خدایا، تو میدانی که چه می کشیم ، پنداری که چون شمع ذوب می شویم ، آب می شویم ما ازمردن نمی هراسیم ، اما میترسیم بعد ازما ایمان را سر ببرند و اگر نسوزیم هم که روشنائی می رود و جای خود را دوباره به شب می سپارد ، پس چه باید کرد؟
از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم  و از دیگر سو باید شهید شویم  تا آینده بماند هم باید امروز شهید شویم تا فردا بماند وهم باید بمانیم تا فردا شهید نشود ، عجب دردی چه می شد امروز شهید می شدیم و فردا زنده می شدیم تا دوباره شهید شویم.
فرازی از وصیت نامه دانشجوی شــــــــهید مــهدی رجبـــــ بیــگی
خوشا آن پیکر  افتاده در خاک که  از  خونش شده  آغشته رخسار
خوشا سر خرمن مهدی (عج)نهادن دم آخر حسین (ع)آید به دیدار... :منبع . http://yabanyadam.blog.ir/rss





...



خسته‌تر از آنم برای نالیدن از تجددِ ناپخته‌ای که از آن رنج می‌بریم و نوشتن «از رنجی که می‌بریم» و حال بدِ دنیا و انتخاباتِ آمریکا(!) و کنکور و قصه این روزهایی که می‌گذرد و «آینه جادو»ی سیدمرتضی و «حرکت» استاد صفایی و نظریه گراف و سینماتیک و «زندگی بتهوون» و روزگارِ بی‌اویی که می‌گذرانیم و هرروز، مدام، خودمان را به آن راه می‌زنیم که نفهمیم. خسته‌تر از آنم برای نوشتن از اربعین و ترامپ و میشل عون و حزب الله و امام موسی و حضرت آقا. خسته‌تر از آنم؛ اما خسته که قرار نیست بمانم! بین اینهمه آشوب فقط اوست؛ که جدایِ تمامِ این اندیشه‌های متجددانه «خودباوری»، بین تمام اضطراب تکیه به ضمیر «من»، بین همه این نابلدی‌ها و کم بودن‌ها و بی‌سوادی‌ها، کتابش را باز می‌کنی که انگشتت روی این آیات بلغزد. که بدانی بعد این غربال سخت، سنت «پروردن» است که دانه‌ها را به انتظار سبزه زدن می‌کارند. که بدانی کاشته می‌شوی





انا الغول السیاه الترسناک://


کتاب دوستم رو امانت گرفتم:)
رو صفحه اولش نوشته:«
+وبلاگ زدم:دی:))
- ایول پس تو هم بیا تو بازی ما..البته چیزی به خادمی(یعنی من!)نگو!
:|
وبازهم
:||
:/
بازی؟
داره بو میاد:/
صاحب کتاب جان از همینجا برات دست تکون میدم :))
+بزار بیام مدرسه!دارم برات×_×
امضا:«یک قرباني» :منبع . http://baharkhademi1380.blog.ir/rss





انا الغول السیاه الترسناک://


کتاب دوستم رو امانت گرفتم:)
رو صفحه اولش نوشته:«
+وبلاگ زدم:دی:))
- ایول پس تو هم بیا تو بازی ما..البته چیزی به خادمی(یعنی من!)نگو!
:|
وبازهم
:||
:/
بازی؟
داره بو میاد:/
صاحب کتاب جان از همینجا برات دست تکون میدم :))
+بزار بیام مدرسه!دارم برات×_×
امضا:«یک قرباني» :منبع . http://baharkhademi1380.blog.ir/rss





عاشق شویم


"""از آدما که دلم میگیره
خیلی دوس دارم خفشون کنم؛"""
همین،
ساده می توان آدم کُشت،
ولی سخت می توان عشق ورزید
و سخت تر از آن:
بدانیم اگر دلی را شکستیم
شکستیم.
بیایید بدون آن که دلی را بشکنیم عاشق شویم
و به تمام کائنات ثابت کنیم که انسان می تواند جانشین خوبی برای خدا باشد.
:منبع . http://doroghnevesht.blog.ir/rss





گاهی به سادگی و گاهی به مهربانی


از کنار یکدیگر رد می شویم و تنها چیزی که در سالهای دور باقی می ماند
تنها خاطره ایست که مثل باد یا به جای باد، هر کجاکه می خواهد می رودمی وزد شاید به همین دلیل ساده است که از خودم چیزی برای گفتن ... پنهان کردن ... یا از دست دادن ندارم مانند دانه برفی که فقط یک بار درست در برابر چشمانت از بالا، از میان هزاران دانه برف آرام فرود می آید و در انبوه سپیدی برف پوش زمین جایی، می نشیند و گم می شود و تو دیگر آن را نخواهی یافت نخواهی دید همچون رهگذری که فقط یک لحظه از کنارت می گذرد و تو تا پایان دنیا دیگر او را نمی بینی و نخواهی دانست که او که بود من هم یکی از همان رهگذرانم درست مثل تو همه ما از کنار یکدیگر رد می شویم گاهی به سادگی ... گاهی به مهربانی ... گاهی دیر و ... گاهی ناتمام :منبع . http://maserati.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »