بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




خشم اژدها


بعضیام هستن ۱۰ سال یه بار قاطی می کنن و وقتی هم قاطی کنن به قول جلال پسر حاج ابراهیم تو سریال آرام می گیریم میزنن طرف مقابل رو تنظیم می کنن :)) 
فالواقع بعضی وقت ها غیر قاطی کردن راهی برای آدم نمیذارن هر روز که میگذره بیشتر به این نتیجه میرسم که ظلم و فساد و کفر در کشوری  که مثلا اسم اسلام یدک میکشه بیداد می کنه...
ننگ و مرگ توامان بر مدیران٬ مسئولان٬ افراد و تمام کسانی که با ظلم وفساد جامعه رو به تباهی میکشن و اسم دین٬ مذهب و ایران را به لجن می کشن! 
:منبع . http://ermiha.blog.ir/rss





خشم اژدها


بعضیام هستن ۱۰ سال یه بار قاطی می کنن و وقتی هم قاطی کنن به قول جلال پسر حاج ابراهیم تو سریال آرام می گیریم میزنن طرف مقابل رو تنظیم می کنن :)) 
فالواقع بعضی وقت ها غیر قاطی کردن راهی برای آدم نمیذارن هر روز که میگذره بیشتر به این نتیجه میرسم که ظلم و فساد و کفر در کشوری  که مثلا اسم اسلام یدک میکشه بیداد می کنه...
ننگ و مرگ توامان بر مدیران٬ مسئولان٬ افراد و تمام کسانی که با ظلم وفساد جامعه رو به تباهی میکشن و اسم دین٬ مذهب و ایران را به لجن می کشن! 
:منبع . http://ermiha.blog.ir/rss





خشم اژدها


بعضیام هستن ۱۰ سال یه بار قاطی می کنن و وقتی هم قاطی کنن به قول جلال پسر حاج ابراهیم تو سریال آرام می گیریم میزنن طرف مقابل رو تنظیم می کنن :)) 
فالواقع بعضی وقت ها غیر قاطی کردن راهی برای آدم نمیذارن هر روز که میگذره بیشتر به این نتیجه میرسم که ظلم و فساد و کفر در کشوری  که مثلا اسم اسلام یدک میکشه بیداد می کنه...
ننگ و مرگ توامان بر مدیران٬ مسئولان٬ افراد و تمام کسانی که با ظلم وفساد جامعه رو به تباهی میکشن و اسم دین٬ مذهب و ایران را به لجن می کشن! 
:منبع . http://ermiha.blog.ir/rss





آستانه ناراحتی پایین اومده


از یجا به بعد 
گاهی انقد قاطی میکنی 
که هم وقتی میپرسن فلان چیز چیشد ناراحت میشی
و هم وقتی کسی یادش نیست و نمیپرسه ناراحت میشی! 
نه دوست دارم ک خیلی همش پیگیری کنن
نه دوست دارم ک اصلا نپرسن
نه دوست دارم ک سرسری بشنون جریانو
قشنگ معلومه قاطی کردم و اون آستانه ناراحتیم خیلی سطحش اومده پایین 
و کوچکترین چیزی ناراحتم میکنه
:منبع . http://noorehossein.blog.ir/rss





خبر


خبر خوب اینه که چندصباحی از نت و چت و جلسه و دوست میبررررررررررررررررررررررریم.و به روستا و شهرهایی چند سفر میکنم.
پ ن :دوستی پست زده بود یه اشتباه اساسی کرده.اینکه حدود دوست و همکار و خانواده رو یه کم باهم قاطی کرده.خودم این اشتباه رو در حقش کردم و دیگرانی این مدت همین مشکل رو برام به وجود آوردم.پس درک میکنم و جبران :منبع . http://az-inja.blog.ir/rss





مردیخی قسمت دوم


سواراتوبوس آزادی-باغستان شدم خوبی سفربااتوبوس اینست که قاطی زنها نمیشوی چون باشوهرشان مینشینندیاکنارهم مینشینند،دوصندلی کنارپنجره روبه آفتاب خالی بودروی صندلی کنارشیشه نشستم یک دخترجوان که نمیدانستم منظورش ازکنارمن نشستن چیه،کنارم نشست،وقتی اتوبوس راه افتادسرش راروی شانه ام گذاشت انگارمعتادیامست یاخسته ازانجام کارباشدروی شانه ام خوابش بردچندبارشانه ام رابالاانداختم تابیدارشودولی اوباشانه من قراردادداشت :منبع . http://roman-vijeh.blog.ir/rss





مردیخی قسمت دوم


سواراتوبوس آزادی-باغستان شدم خوبی سفربااتوبوس اینست که قاطی زنها نمیشوی چون باشوهرشان مینشینندیاکنارهم مینشینند،دوصندلی کنارپنجره روبه آفتاب خالی بودروی صندلی کنارشیشه نشستم یک دخترجوان که نمیدانستم منظورش ازکنارمن نشستن چیه،کنارم نشست،وقتی اتوبوس راه افتادسرش راروی شانه ام گذاشت انگارمعتادیامست یاخسته ازانجام کارباشدروی شانه ام خوابش بردچندبارشانه ام رابالاانداختم تابیدارشودولی اوباشانه من قراردادداشت :منبع . http://roman-vijeh.blog.ir/rss





مردیخی قسمت دوم


سواراتوبوس آزادی-باغستان شدم خوبی سفربااتوبوس اینست که قاطی زنها نمیشوی چون باشوهرشان مینشینندیاکنارهم مینشینند،دوصندلی کنارپنجره روبه آفتاب خالی بودروی صندلی کنارشیشه نشستم یک دخترجوان که نمیدانستم منظورش ازکنارمن نشستن چیه،کنارم نشست،وقتی اتوبوس راه افتادسرش راروی شانه ام گذاشت انگارمعتادیامست یاخسته ازانجام کارباشدروی شانه ام خوابش بردچندبارشانه ام رابالاانداختم تابیدارشودولی اوباشانه من قراردادداشت :منبع . http://roman-vijeh.blog.ir/rss





مردیخی قسمت دوم


سواراتوبوس آزادی-باغستان شدم خوبی سفربااتوبوس اینست که قاطی زنها نمیشوی چون باشوهرشان مینشینندیاکنارهم مینشینند،دوصندلی کنارپنجره روبه آفتاب خالی بودروی صندلی کنارشیشه نشستم یک دخترجوان که نمیدانستم منظورش ازکنارمن نشستن چیه،کنارم نشست،وقتی اتوبوس راه افتادسرش راروی شانه ام گذاشت انگارمعتادیامست یاخسته ازانجام کارباشدروی شانه ام خوابش بردچندبارشانه ام رابالاانداختم تابیدارشودولی اوباشانه من قراردادداشت :منبع . http://roman-vijeh.blog.ir/rss





مردیخی قسمت دوم


سواراتوبوس آزادی-باغستان شدم خوبی سفربااتوبوس اینست که قاطی زنها نمیشوی چون باشوهرشان مینشینندیاکنارهم مینشینند،دوصندلی کنارپنجره روبه آفتاب خالی بودروی صندلی کنارشیشه نشستم یک دخترجوان که نمیدانستم منظورش ازکنارمن نشستن چیه،کنارم نشست،وقتی اتوبوس راه افتادسرش راروی شانه ام گذاشت انگارمعتادیامست یاخسته ازانجام کارباشدروی شانه ام خوابش بردچندبارشانه ام رابالاانداختم تابیدارشودولی اوباشانه من قراردادداشت :منبع . http://roman-vijeh.blog.ir/rss





همه چی اونقدر دردناکه که من دلم واسه دردای گذشته هم تنگ میشه..


شخصیت منفوری که مدتی معتاد بود، پرخاشگر و بی حوصله بود و دائم با همه درگیر. همه را مسخره می کرد و قاطی که می کرد زمین و زمان را به هم می ریخت. حتی یک بار یادم هست سر سفره بخاطر بشقاب سیب زمینی سرخ کرده جلوی همه مرا محکم زد جوری که جایش تا آخر شب می سوخت و با بغض شامم را خوردم و در سکوت.
حالا همین آدم، وقتی درد بزرگی بر همه اعضای خانواده وارد شده بود، مرا در حالی که کز کرده بودم و بی صدا شر شر اشک می ریختم دید، از آن طرف هال با گریه قربان صدقه ام رفت و گفت گریه نکنم.
هیچ حواستان هست که گاهی غم آدم ها را چقدر مهربان می کند؟

با "وضعیت سفید" نمی توانم اشک نریزم. دلم آن دور همی های باشکوه گذشته را می خواهد... :منبع . http://thisisme.blog.ir/rss





پیر می‌شم


حس می‌کنم اگه الان مسخ نشم، یه سوسک نشم که از سیاهی یه هو با شب قاطی می‌شه و شسته می‌شه می‌ره و گم می‌شه توی معرفت دارکنس و می‌تونه اون‌قدر جیغ بزنه که هلاک بشه،
می‌میرم.

اما من نمی‌میرم.
دارم از خلوص مرگ نمی‌میرم خدا...









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت :منبع . http://faded.blog.ir/rss





پیر می‌شم


حس می‌کنم اگه الان مسخ نشم، یه سوسک نشم که از سیاهی یه هو با شب قاطی می‌شه و شسته می‌شه می‌ره و گم می‌شه توی معرفت دارکنس و می‌تونه اون‌قدر جیغ بزنه که هلاک بشه،
می‌میرم.

اما من نمی‌میرم.
دارم از خلوص مرگ نمی‌میرم خدا...









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت :منبع . http://faded.blog.ir/rss





پیر می‌شم


حس می‌کنم اگه الان مسخ نشم، یه سوسک نشم که از سیاهی یه هو با شب قاطی می‌شه و شسته می‌شه می‌ره و گم می‌شه توی معرفت دارکنس و می‌تونه اون‌قدر جیغ بزنه که هلاک بشه،
می‌میرم.

اما من نمی‌میرم.
دارم از خلوص مرگ نمی‌میرم خدا...









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت :منبع . http://faded.blog.ir/rss





پیر می‌شم


حس می‌کنم اگه الان مسخ نشم، یه سوسک نشم که از سیاهی یه هو با شب قاطی می‌شه و شسته می‌شه می‌ره و گم می‌شه توی معرفت دارکنس و می‌تونه اون‌قدر جیغ بزنه که هلاک بشه،
می‌میرم.

اما من نمی‌میرم.
دارم از خلوص مرگ نمی‌میرم خدا...









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت :منبع . http://faded.blog.ir/rss





پیر می‌شم


حس می‌کنم اگه الان مسخ نشم، یه سوسک نشم که از سیاهی یه هو با شب قاطی می‌شه و شسته می‌شه می‌ره و گم می‌شه توی معرفت دارکنس و می‌تونه اون‌قدر جیغ بزنه که هلاک بشه،
می‌میرم.

اما من نمی‌میرم.
دارم از خلوص مرگ نمی‌میرم خدا...









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت :منبع . http://faded.blog.ir/rss





پیر می‌شم


حس می‌کنم اگه الان مسخ نشم، یه سوسک نشم که از سیاهی یه هو با شب قاطی می‌شه و شسته می‌شه می‌ره و گم می‌شه توی معرفت دارکنس و می‌تونه اون‌قدر جیغ بزنه که هلاک بشه،
می‌میرم.

اما من نمی‌میرم.
دارم از خلوص مرگ نمی‌میرم خدا...









متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






دریافت :منبع . http://faded.blog.ir/rss





امان از شهرت


 اصلا رسم شده ٬اینکه تا یکم شهرت بهم زدی فورا از این نمد برای خودت یه قبا درست کنی مثل تمام افراد معروفی که برای شورای شهر تهران ثبت نام کردن ٬ از همه این افراد معروف بی خاصیت که بگذریم ٬کاندیدا شدن یه نفر خیلی ناراحتم کرد اون شخص کسی نیست جز جلال ملکی سخنگوی آتش نشانی تهران که بعد از حادثه پلاسکو به مردم شناخته شد ٬چهره ای که تا قبل از کاندیدا شدنش ٬مثل همه  به چشم یه قهرمان می دیدمش٬ قهرمانی که همراه همکاران بزرگش امنیت را برای شهر به ارمغان آوردن. 
حالا این قهرمان با دست های خودش میخواد خودشو افول بده ٬ قاطی کاری بشه هیچ سنخیتی با روحیه یه قهرمان نداره !
برعکس همه که قائل به نجاست و بد بودن سیاست هستن ٬ سیاست از نظر من به دو قسم خوب و بد تقسیم میشه و مشکل بزرگ سلبریتی های ما اینه که هر بار خواستن وارد سیاست بشن با کله درون سیاست بد شیرجه زدن 
سیاستی که جز فقر٬ فساد ٬تبعیض و... چیزی برای





امان از شهرت


 اصلا رسم شده ٬اینکه تا یکم شهرت بهم زدی فورا از این نمد برای خودت یه قبا درست کنی مثل تمام افراد معروفی که برای شورای شهر تهران ثبت نام کردن ٬ از همه این افراد معروف بی خاصیت که بگذریم ٬کاندیدا شدن یه نفر خیلی ناراحتم کرد اون شخص کسی نیست جز جلال ملکی سخنگوی آتش نشانی تهران که بعد از حادثه پلاسکو به مردم شناخته شد ٬چهره ای که تا قبل از کاندیدا شدنش ٬مثل همه  به چشم یه قهرمان می دیدمش٬ قهرمانی که همراه همکاران بزرگش امنیت را برای شهر به ارمغان آوردن. 
حالا این قهرمان با دست های خودش میخواد خودشو افول بده ٬ قاطی کاری بشه هیچ سنخیتی با روحیه یه قهرمان نداره !
برعکس همه که قائل به نجاست و بد بودن سیاست هستن ٬ سیاست از نظر من به دو قسم خوب و بد تقسیم میشه و مشکل بزرگ سلبریتی های ما اینه که هر بار خواستن وارد سیاست بشن با کله درون سیاست بد شیرجه زدن 
سیاستی که جز فقر٬ فساد ٬تبعیض و... چیزی برای





امان از شهرت


 اصلا رسم شده ٬اینکه تا یکم شهرت بهم زدی فورا از این نمد برای خودت یه قبا درست کنی مثل تمام افراد معروفی که برای شورای شهر تهران ثبت نام کردن ٬ از همه این افراد معروف بی خاصیت که بگذریم ٬کاندیدا شدن یه نفر خیلی ناراحتم کرد اون شخص کسی نیست جز جلال ملکی سخنگوی آتش نشانی تهران که بعد از حادثه پلاسکو به مردم شناخته شد ٬چهره ای که تا قبل از کاندیدا شدنش ٬مثل همه  به چشم یه قهرمان می دیدمش٬ قهرمانی که همراه همکاران بزرگش امنیت را برای شهر به ارمغان آوردن. 
حالا این قهرمان با دست های خودش میخواد خودشو افول بده ٬ قاطی کاری بشه هیچ سنخیتی با روحیه یه قهرمان نداره !
برعکس همه که قائل به نجاست و بد بودن سیاست هستن ٬ سیاست از نظر من به دو قسم خوب و بد تقسیم میشه و مشکل بزرگ سلبریتی های ما اینه که هر بار خواستن وارد سیاست بشن با کله درون سیاست بد شیرجه زدن 
سیاستی که جز فقر٬ فساد ٬تبعیض و... چیزی برای





طعم رویا


بعد از دو نصف شب
پاهایمان را سلاخی میکنند
یکجا بند می شویم
همه دار و ندار زندگی ت را می چپانند توی کله ات
کمی ادویه رویا قاطی می کنند
کمی سکوت
ساعتی تاریکی
و تو شروع میکنی به چرت گفتن
مثلا می گویی که 
"دوستم داری"
من هم باور می کنم
طعم رویایت باور کردنی ست
:منبع . http://filozof.blog.ir/rss





طعم رویا


بعد از دو نصف شب
پاهایمان را سلاخی میکنند
یکجا بند می شویم
همه دار و ندار زندگی ت را می چپانند توی کله ات
کمی ادویه رویا قاطی می کنند
کمی سکوت
ساعتی تاریکی
و تو شروع میکنی به چرت گفتن
مثلا می گویی که 
"دوستم داری"
من هم باور می کنم
طعم رویایت باور کردنی ست
:منبع . http://filozof.blog.ir/rss





طعم رویا


بعد از دو نصف شب
پاهایمان را سلاخی میکنند
یکجا بند می شویم
همه دار و ندار زندگی ت را می چپانند توی کله ات
کمی ادویه رویا قاطی می کنند
کمی سکوت
ساعتی تاریکی
و تو شروع میکنی به چرت گفتن
مثلا می گویی که 
"دوستم داری"
من هم باور می کنم
طعم رویایت باور کردنی ست
:منبع . http://filozof.blog.ir/rss





طعم رویا


بعد از دو نصف شب
پاهایمان را سلاخی میکنند
یکجا بند می شویم
همه دار و ندار زندگی ت را می چپانند توی کله ات
کمی ادویه رویا قاطی می کنند
کمی سکوت
ساعتی تاریکی
و تو شروع میکنی به چرت گفتن
مثلا می گویی که 
"دوستم داری"
من هم باور می کنم
طعم رویایت باور کردنی ست
:منبع . http://filozof.blog.ir/rss





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





سخنی از بانی، تو سریال مام!


اینو بانی، مامان کریستی، تو سریال مام گفت!!!
تو همون دور همی آدمای sober،
البته اون روز هیچ مردی بینشون نبود.
اینجام که کسی منو نمیشناسه. وبلاگ خودمه دوست دارم اینو توش بنویسم :p
Here's the good place men suck not just some men all men across the board!
پی نوشت: جدی رو دوست دارم! حتما همتون خبر دارین.
راستی، اینو میخواستم اینجا واستون بنویسم. 
قبل اینکه جدی بهم بگه که زن داشته (یا داره یا هرچی) خبر داشتم که زن داشته یا داره یا هرچی! ولی خب اگه بهش بگی قاطی میکنه! که من خبر داشتم که زن داری!!! :|
جدی رو دوست دارم!
ولی دلم ازش شکسته. با شمام یکی همون کارو بکنه دلتون میشکنه. میشین مثل من. دلتون میشکنه و دیگه نمیخواین طرفو ببینین. ولی این ربطی به دوست داشتن و نداشتن نداره.
:)
بهله!
پی نوشت 2: این داروهایی که میخورم چاق کننده ان. نمیدونین با چه بدبختی ای وزنمو ثابت نگه میدارم :( خیلی سخته. فکر





e146-من سقایتک


آقای مهربانیها
سلام
فکر کنم بیش از یکسال شده که پیش شما نیامده ام، دیگر تصاویرم از حرم دارند وضوحشان را از دست می دهند، فکر کنم وقتش شده باشد!
چند حرف را میخواستم به شما بزنم
***
اگر کسی را "صمیمیت تمام شده" بخوانند حق ندارد بهش بخورد؟؟ ...
عاقبت قاطی کردن همه چیز همین میشود :))
***
زندگی صبر نمی کند. نمیتوانم فردا را واگذارم به وقتی که مهیا باشم، فردا خواهی نخواهی می رسد. و امروزم در فردایم منعکس می شود. گاهی فکر می کنم چه خوب می شد اگر پیش از فلان موقع فلان کتاب را خوانده بودم یا فلان حرف را شنیده بودم. اما در این حالت از لین گذار و حرکت دائمی غافلم.
نتیجه اینکه، احتمالن، افق بلندمدت و تصمیمات امروز معمای دیگری خواهند داشت. ؟؟
***
دیشب به کمک کردن فکری عمومی فکر میکردم که به ذهنم رسید، چرا نباید فقط به فکر تشنگی خودم باشم، مگر من چه دارم که بخشی هم به دیگری بدهم، تا وقتی خودم له له می زن





دکتر منصف


وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۸۰ شعراء
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد 

من این نعمت بزرگ سلامتی را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم .

یه روز از کلاس که برگشتم دیدم سعیده و فرزانه هر دوشون مریض شدن و دارن از درد به خودشون میپیچن
هر چی ازشون سوْال کردم چی شده چی خوردین، چیزی دست گیرم نشد، فقط گفتن از صبح دل درد و سر درد و بدن درد عجیبی داریم....
تو خونه ما وقتی کسی مریض میشه تا وقتی خوب بشه باید چند مرحله رو طی کنه
اول درمان خونگی: خب من خاکشیر و نبات داغ دادم بهشون، اما خوب نشدن
مرحله دوم: مراجعه به اینترنت: نوشته بود نوشابه و ابلیمو، رفتم تهیه کردم و به خوردشون دادم، اماااا خوب نشدن که در واقع اثری نداشت.
مرحله سوم : مراجعه به داروخانه است! چون حبیب اعتقاد داره بهترین دکت





دکتر منصف


وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۸۰ شعراء
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد 

من این نعمت بزرگ سلامتی را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم .

یه روز از کلاس که برگشتم دیدم سعیده و فرزانه هر دوشون مریض شدن و دارن از درد به خودشون میپیچن
هر چی ازشون سوْال کردم چی شده چی خوردین، چیزی دست گیرم نشد، فقط گفتن از صبح دل درد و سر درد و بدن درد عجیبی داریم....
تو خونه ما وقتی کسی مریض میشه تا وقتی خوب بشه باید چند مرحله رو طی کنه
اول درمان خونگی: خب من خاکشیر و نبات داغ دادم بهشون، اما خوب نشدن
مرحله دوم: مراجعه به اینترنت: نوشته بود نوشابه و ابلیمو، رفتم تهیه کردم و به خوردشون دادم، اماااا خوب نشدن که در واقع اثری نداشت.
مرحله سوم : مراجعه به داروخانه است! چون حبیب اعتقاد داره بهترین دکت





دکتر منصف


وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۸۰ شعراء
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد 

من این نعمت بزرگ سلامتی را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم .

یه روز از کلاس که برگشتم دیدم سعیده و فرزانه هر دوشون مریض شدن و دارن از درد به خودشون میپیچن
هر چی ازشون سوْال کردم چی شده چی خوردین، چیزی دست گیرم نشد، فقط گفتن از صبح دل درد و سر درد و بدن درد عجیبی داریم....
تو خونه ما وقتی کسی مریض میشه تا وقتی خوب بشه باید چند مرحله رو طی کنه
اول درمان خونگی: خب من خاکشیر و نبات داغ دادم بهشون، اما خوب نشدن
مرحله دوم: مراجعه به اینترنت: نوشته بود نوشابه و ابلیمو، رفتم تهیه کردم و به خوردشون دادم، اماااا خوب نشدن که در واقع اثری نداشت.
مرحله سوم : مراجعه به داروخانه است! چون حبیب اعتقاد داره بهترین دکت





دکتر منصف


وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۸۰ شعراء
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد 

من این نعمت بزرگ سلامتی را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم .

یه روز از کلاس که برگشتم دیدم سعیده و فرزانه هر دوشون مریض شدن و دارن از درد به خودشون میپیچن
هر چی ازشون سوْال کردم چی شده چی خوردین، چیزی دست گیرم نشد، فقط گفتن از صبح دل درد و سر درد و بدن درد عجیبی داریم....
تو خونه ما وقتی کسی مریض میشه تا وقتی خوب بشه باید چند مرحله رو طی کنه
اول درمان خونگی: خب من خاکشیر و نبات داغ دادم بهشون، اما خوب نشدن
مرحله دوم: مراجعه به اینترنت: نوشته بود نوشابه و ابلیمو، رفتم تهیه کردم و به خوردشون دادم، اماااا خوب نشدن که در واقع اثری نداشت.
مرحله سوم : مراجعه به داروخانه است! چون حبیب اعتقاد داره بهترین دکت





دکتر منصف


وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۸۰ شعراء
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد 

من این نعمت بزرگ سلامتی را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم .

یه روز از کلاس که برگشتم دیدم سعیده و فرزانه هر دوشون مریض شدن و دارن از درد به خودشون میپیچن
هر چی ازشون سوْال کردم چی شده چی خوردین، چیزی دست گیرم نشد، فقط گفتن از صبح دل درد و سر درد و بدن درد عجیبی داریم....
تو خونه ما وقتی کسی مریض میشه تا وقتی خوب بشه باید چند مرحله رو طی کنه
اول درمان خونگی: خب من خاکشیر و نبات داغ دادم بهشون، اما خوب نشدن
مرحله دوم: مراجعه به اینترنت: نوشته بود نوشابه و ابلیمو، رفتم تهیه کردم و به خوردشون دادم، اماااا خوب نشدن که در واقع اثری نداشت.
مرحله سوم : مراجعه به داروخانه است! چون حبیب اعتقاد داره بهترین دکت





دکتر منصف


وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ۸۰ شعراء
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد 

من این نعمت بزرگ سلامتی را شکر می گویم قبل از آنکه هر آسیبی از دنیا بنا بر مشیت تو آن را به مخاطره اندازد . پس ستایش ازآن توست بر این سلامتی که همچنان از آن بر خوردارم .

یه روز از کلاس که برگشتم دیدم سعیده و فرزانه هر دوشون مریض شدن و دارن از درد به خودشون میپیچن
هر چی ازشون سوْال کردم چی شده چی خوردین، چیزی دست گیرم نشد، فقط گفتن از صبح دل درد و سر درد و بدن درد عجیبی داریم....
تو خونه ما وقتی کسی مریض میشه تا وقتی خوب بشه باید چند مرحله رو طی کنه
اول درمان خونگی: خب من خاکشیر و نبات داغ دادم بهشون، اما خوب نشدن
مرحله دوم: مراجعه به اینترنت: نوشته بود نوشابه و ابلیمو، رفتم تهیه کردم و به خوردشون دادم، اماااا خوب نشدن که در واقع اثری نداشت.
مرحله سوم : مراجعه به داروخانه است! چون حبیب اعتقاد داره بهترین دکت





خدای من


من خدایم را میپرستم...خدای من جذاب،خارق‌العاده و بسیار مهربان و شوخ‌طبع است...میخواهم باصداقت بگویم!روزهایی بوده که سرش داد کشیدم و از زمین و زمان، از حال و گذشته‌ای که میتوانست شادتر از این‌ها باشد و از تمام خواسته‌هایم که نصفه و نیمه رها مانده،شکایت کردم.خب من هم انسانم!شب‌هایی بوده که آهنگی قلبم را به درد آورده.پشیمان شدم از تمام آن ناله‌هایی که بی‌اختیار و در ناراحتی زدم.اشک‌هایم شفاف‌ترین حالت ممکن را داشتند و بغض‌هایم دردآورترین هق‌هق‌ها را در خود حبس کردند!بله! بوده شب و روزی که شادی‌هایم را با لبخندهای گرم خدا قاطی کردم و گرمای نوازش‌گرِ دستانش را،وقتی دو دستم را محکم میفشرد، حس کردم.غروب‌های زیادی بوده که طرحِ زندگیم را با جزئیاتش برایش وصف کردم،گفتم که من عالی‌ترین خواهم شد.خیلی وقت‌ها از خدایم خواستم که چسب‌های کاغذی‌اش را بر لب‌هایم بکوبد،زمانی که ناخواسته و یا از روی ناراحتی ب





مُجیزَک جان


Ба номи Худо
(به نام خدا به زبان تاجیک)
یک ربع مانده به سه ی نصفه شب از خواب بیدار شده ام و میخواهم قصه ام را بنویسم.
برای که ؟ برای "تو" ؛ ناشر گفته است که کمی رنگ و لعاب قاطی کلمات کنم و داستان عشقی بگویم تا کتابم و کتابشان فروش برود.
پس واضح است ؛ حتما با کتابی روبرو خواهید شد که تهش یا من عروسی میکنم و یا در حالیکه معشوقه مرا ترک کرده است در غربت و سیاهی خانه ی قدیمی روستاییمان می میرم !
و خب برای احساسی تر شدن صحنه ، وقتِ جان دادنم ، قاب عکس معشوقه را هم در بغل گرفته ام و لبخند میزنم و با دست سردم ، غبار گرم قاب عکسش را می گیرم و بعد می میرم !
شاید باید قصه ام شبیه فیلم هایمان باشد که یا با طنز سخیف مردم را با کتاب آشتی دهم و یا با بدبختی و بیچارگی و سیاهی و تباهی و غبار گرم قاب عکسش اشک ملت را در آورم !
ادامه مطلب :منبع . http://jazremad.blog.ir/rss





مُجیزَک جان


Ба номи Худо
(به نام خدا به زبان تاجیک)
یک ربع مانده به سه ی نصفه شب از خواب بیدار شده ام و میخواهم قصه ام را بنویسم.
برای که ؟ برای "تو" ؛ ناشر گفته است که کمی رنگ و لعاب قاطی کلمات کنم و داستان عشقی بگویم تا کتابم و کتابشان فروش برود.
پس واضح است ؛ حتما با کتابی روبرو خواهید شد که تهش یا من عروسی میکنم و یا در حالیکه معشوقه مرا ترک کرده است در غربت و سیاهی خانه ی قدیمی روستاییمان می میرم !
و خب برای احساسی تر شدن صحنه ، وقتِ جان دادنم ، قاب عکس معشوقه را هم در بغل گرفته ام و لبخند میزنم و با دست سردم ، غبار گرم قاب عکسش را می گیرم و بعد می میرم !
شاید باید قصه ام شبیه فیلم هایمان باشد که یا با طنز سخیف مردم را با کتاب آشتی دهم و یا با بدبختی و بیچارگی و سیاهی و تباهی و غبار گرم قاب عکسش اشک ملت را در آورم !
ادامه مطلب :منبع . http://jazremad.blog.ir/rss





مُجیزَک جان


Ба номи Худо
(به نام خدا به زبان تاجیک)
یک ربع مانده به سه ی نصفه شب از خواب بیدار شده ام و میخواهم قصه ام را بنویسم.
برای که ؟ برای "تو" ؛ ناشر گفته است که کمی رنگ و لعاب قاطی کلمات کنم و داستان عشقی بگویم تا کتابم و کتابشان فروش برود.
پس واضح است ؛ حتما با کتابی روبرو خواهید شد که تهش یا من عروسی میکنم و یا در حالیکه معشوقه مرا ترک کرده است در غربت و سیاهی خانه ی قدیمی روستاییمان می میرم !
و خب برای احساسی تر شدن صحنه ، وقتِ جان دادنم ، قاب عکس معشوقه را هم در بغل گرفته ام و لبخند میزنم و با دست سردم ، غبار گرم قاب عکسش را می گیرم و بعد می میرم !
شاید باید قصه ام شبیه فیلم هایمان باشد که یا با طنز سخیف مردم را با کتاب آشتی دهم و یا با بدبختی و بیچارگی و سیاهی و تباهی و غبار گرم قاب عکسش اشک ملت را در آورم !
ادامه مطلب :منبع . http://jazremad.blog.ir/rss





مُجیزَک جان


Ба номи Худо
(به نام خدا به زبان تاجیک)
یک ربع مانده به سه ی نصفه شب از خواب بیدار شده ام و میخواهم قصه ام را بنویسم.
برای که ؟ برای "تو" ؛ ناشر گفته است که کمی رنگ و لعاب قاطی کلمات کنم و داستان عشقی بگویم تا کتابم و کتابشان فروش برود.
پس واضح است ؛ حتما با کتابی روبرو خواهید شد که تهش یا من عروسی میکنم و یا در حالیکه معشوقه مرا ترک کرده است در غربت و سیاهی خانه ی قدیمی روستاییمان می میرم !
و خب برای احساسی تر شدن صحنه ، وقتِ جان دادنم ، قاب عکس معشوقه را هم در بغل گرفته ام و لبخند میزنم و با دست سردم ، غبار گرم قاب عکسش را می گیرم و بعد می میرم !
شاید باید قصه ام شبیه فیلم هایمان باشد که یا با طنز سخیف مردم را با کتاب آشتی دهم و یا با بدبختی و بیچارگی و سیاهی و تباهی و غبار گرم قاب عکسش اشک ملت را در آورم !
ادامه مطلب :منبع . http://jazremad.blog.ir/rss





مُجیزَک جان


Ба номи Худо
(به نام خدا به زبان تاجیک)
یک ربع مانده به سه ی نصفه شب از خواب بیدار شده ام و میخواهم قصه ام را بنویسم.
برای که ؟ برای "تو" ؛ ناشر گفته است که کمی رنگ و لعاب قاطی کلمات کنم و داستان عشقی بگویم تا کتابم و کتابشان فروش برود.
پس واضح است ؛ حتما با کتابی روبرو خواهید شد که تهش یا من عروسی میکنم و یا در حالیکه معشوقه مرا ترک کرده است در غربت و سیاهی خانه ی قدیمی روستاییمان می میرم !
و خب برای احساسی تر شدن صحنه ، وقتِ جان دادنم ، قاب عکس معشوقه را هم در بغل گرفته ام و لبخند میزنم و با دست سردم ، غبار گرم قاب عکسش را می گیرم و بعد می میرم !
شاید باید قصه ام شبیه فیلم هایمان باشد که یا با طنز سخیف مردم را با کتاب آشتی دهم و یا با بدبختی و بیچارگی و سیاهی و تباهی و غبار گرم قاب عکسش اشک ملت را در آورم !
ادامه مطلب :منبع . http://jazremad.blog.ir/rss





مُجیزَک جان


Ба номи Худо
(به نام خدا به زبان تاجیک)
یک ربع مانده به سه ی نصفه شب از خواب بیدار شده ام و میخواهم قصه ام را بنویسم.
برای که ؟ برای "تو" ؛ ناشر گفته است که کمی رنگ و لعاب قاطی کلمات کنم و داستان عشقی بگویم تا کتابم و کتابشان فروش برود.
پس واضح است ؛ حتما با کتابی روبرو خواهید شد که تهش یا من عروسی میکنم و یا در حالیکه معشوقه مرا ترک کرده است در غربت و سیاهی خانه ی قدیمی روستاییمان می میرم !
و خب برای احساسی تر شدن صحنه ، وقتِ جان دادنم ، قاب عکس معشوقه را هم در بغل گرفته ام و لبخند میزنم و با دست سردم ، غبار گرم قاب عکسش را می گیرم و بعد می میرم !
شاید باید قصه ام شبیه فیلم هایمان باشد که یا با طنز سخیف مردم را با کتاب آشتی دهم و یا با بدبختی و بیچارگی و سیاهی و تباهی و غبار گرم قاب عکسش اشک ملت را در آورم !
ادامه مطلب :منبع . http://jazremad.blog.ir/rss





جنبه


سلام
یه واقعیتی که درباره پسر ها هست اینه که موقعی که میخوان از هم تعریف کنن معمولا از هم تعریف نمیکنن یا در شرایطی برعکسشو استفاده میکنن(افعال معکوس، یعنی با شوخی گند میزنن به طرف و تهش یه اشاره کوچیکی به خوب بودن میکنن)
حداقل تا اونجایی که دیدم به جز موارد کاری، تو خیلی جاها مثل تیپ یا کار هنری احیانا یا ... صادقه.
حالا مشکل جایی پیش میاد که از یه نفر تعریف کنید
مثلا بگید که عه چه عکس خوبی انداختی، یه جوری سیستمش قاطی میکنه و به اشباع میره. در حالت خوبش تا چندین هفته باید عکسایی که میندازه رو تحمل کنید( دو نمونه دارم یکی خودم که زود اثرش تموم شد یکی دوستم که یه دوربین حرفه ای گرفت و یه پیج اینستا زد و ماهانه ترابایتت ها عکس مینداخت تا چند ماه)
یا بگید ریش بهت میاد( خودم که زیاد این برام معنی نداره :) ولی خب افرادی که یک سال چونشون رو نمیبینید بعدش رو زیاد دیدم.
یا تو باشگاه یه تعریفی کنی





جنبه


سلام
یه واقعیتی که درباره پسر ها هست اینه که موقعی که میخوان از هم تعریف کنن معمولا از هم تعریف نمیکنن یا در شرایطی برعکسشو استفاده میکنن(افعال معکوس، یعنی با شوخی گند میزنن به طرف و تهش یه اشاره کوچیکی به خوب بودن میکنن)
حداقل تا اونجایی که دیدم به جز موارد کاری، تو خیلی جاها مثل تیپ یا کار هنری احیانا یا ... صادقه.
حالا مشکل جایی پیش میاد که از یه نفر تعریف کنید
مثلا بگید که عه چه عکس خوبی انداختی، یه جوری سیستمش قاطی میکنه و به اشباع میره. در حالت خوبش تا چندین هفته باید عکسایی که میندازه رو تحمل کنید( دو نمونه دارم یکی خودم که زود اثرش تموم شد یکی دوستم که یه دوربین حرفه ای گرفت و یه پیج اینستا زد و ماهانه ترابایتت ها عکس مینداخت تا چند ماه)
یا بگید ریش بهت میاد( خودم که زیاد این برام معنی نداره :) ولی خب افرادی که یک سال چونشون رو نمیبینید بعدش رو زیاد دیدم.
یا تو باشگاه یه تعریفی کنی





جنبه


سلام
یه واقعیتی که درباره پسر ها هست اینه که موقعی که میخوان از هم تعریف کنن معمولا از هم تعریف نمیکنن یا در شرایطی برعکسشو استفاده میکنن(افعال معکوس، یعنی با شوخی گند میزنن به طرف و تهش یه اشاره کوچیکی به خوب بودن میکنن)
حداقل تا اونجایی که دیدم به جز موارد کاری، تو خیلی جاها مثل تیپ یا کار هنری احیانا یا ... صادقه.
حالا مشکل جایی پیش میاد که از یه نفر تعریف کنید
مثلا بگید که عه چه عکس خوبی انداختی، یه جوری سیستمش قاطی میکنه و به اشباع میره. در حالت خوبش تا چندین هفته باید عکسایی که میندازه رو تحمل کنید( دو نمونه دارم یکی خودم که زود اثرش تموم شد یکی دوستم که یه دوربین حرفه ای گرفت و یه پیج اینستا زد و ماهانه ترابایتت ها عکس مینداخت تا چند ماه)
یا بگید ریش بهت میاد( خودم که زیاد این برام معنی نداره :) ولی خب افرادی که یک سال چونشون رو نمیبینید بعدش رو زیاد دیدم.
یا تو باشگاه یه تعریفی کنی






1 2 3 »