بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




آستانه ناراحتی پایین اومده


از یجا به بعد 
گاهی انقد قاطی میکنی 
که هم وقتی میپرسن فلان چیز چیشد ناراحت میشی
و هم وقتی کسی یادش نیست و نمیپرسه ناراحت میشی! 
نه دوست دارم ک خیلی همش پیگیری کنن
نه دوست دارم ک اصلا نپرسن
نه دوست دارم ک سرسری بشنون جریانو
قشنگ معلومه قاطی کردم و اون آستانه ناراحتیم خیلی سطحش اومده پایین 
و کوچکترین چیزی ناراحتم میکنه
:منبع . http://noorehossein.blog.ir/rss





آستانه ناراحتی پایین اومده


از یجا به بعد 
گاهی انقد قاطی میکنی 
که هم وقتی میپرسن فلان چیز چیشد ناراحت میشی
و هم وقتی کسی یادش نیست و نمیپرسه ناراحت میشی! 
نه دوست دارم ک خیلی همش پیگیری کنن
نه دوست دارم ک اصلا نپرسن
نه دوست دارم ک سرسری بشنون جریانو
قشنگ معلومه قاطی کردم و اون آستانه ناراحتیم خیلی سطحش اومده پایین 
و کوچکترین چیزی ناراحتم میکنه
:منبع . http://noorehossein.blog.ir/rss





12 اُمین : مهارت


میدونید به نظرم میتونیم آدم های موفقی بشویم اگه مهارت های خوبه آدم ها رو با عقیده ی شخصی که دارند قاطی نکنیم و از مهارتشون استفاده کنیم و لذت ببریم. من عادل فردوسی پور و شاهین رو خیلی استاد میدونم تو کارشون.
+ و دندون دردی که گهگاهی حالمون رو میگیره :| :منبع . http://attic.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





3758.


پسرک بهم میگه:
مامان میذاری گل پسر رو "خشک بادی" کنم؟
من: خشک بادی؟؟؟! یعنی چی؟!
بعد میدوه میره از اتاق سشوار رو میاره،
میگه اینطوری بهش باد میزنم که خشک بشه!
میشه خشک بادی!
:|
:))

+ینی کشته مرده ی اصطلاحاتشم!
+اسم یکی از ماهیتابه ها رو گذاشته گوشت تابه!
که قاطی نشن با هم! :دی :منبع . http://lucy-may.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





قاطی پاتی مینویسم!


تقریبا امروز و امشب از بین رفت چون 2 ساعتش بین ساعت 6 تا 8 شب :))
دورهمی عالی بود!  همیشه عالیه ^^ مخصوصا مهران مدیری :) لعنتی مرد ِ 
شب بیداری با خانواده تا دیر وقت :| 
آخ جاااااان برای کمک پروژه هام یکی و پیدا کردم تو دانشگاه ^^ خدایا مرسی از نَفری که فرستادی :)
هوس فیلم ترسناک کردم!
X درگیری ذهنی باعث میشه اینجوری بنویسم ... کم کم آشنا میشید با من دیوانه :) :منبع . http://ziz4k.blog.ir/rss





در مرحله‌ی حق‌الیقین در باب شام نبودن سوپ


نمیدونم من چرا خودمو قاطی برنامه‌ای میکنم که ظهر برنج نخورم، شب هم فقط یه بشقاب سوپ بخورم که عاقبتش بشه حمله به یخچال در نمیه شب چونان ساکنان هر سرزمین قحطی زده‌ای در سده پیش:|
+
 
اگر میشد دلم میخواست مه روی قله کوه بودم(:
+

میگن اهنگ بذار بعد میگن اهنگ‌هاتو فقط خودت شنیدی. خب کوفت :|
+
اغلب بعد از ظهر‌ها فکر میکنم تو تخت بخوابم یا کنار بخاری ولو بشم؟ بیدار که میشم میفهمم یه جاهایی مفصل هست که تو جزوه اناتومی نبوده :|
+
یه روز بارونی بیدار شدم گفتم روزتو خاص کن. حضرت عباسی خاص شد فقط حوصله ندارم تعریف کنم. :منبع . http://esprichoo.blog.ir/rss





در مرحله‌ی حق‌الیقین در باب شام نبودن سوپ


نمیدونم من چرا خودمو قاطی برنامه‌ای میکنم که ظهر برنج نخورم، شب هم فقط یه بشقاب سوپ بخورم که عاقبتش بشه حمله به یخچال در نمیه شب چونان ساکنان هر سرزمین قحطی زده‌ای در سده پیش:|
+
 
اگر میشد دلم میخواست مه روی قله کوه بودم(:
+

میگن اهنگ بذار بعد میگن اهنگ‌هاتو فقط خودت شنیدی. خب کوفت :|
+
اغلب بعد از ظهر‌ها فکر میکنم تو تخت بخوابم یا کنار بخاری ولو بشم؟ بیدار که میشم میفهمم یه جاهایی مفصل هست که تو جزوه اناتومی نبوده :|
+
یه روز بارونی بیدار شدم گفتم روزتو خاص کن. حضرت عباسی خاص شد فقط حوصله ندارم تعریف کنم. :منبع . http://esprichoo.blog.ir/rss





در مرحله‌ی حق‌الیقین در باب شام نبودن سوپ


نمیدونم من چرا خودمو قاطی برنامه‌ای میکنم که ظهر برنج نخورم، شب هم فقط یه بشقاب سوپ بخورم که عاقبتش بشه حمله به یخچال در نمیه شب چونان ساکنان هر سرزمین قحطی زده‌ای در سده پیش:|
+
 
اگر میشد دلم میخواست مه روی قله کوه بودم(:
+

میگن اهنگ بذار بعد میگن اهنگ‌هاتو فقط خودت شنیدی. خب کوفت :|
+
اغلب بعد از ظهر‌ها فکر میکنم تو تخت بخوابم یا کنار بخاری ولو بشم؟ بیدار که میشم میفهمم یه جاهایی مفصل هست که تو جزوه اناتومی نبوده :|
+
یه روز بارونی بیدار شدم گفتم روزتو خاص کن. حضرت عباسی خاص شد فقط حوصله ندارم تعریف کنم. :منبع . http://esprichoo.blog.ir/rss





در مرحله‌ی حق‌الیقین در باب شام نبودن سوپ


نمیدونم من چرا خودمو قاطی برنامه‌ای میکنم که ظهر برنج نخورم، شب هم فقط یه بشقاب سوپ بخورم که عاقبتش بشه حمله به یخچال در نمیه شب چونان ساکنان هر سرزمین قحطی زده‌ای در سده پیش:|
+
 
اگر میشد دلم میخواست مه روی قله کوه بودم(:
+

میگن اهنگ بذار بعد میگن اهنگ‌هاتو فقط خودت شنیدی. خب کوفت :|
+
اغلب بعد از ظهر‌ها فکر میکنم تو تخت بخوابم یا کنار بخاری ولو بشم؟ بیدار که میشم میفهمم یه جاهایی مفصل هست که تو جزوه اناتومی نبوده :|
+
یه روز بارونی بیدار شدم گفتم روزتو خاص کن. حضرت عباسی خاص شد فقط حوصله ندارم تعریف کنم. :منبع . http://esprichoo.blog.ir/rss





بوی عصمت


بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
از خلقت دوستان آنها کمی بوی عصمت آمده است. فرموده است خُلقوا مِن فاضِلٍ
طینتنا وَ عُجنوُا بِماءِ وِلایتنا‌(بحارالانوار جلد 53، صفحه 302) کمی بوی
عصمت از آن می‌آید. بوی عصمت، نمی‌گویند خود عصمت است. وقتی که خاکش از
بقیه طینت این خانواده باشد و آبش هم آب ولایت باشد که قاطی کرده‌اند و او
را ساخته‌آند، آیا از آن بوی عصمت نمی‌آید؟حاج اسماعیل :منبع . http://atrereyhane.blog.ir/rss





سرآشپز


امروز ناهار با من بود،غذا؟؟
پیاز تفت دادم، فیله های مرغ رو با آبلیمو و فلفل سیاه مزه دار کردم، با پیاز داغ قاطی کردم و تفت دادم، یه استکان زعفرون آب کرده ریختم توش و گذاشتم آروم آروم بپزه..
قارچ ها رو تو تخم مرغ و فلفل سیاه غلتوندم، بعد انداختم تو پودر سوخاری فراوون و بعدشم راهی روغن داغ کردم تا خوب سرخ شه
ناهار بشقاب فیله ی مرغ و قارچ سوخاری و ذرت و سیب زمینی سرخ کرده بود، همه دوست داشتن بالاخص خودم:)) :منبع . http://parisam.blog.ir/rss





سرآشپز


امروز ناهار با من بود،غذا؟؟
پیاز تفت دادم، فیله های مرغ رو با آبلیمو و فلفل سیاه مزه دار کردم، با پیاز داغ قاطی کردم و تفت دادم، یه استکان زعفرون آب کرده ریختم توش و گذاشتم آروم آروم بپزه..
قارچ ها رو تو تخم مرغ و فلفل سیاه غلتوندم، بعد انداختم تو پودر سوخاری فراوون و بعدشم راهی روغن داغ کردم تا خوب سرخ شه
ناهار بشقاب فیله ی مرغ و قارچ سوخاری و ذرت و سیب زمینی سرخ کرده بود، همه دوست داشتن بالاخص خودم:)) :منبع . http://parisam.blog.ir/rss





سرآشپز


امروز ناهار با من بود،غذا؟؟
پیاز تفت دادم، فیله های مرغ رو با آبلیمو و فلفل سیاه مزه دار کردم، با پیاز داغ قاطی کردم و تفت دادم، یه استکان زعفرون آب کرده ریختم توش و گذاشتم آروم آروم بپزه..
قارچ ها رو تو تخم مرغ و فلفل سیاه غلتوندم، بعد انداختم تو پودر سوخاری فراوون و بعدشم راهی روغن داغ کردم تا خوب سرخ شه
ناهار بشقاب فیله ی مرغ و قارچ سوخاری و ذرت و سیب زمینی سرخ کرده بود، همه دوست داشتن بالاخص خودم:)) :منبع . http://parisam.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





:/+dady


دارم مث دیوونه ها هی بلاگمو نگاه میکنم میبینم ی جوری شده..
تو قسمت اخرین نضرات هم ب جا اینکه نظر خانومه شایسته رو نشون بده نظر عاقای فرید عه:/
میگم بلاگم ی چیزیش شده...سیستمش قاطی کرده یا هر چی...
بعد فهمیدم پست اشتباهی حذف کردم:|
فکر کنم حالم خعلی بده... باید برم بستری شم!:|
پ.ن:چرا تعطیل نمیشیم؟! چرا اینقدر زیاد مونده ب عید عاخه:((
پ.ن2: بابا خوب بلده منو گول بزنه:)) اصلا ی جوری بحثو میپیچونه و وارد اون موضوعی که میخاد میکنه ک خودتم میمونی چی جوری وارد این بحث شدی:)) خعلی خوبه:) با اینکه ب خاطر اختلاف سنی خعلی زیادمون هی از دست هم ناراحت میشیم ولی.... dady عه دیگ:) :منبع . http://lemoo-torsh.blog.ir/rss





قصه ی همیشه تکرار


امروز اکانت اینستاگرامم رو موقتا دی اکتیو کردم و بعد مدت ها رفتم بلاگفا و به وبلاگم سر زدم . اولین پست هام ، نظرها ، ادم هایی که یه مدت میخوندنم و یهو غیبشون زد.
حتی یاد اون پست هام که بلاگفا به طور ناگهانی قاطی کرده بود و همشون رو پاک کرد .
دلم خواست دوباره برگردم به نوشتن ... به وبلاگ نوشتن ولی نه تو جایی از رونق افتاده ای مثه بلاگفا.
این که باید اینجا رو با اونهمه خاطره تعطیل کنم و بیام از اول شروع کنم هم برام ناراحت کنندست اما چیزی رو که نمیشه اینکار کنم که چقدر به یه وبلاگ دوباره برای نوشتن نیاز دارم .
کاش اینجا موندگار شیم ما نامتعادل ها :منبع . http://zendebad-khodam.blog.ir/rss





قصه ی همیشه تکرار


امروز اکانت اینستاگرامم رو موقتا دی اکتیو کردم و بعد مدت ها رفتم بلاگفا و به وبلاگم سر زدم . اولین پست هام ، نظرها ، ادم هایی که یه مدت میخوندنم و یهو غیبشون زد.
حتی یاد اون پست هام که بلاگفا به طور ناگهانی قاطی کرده بود و همشون رو پاک کرد .
دلم خواست دوباره برگردم به نوشتن ... به وبلاگ نوشتن ولی نه تو جایی از رونق افتاده ای مثه بلاگفا.
این که باید اینجا رو با اونهمه خاطره تعطیل کنم و بیام از اول شروع کنم هم برام ناراحت کنندست اما چیزی رو که نمیشه اینکار کنم که چقدر به یه وبلاگ دوباره برای نوشتن نیاز دارم .
کاش اینجا موندگار شیم ما نامتعادل ها :منبع . http://zendebad-khodam.blog.ir/rss





قصه ی همیشه تکرار


امروز اکانت اینستاگرامم رو موقتا دی اکتیو کردم و بعد مدت ها رفتم بلاگفا و به وبلاگم سر زدم . اولین پست هام ، نظرها ، ادم هایی که یه مدت میخوندنم و یهو غیبشون زد.
حتی یاد اون پست هام که بلاگفا به طور ناگهانی قاطی کرده بود و همشون رو پاک کرد .
دلم خواست دوباره برگردم به نوشتن ... به وبلاگ نوشتن ولی نه تو جایی از رونق افتاده ای مثه بلاگفا.
این که باید اینجا رو با اونهمه خاطره تعطیل کنم و بیام از اول شروع کنم هم برام ناراحت کنندست اما چیزی رو که نمیشه اینکار کنم که چقدر به یه وبلاگ دوباره برای نوشتن نیاز دارم .
کاش اینجا موندگار شیم ما نامتعادل ها :منبع . http://zendebad-khodam.blog.ir/rss





قصه ی همیشه تکرار


امروز اکانت اینستاگرامم رو موقتا دی اکتیو کردم و بعد مدت ها رفتم بلاگفا و به وبلاگم سر زدم . اولین پست هام ، نظرها ، ادم هایی که یه مدت میخوندنم و یهو غیبشون زد.
حتی یاد اون پست هام که بلاگفا به طور ناگهانی قاطی کرده بود و همشون رو پاک کرد .
دلم خواست دوباره برگردم به نوشتن ... به وبلاگ نوشتن ولی نه تو جایی از رونق افتاده ای مثه بلاگفا.
این که باید اینجا رو با اونهمه خاطره تعطیل کنم و بیام از اول شروع کنم هم برام ناراحت کنندست اما چیزی رو که نمیشه اینکار کنم که چقدر به یه وبلاگ دوباره برای نوشتن نیاز دارم .
کاش اینجا موندگار شیم ما نامتعادل ها :منبع . http://zendebad-khodam.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »