بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




خانم خونه


هوالحکیم

حس عجیبی است وقتی مسئولیت همه چیز فقط و فقط با خودت است....
غذا زیاد پخته‌ای
زیاد گرد از وسایل خانه گرفته‌ای
زیاد با وسواس مبل و تخت و بقیه متعلقات خانه را جابه‌جا کرده‌ای
و زیاد خانه‌داری کرده‌ای
اما حالا برای هر تنبلی به خاطر هر کار عقب‌مانده‌ای یکی مدام به تو می‌گوید جز تو کسی خانم این خانه نیست
یکی که نصفه شب برای شستن ظرف‌های تلنبارشده در ظرفشویی بلندت می کند و صبح‌ها به انگیزه چای دم کردن بیدار.
نیرویی که وادارت می‌کند زودتر برگردی خانه
ببیشتر دل‌نگران غذای فرداشب و نهار فردا ظهر بشوی
یشتر دل بسوزانی برای خانه و متعلقاتش
و بیشتر خانه را خانه خودت بدانی
خانه نو، خانواده نو، مسئولیت نو
حس شیرین خانم خانه بودن :) :منبع . http://sooor.blog.ir/rss





مرا به خانه ام ببر ایرج جنتی عطایی


شب آشیان شب‌زده، چکاوک شکسته‌پر 
رسیده‌ام به ناکجا، مرا به خانه‌ام ببر 
کسی به یاد عشق نیست، کسی به فکر ما شدن 
از آن تبار خودشکن تو مانده‌ای و بغض من 

از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن 
از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن 
چگونه گریه سر کنم که یار غم‌گسار نیست 
مرا به خانه‌ام ببر که شهر، شهر یار نیست 
مرا به خانه‌ام ببر ستاره دل‌نواز نیست 
سکوت نعره می‌زند که شب ترانه‌ساز نیست 
مرا به خانه‌ام ببر که عشق در میانه نیست 
مرا به خانه‌ام ببر اگر چه خانه، خانه نیست 
از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن 
از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن 
چگونه گریه سر کنم که یار غم‌گسار نیست 
مرا به خانه‌ام ببر که شهر شهر یار نیست 
ایرج جنتی عطایی :منبع . http://blackletter.blog.ir/rss





خانه


خانه....این قفسه خانه است...نمیدانم چرا همیشه دل کندن از خانه آدم را غمیگن میکند...مگر نه اینکه من هزار جا خانه دارم؟مگر نه اینکه اکر قرار باشد برایش غمگین شوی روزی هزار بار فرو خواهی ریخت؟خانه...؟اینجا خانه است...اتاقم خانه است...فلان پارک تهران..فلان کافه...فلان کلاس دانشگاه...آغوش یار...اینها همه مگر نه خانه اند؟چرا اینقدر دلکندن سخت میشود گاهی؟چرا ووقتی میدانی که بر میگردی  و باز شاد خواهی بود..وقتی که میدانی خانه ی جدیدت پر از خوشبختیست باز غمگین میشوی؟خانه چه مفهوم غریبی..خانه برای پرنده ها و برای من یعنی دلکندن...دلکندنی همیشگی...و به تکرار.
من در این دنیا هزار جا خانه دارم و وقت رفتن هیچ جا خانه ی من نیست!کاش میشد آدم ها میتوانستند..کاش من میتوانستم خانه ام را با خودم ببرم... و خانه ام در من باشد..شادی و خوشحالی و خوشبختی مکان نباشد..من باشم...آنوقت هیچگاه برای رفتن غمگین نمیشدم چر





خانه


خانه....این قفسه خانه است...نمیدانم چرا همیشه دل کندن از خانه آدم را غمیگن میکند...مگر نه اینکه من هزار جا خانه دارم؟مگر نه اینکه اکر قرار باشد برایش غمگین شوی روزی هزار بار فرو خواهی ریخت؟خانه...؟اینجا خانه است...اتاقم خانه است...فلان پارک تهران..فلان کافه...فلان کلاس دانشگاه...آغوش یار...اینها همه مگر نه خانه اند؟چرا اینقدر دلکندن سخت میشود گاهی؟چرا ووقتی میدانی که بر میگردی  و باز شاد خواهی بود..وقتی که میدانی خانه ی جدیدت پر از خوشبختیست باز غمگین میشوی؟خانه چه مفهوم غریبی..خانه برای پرنده ها و برای من یعنی دلکندن...دلکندنی همیشگی...و به تکرار.
من در این دنیا هزار جا خانه دارم و وقت رفتن هیچ جا خانه ی من نیست!کاش میشد آدم ها میتوانستند..کاش من میتوانستم خانه ام را با خودم ببرم... و خانه ام در من باشد..شادی و خوشحالی و خوشبختی مکان نباشد..من باشم...آنوقت هیچگاه برای رفتن غمگین نمیشدم چر





طرح درس خانه امام جون


آلبوم کودک و انقلاب
طرح درس 
موضوع سوم: خانه ی امام جون

موضوع اصلی:
دادن خبر ورود امام جون به بچه ها و آماده کردن خانه...
✂️ شرح فعالیت در حسینیه کودک شهید چمران:
۱ فضایی را با چادر بعنوان خانه ی امام جون آماده کردیم. تا بچه ها به آنجا بیایند و برای خانه ی ایشان وسایلی را آماده کنند.
ابزار:  پارچه های بزرگ، فوم، کاغذ رنگی، مقوا، چسب، پاستل.
۲ روی کاغذ یک خانه بزرگ و ساده کشیدیم،از بچه ها خواستیم چیزهایی که خودشان در خانه دارند را بکشند. بعد از آن، تصویری از خانه ی امام جون را به بچه ها نشان دادیم و از آنها خواستیم چیزهایی که در خانه ی امام جون بود را بکشند.
ابزار: کاغذ، پاستل، تصویری از خانه ی امام جون.
۳ پخت کیک توسط بچه ها به مناسبت ورود امام جون.
ابزار: آرد، تخم مرغ، شیر، شکر، روغن
پیشنهاد برای خانه:
۱ درست کردن خانه ی پارچه ای در گوشه ای از منزلتان.
۲ تصاویری از خانه ی امام را به بچه





طرح درس خانه امام جون


آلبوم کودک و انقلاب
طرح درس 
موضوع سوم: خانه ی امام جون

موضوع اصلی:
دادن خبر ورود امام جون به بچه ها و آماده کردن خانه...
✂️ شرح فعالیت در حسینیه کودک شهید چمران:
۱ فضایی را با چادر بعنوان خانه ی امام جون آماده کردیم. تا بچه ها به آنجا بیایند و برای خانه ی ایشان وسایلی را آماده کنند.
ابزار:  پارچه های بزرگ، فوم، کاغذ رنگی، مقوا، چسب، پاستل.
۲ روی کاغذ یک خانه بزرگ و ساده کشیدیم،از بچه ها خواستیم چیزهایی که خودشان در خانه دارند را بکشند. بعد از آن، تصویری از خانه ی امام جون را به بچه ها نشان دادیم و از آنها خواستیم چیزهایی که در خانه ی امام جون بود را بکشند.
ابزار: کاغذ، پاستل، تصویری از خانه ی امام جون.
۳ پخت کیک توسط بچه ها به مناسبت ورود امام جون.
ابزار: آرد، تخم مرغ، شیر، شکر، روغن
پیشنهاد برای خانه:
۱ درست کردن خانه ی پارچه ای در گوشه ای از منزلتان.
۲ تصاویری از خانه ی امام را به بچه





طرح درس خانه امام جون


آلبوم کودک و انقلاب
طرح درس 
موضوع سوم: خانه ی امام جون

موضوع اصلی:
دادن خبر ورود امام جون به بچه ها و آماده کردن خانه...
✂️ شرح فعالیت در حسینیه کودک شهید چمران:
۱ فضایی را با چادر بعنوان خانه ی امام جون آماده کردیم. تا بچه ها به آنجا بیایند و برای خانه ی ایشان وسایلی را آماده کنند.
ابزار:  پارچه های بزرگ، فوم، کاغذ رنگی، مقوا، چسب، پاستل.
۲ روی کاغذ یک خانه بزرگ و ساده کشیدیم،از بچه ها خواستیم چیزهایی که خودشان در خانه دارند را بکشند. بعد از آن، تصویری از خانه ی امام جون را به بچه ها نشان دادیم و از آنها خواستیم چیزهایی که در خانه ی امام جون بود را بکشند.
ابزار: کاغذ، پاستل، تصویری از خانه ی امام جون.
۳ پخت کیک توسط بچه ها به مناسبت ورود امام جون.
ابزار: آرد، تخم مرغ، شیر، شکر، روغن
پیشنهاد برای خانه:
۱ درست کردن خانه ی پارچه ای در گوشه ای از منزلتان.
۲ تصاویری از خانه ی امام را به بچه





سوال:‌


سوال:‌ خانه ای را اجاره کرده ایم که حیاط آن دارای درخت میوه است، آیا میوه های این درخت برای صاحب خانه است یا برای ماست ؟ پاسخ: اگر خانه را در بست ✋ اجاره کرده اید و صاحب خانه شرط نکرده است که میوه درخت مال خودش باشد و عرف اجاره هم چنین باشد که خانه ای که در بست اجاره می شود مستاجر از میوه درخت داخل خانه استفاده می کند، میوه درخت مال مستاجر است. ولی اگر صاحب خانه شرط کرده باشد که میوه درخت مال خودش باشد، در این صورت میوه درخت مال صاحب خانه می باشد.—----------⌨ استفتا از سایت مراجع عظامرسانه تخصصی فقه و احکام لینک عضویت@talabe_pdارتباط با مدیر کانال و پرسش و پاسخ@talabe_basir :منبع . http://talabe-pd.blog.ir/rss





خدا پشت و پناه‌تان


حالا می‌فهمم چرا عزیز دل این همه پشت تلفن حرف می‌زند. هنوز یک روز نمی‌شود که آقای‌پدر و‌ مامان‌خانم خانه را به مقصد کشور همسایه ترک کرده‌اند اما سقف خانه دارد روی سرم خراب می‌شود. دیوارهای خانه دارند به هم نزدیک می‌شوند و من دارم زیر‌ بار این همه فشار له می‌شوم. انگار هشت‌پایی روی قفسه سینه و گلویم چنبر انداخته و می‌خواهد جانم را بگیرد. خانه‌ای که پدر در آن نباشد خانه نیست. خانه‌ای که مادر در آن نباشد خانه نیست. من هر چقدر‌ هم ادای مامان‌ها را دربیاورم جای مامان‌خانم خالی است. من هر چقدر که کتلتم عالی شود جای مامان‌خانم خالی است. من هر چقدر هم از جانب آقای‌پدر اختیار تام داشته باشم جای آقای‌پدر خالی است. من هر چقدر‌ هم هر چه بگویم صغیر و کبیرش باید اطاعت کنند جای آقای‌پدر خالی است. خانه امروز خانه نبود. تا هفت روز دیگرم هم خانه نیست. فکر روزهای آینده کلافه‌ام می‌کند. نمی‌خواهم و نمی‌توانم





خدا پشت و پناه‌تان


حالا می‌فهمم چرا عزیز دل این همه پشت تلفن حرف می‌زند. هنوز یک روز نمی‌شود که آقای‌پدر و‌ مامان‌خانم خانه را به مقصد کشور همسایه ترک کرده‌اند اما سقف خانه دارد روی سرم خراب می‌شود. دیوارهای خانه دارند به هم نزدیک می‌شوند و من دارم زیر‌ بار این همه فشار له می‌شوم. انگار هشت‌پایی روی قفسه سینه و گلویم چنبر انداخته و می‌خواهد جانم را بگیرد. خانه‌ای که پدر در آن نباشد خانه نیست. خانه‌ای که مادر در آن نباشد خانه نیست. من هر چقدر‌ هم ادای مامان‌ها را دربیاورم جای مامان‌خانم خالی است. من هر چقدر که کتلتم عالی شود جای مامان‌خانم خالی است. من هر چقدر هم از جانب آقای‌پدر اختیار تام داشته باشم جای آقای‌پدر خالی است. من هر چقدر‌ هم هر چه بگویم صغیر و کبیرش باید اطاعت کنند جای آقای‌پدر خالی است. خانه امروز خانه نبود. تا هفت روز دیگرم هم خانه نیست. فکر روزهای آینده کلافه‌ام می‌کند. نمی‌خواهم و نمی‌توانم





خدا پشت و پناه‌تان


حالا می‌فهمم چرا عزیز دل این همه پشت تلفن حرف می‌زند. هنوز یک روز نمی‌شود که آقای‌پدر و‌ مامان‌خانم خانه را به مقصد کشور همسایه ترک کرده‌اند اما سقف خانه دارد روی سرم خراب می‌شود. دیوارهای خانه دارند به هم نزدیک می‌شوند و من دارم زیر‌ بار این همه فشار له می‌شوم. انگار هشت‌پایی روی قفسه سینه و گلویم چنبر انداخته و می‌خواهد جانم را بگیرد. خانه‌ای که پدر در آن نباشد خانه نیست. خانه‌ای که مادر در آن نباشد خانه نیست. من هر چقدر‌ هم ادای مامان‌ها را دربیاورم جای مامان‌خانم خالی است. من هر چقدر که کتلتم عالی شود جای مامان‌خانم خالی است. من هر چقدر هم از جانب آقای‌پدر اختیار تام داشته باشم جای آقای‌پدر خالی است. من هر چقدر‌ هم هر چه بگویم صغیر و کبیرش باید اطاعت کنند جای آقای‌پدر خالی است. خانه امروز خانه نبود. تا هفت روز دیگرم هم خانه نیست. فکر روزهای آینده کلافه‌ام می‌کند. نمی‌خواهم و نمی‌توانم





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





حوض شیشه‌ای بابا


پدر زیاد اهل آدم‌ها نیست، با حیوانات راحت‌تر است. آکواریوم ماهی‌ای داشت که هر سال نزدیک عید چند ماهی کوچک قرمز به‌شان اضافه می‌کرد. عصر هر روز جدا از اینکه ما پمپ هوا را قبلا برای‌شان روشن کرده‌ایم یا نه پمپ را برایشان روشن می‌کرد و با صدای پمپ، خانه را روی سرش می‌گذاشت. هر ماه یکی از صبح ‌های جمعه بعد از اینکه من بیدار می‌شدم ماهی‌ها را در تشتی می‌کرد و باهم در بالکن خانه، آکواریوم، پنکه، علف‌ها، اسب‌های دریایی، صدف‌ها، خانه‌‌ دریایی، سنگ‌های رنگی و مرجان‌های که خودمان از بیابان پیدا کرده بودیم را می‌شستیم. اما حرف چند سال پیش است؛ حرف خانه‌های طاقچه‌دار ِساخت بیست و چند سال گذشته نه خانه‌ی کوبیده شده و دوباره ساخته‌ شده بدون طاقچه الآن. :منبع . http://beatrice.blog.ir/rss





خانه حضرت زهرا سلام ا...علیها چند متر بود؟


                   خانه علی(ع) و فاطمه(س) پر از مهر و صفا محبت بود و خداوند بر اهل خانه نظر داشت.



منبع : سفینة البحار، ج‏1، ص115.

خانه امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در طرف شرق مسجد پیامبر(ص)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(ص) و در وسط آنها قرار داشت.به گفته برخی صاحب‌نظران با توجه به دیگر گفته ‏هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه (س) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.مردى به عبد الله بن عمر گفت: درباره على بن ابى‌طالب(ع) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏ خواهى بدانى که مقام و منزلت على (ع) نزد رسول الله (ص) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه‌‏اش نسبت‏ به خانه‌هاى پیامبر(ص)، سپس با دست‏ خود به خانه على(ع) و فاطمه(س)اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانه ‏هاى پیامبر خدا (ص) قرار گرفته است.
ادامه مطلب :منبع . http://khademoreza.blog.ir/rss





خانه حضرت زهرا سلام ا...علیها چند متر بود؟


                   خانه علی(ع) و فاطمه(س) پر از مهر و صفا محبت بود و خداوند بر اهل خانه نظر داشت.



منبع : سفینة البحار، ج‏1، ص115.

خانه امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در طرف شرق مسجد پیامبر(ص)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(ص) و در وسط آنها قرار داشت.به گفته برخی صاحب‌نظران با توجه به دیگر گفته ‏هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه (س) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.مردى به عبد الله بن عمر گفت: درباره على بن ابى‌طالب(ع) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏ خواهى بدانى که مقام و منزلت على (ع) نزد رسول الله (ص) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه‌‏اش نسبت‏ به خانه‌هاى پیامبر(ص)، سپس با دست‏ خود به خانه على(ع) و فاطمه(س)اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانه ‏هاى پیامبر خدا (ص) قرار گرفته است.
ادامه مطلب :منبع . http://khademoreza.blog.ir/rss





خانه حضرت زهرا سلام ا...علیها چند متر بود؟


                   خانه علی(ع) و فاطمه(س) پر از مهر و صفا محبت بود و خداوند بر اهل خانه نظر داشت.



منبع : سفینة البحار، ج‏1، ص115.

خانه امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در طرف شرق مسجد پیامبر(ص)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(ص) و در وسط آنها قرار داشت.به گفته برخی صاحب‌نظران با توجه به دیگر گفته ‏هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه (س) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.مردى به عبد الله بن عمر گفت: درباره على بن ابى‌طالب(ع) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏ خواهى بدانى که مقام و منزلت على (ع) نزد رسول الله (ص) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه‌‏اش نسبت‏ به خانه‌هاى پیامبر(ص)، سپس با دست‏ خود به خانه على(ع) و فاطمه(س)اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانه ‏هاى پیامبر خدا (ص) قرار گرفته است.
ادامه مطلب :منبع . http://khademoreza.blog.ir/rss





خانه حضرت زهرا سلام ا...علیها چند متر بود؟


                   خانه علی(ع) و فاطمه(س) پر از مهر و صفا محبت بود و خداوند بر اهل خانه نظر داشت.



منبع : سفینة البحار، ج‏1، ص115.

خانه امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در طرف شرق مسجد پیامبر(ص)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(ص) و در وسط آنها قرار داشت.به گفته برخی صاحب‌نظران با توجه به دیگر گفته ‏هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه (س) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.مردى به عبد الله بن عمر گفت: درباره على بن ابى‌طالب(ع) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏ خواهى بدانى که مقام و منزلت على (ع) نزد رسول الله (ص) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه‌‏اش نسبت‏ به خانه‌هاى پیامبر(ص)، سپس با دست‏ خود به خانه على(ع) و فاطمه(س)اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانه ‏هاى پیامبر خدا (ص) قرار گرفته است.
ادامه مطلب :منبع . http://khademoreza.blog.ir/rss





خانه حضرت زهرا سلام ا...علیها چند متر بود؟


                   خانه علی(ع) و فاطمه(س) پر از مهر و صفا محبت بود و خداوند بر اهل خانه نظر داشت.



منبع : سفینة البحار، ج‏1، ص115.

خانه امیرالمومنین علی (ع) و فاطمه زهرا (س) در طرف شرق مسجد پیامبر(ص)، هم ردیف دیگر حجره‏ هاى رسول الله(ص) و در وسط آنها قرار داشت.به گفته برخی صاحب‌نظران با توجه به دیگر گفته ‏هاى ثبت ‏شده، مسلم است که خانه فاطمه (س) بین مربع قبر و ستون تهجد بوده است.مردى به عبد الله بن عمر گفت: درباره على بن ابى‌طالب(ع) برایم سخن بگو. عبد الله گفت: اگر مى‏ خواهى بدانى که مقام و منزلت على (ع) نزد رسول الله (ص) چه اندازه بوده، پس نظر کن به خانه‌‏اش نسبت‏ به خانه‌هاى پیامبر(ص)، سپس با دست‏ خود به خانه على(ع) و فاطمه(س)اشاره کرد و گفت: این خانه اوست که در وسط خانه ‏هاى پیامبر خدا (ص) قرار گرفته است.
ادامه مطلب :منبع . http://khademoreza.blog.ir/rss





اللهم اشف کل اُم ...


مادر خانه یک آخ میگوید قلب خانه به هم می ریزد ...
این را الانی میگویم که مادرم کمی ناخوش احوال است ...
این را الانی می گویم که بی حال دیدنش آتش‌ زده به سر تا پای وجودم ! سر تا پای وجودم ..............
خدا نکند مادری آه بکشد .... که ستون خانه ای می شکند ...........

.
.
دست من نیست اگر دست به دیوار شدم ...
من اگر تکیه به زین اب بکنم می افتم ....
.
.
روضه حالا جان میگیرد ....  :منبع . http://sooran.blog.ir/rss





خانه داری


هو
من کی آنقدر زنِ خانه شده بودم که صبح تا ظهر درس بخوانم، بعد نماز بخوانم، ظرف ها را بشویم. خانه را جارو کنم. رخت ها را از روی بند جمع کنم. احساس کنم کاسه ها نیاز دارند باز شسته شوند. تدارک شام را عصر ببینم. روضه بروم. شام درست کنم. ظرف ها را بشویم. ناهارِ فردا را بگذارم. ارائه ی صبحِ فردای دانشگاه را تمرین کنم و بوی خوش مرغ و زعفران و ربِ سرخ شده و پیاز را نفس بکشم... :منبع . http://delbaramad.blog.ir/rss





خانه داری


هو
من کی آنقدر زنِ خانه شده بودم که صبح تا ظهر درس بخوانم، بعد نماز بخوانم، ظرف ها را بشویم. خانه را جارو کنم. رخت ها را از روی بند جمع کنم. احساس کنم کاسه ها نیاز دارند باز شسته شوند. تدارک شام را عصر ببینم. روضه بروم. شام درست کنم. ظرف ها را بشویم. ناهارِ فردا را بگذارم. ارائه ی صبحِ فردای دانشگاه را تمرین کنم و بوی خوش مرغ و زعفران و ربِ سرخ شده و پیاز را نفس بکشم... :منبع . http://delbaramad.blog.ir/rss





خانه داری


هو
من کی آنقدر زنِ خانه شده بودم که صبح تا ظهر درس بخوانم، بعد نماز بخوانم، ظرف ها را بشویم. خانه را جارو کنم. رخت ها را از روی بند جمع کنم. احساس کنم کاسه ها نیاز دارند باز شسته شوند. تدارک شام را عصر ببینم. روضه بروم. شام درست کنم. ظرف ها را بشویم. ناهارِ فردا را بگذارم. ارائه ی صبحِ فردای دانشگاه را تمرین کنم و بوی خوش مرغ و زعفران و ربِ سرخ شده و پیاز را نفس بکشم... :منبع . http://delbaramad.blog.ir/rss





خانه داری


هو
من کی آنقدر زنِ خانه شده بودم که صبح تا ظهر درس بخوانم، بعد نماز بخوانم، ظرف ها را بشویم. خانه را جارو کنم. رخت ها را از روی بند جمع کنم. احساس کنم کاسه ها نیاز دارند باز شسته شوند. تدارک شام را عصر ببینم. روضه بروم. شام درست کنم. ظرف ها را بشویم. ناهارِ فردا را بگذارم. ارائه ی صبحِ فردای دانشگاه را تمرین کنم و بوی خوش مرغ و زعفران و ربِ سرخ شده و پیاز را نفس بکشم... :منبع . http://delbaramad.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





این مرد پای پیاده در خیابان می دود


در زمان امام موسى کاظم علیه السلام مردى
در بغداد بود به نام بُشر؛ از رجال و اعیان و عیّاشان بغداد بود. یک روز حضرت موسى
بن جعفر (سلام اللَّه علیه) از جلوى درب خانه این مرد مى‏گذشت. اتفاقاً کنیزى از خانه
بیرون آمده بود براى اینکه زباله‏ هاى خانه را بیرون بریزد. در همان حال صداى تار از
آن خانه بلند بود. معلوم بود که میخوارگان در آنجا مشغول میخوارگى و خوانندگان و آوازه
خوانان مشغول آوازخوانى هستند. امام از آن کنیز به طعن و استهزاء پرسید: این خانه،
خانه کیست؟
ادامه مطلب :منبع . http://noor100.blog.ir/rss





خانه ی شین


شین برگشته. یکهو مرا دعوت کرد به خانه اش. خیلی عجیب است کسی را 15 سال بشناسی و نرفته باشی خانه اش. آشنایی ما برمی گشت به زمانی که اجازه نداشتم هروقت دلم خواست راه بیفتم بروم خانه دوستم. الان آن آزادی یک چیز مسخره و الکی به نظر می رسد. وقتی زنگ زدم خود شین هم تعجب کرد:«راستی راستی تو خانه مارا بلد نیستی ها!»
خانه شین با خودش فرق داشت. خودش مسخره بامزه، سازگار و خوب بود. خانه اش با من غریبه بود. شاید چون من اتاقی به بی نظمی افکار خودم دارم اما اتاق شین مرتب و شیک و صورتی بود. کابینت هایش همانی بود که من هنوز سرش با بابا دعوا دارم. خانه شان اما تاریک بود. وسط ظهر هم تاریک بود. خانه ی ما از ازدیاد پنجره شبیه یک ایوان بزرگ است اما خانه آنها شکل روزهایی است که عزیزم را نمی بینم. نشستم روی میز، شین شروع کرد به آشپزی. با هم خیلی درد و دل کردیم. من و شین عقب مانده ایم. شین به زودی فوق لیسانسه می شو





خانه ی شین


شین برگشته. یکهو مرا دعوت کرد به خانه اش. خیلی عجیب است کسی را 15 سال بشناسی و نرفته باشی خانه اش. آشنایی ما برمی گشت به زمانی که اجازه نداشتم هروقت دلم خواست راه بیفتم بروم خانه دوستم. الان آن آزادی یک چیز مسخره و الکی به نظر می رسد. وقتی زنگ زدم خود شین هم تعجب کرد:«راستی راستی تو خانه مارا بلد نیستی ها!»
خانه شین با خودش فرق داشت. خودش مسخره بامزه، سازگار و خوب بود. خانه اش با من غریبه بود. شاید چون من اتاقی به بی نظمی افکار خودم دارم اما اتاق شین مرتب و شیک و صورتی بود. کابینت هایش همانی بود که من هنوز سرش با بابا دعوا دارم. خانه شان اما تاریک بود. وسط ظهر هم تاریک بود. خانه ی ما از ازدیاد پنجره شبیه یک ایوان بزرگ است اما خانه آنها شکل روزهایی است که عزیزم را نمی بینم. نشستم روی میز، شین شروع کرد به آشپزی. با هم خیلی درد و دل کردیم. من و شین عقب مانده ایم. شین به زودی فوق لیسانسه می شو





خانه ی شین


شین برگشته. یکهو مرا دعوت کرد به خانه اش. خیلی عجیب است کسی را 15 سال بشناسی و نرفته باشی خانه اش. آشنایی ما برمی گشت به زمانی که اجازه نداشتم هروقت دلم خواست راه بیفتم بروم خانه دوستم. الان آن آزادی یک چیز مسخره و الکی به نظر می رسد. وقتی زنگ زدم خود شین هم تعجب کرد:«راستی راستی تو خانه مارا بلد نیستی ها!»
خانه شین با خودش فرق داشت. خودش مسخره بامزه، سازگار و خوب بود. خانه اش با من غریبه بود. شاید چون من اتاقی به بی نظمی افکار خودم دارم اما اتاق شین مرتب و شیک و صورتی بود. کابینت هایش همانی بود که من هنوز سرش با بابا دعوا دارم. خانه شان اما تاریک بود. وسط ظهر هم تاریک بود. خانه ی ما از ازدیاد پنجره شبیه یک ایوان بزرگ است اما خانه آنها شکل روزهایی است که عزیزم را نمی بینم. نشستم روی میز، شین شروع کرد به آشپزی. با هم خیلی درد و دل کردیم. من و شین عقب مانده ایم. شین به زودی فوق لیسانسه می شو





خانه ی شین


شین برگشته. یکهو مرا دعوت کرد به خانه اش. خیلی عجیب است کسی را 15 سال بشناسی و نرفته باشی خانه اش. آشنایی ما برمی گشت به زمانی که اجازه نداشتم هروقت دلم خواست راه بیفتم بروم خانه دوستم. الان آن آزادی یک چیز مسخره و الکی به نظر می رسد. وقتی زنگ زدم خود شین هم تعجب کرد:«راستی راستی تو خانه مارا بلد نیستی ها!»
خانه شین با خودش فرق داشت. خودش مسخره بامزه، سازگار و خوب بود. خانه اش با من غریبه بود. شاید چون من اتاقی به بی نظمی افکار خودم دارم اما اتاق شین مرتب و شیک و صورتی بود. کابینت هایش همانی بود که من هنوز سرش با بابا دعوا دارم. خانه شان اما تاریک بود. وسط ظهر هم تاریک بود. خانه ی ما از ازدیاد پنجره شبیه یک ایوان بزرگ است اما خانه آنها شکل روزهایی است که عزیزم را نمی بینم. نشستم روی میز، شین شروع کرد به آشپزی. با هم خیلی درد و دل کردیم. من و شین عقب مانده ایم. شین به زودی فوق لیسانسه می شو





خانه ی شین


شین برگشته. یکهو مرا دعوت کرد به خانه اش. خیلی عجیب است کسی را 15 سال بشناسی و نرفته باشی خانه اش. آشنایی ما برمی گشت به زمانی که اجازه نداشتم هروقت دلم خواست راه بیفتم بروم خانه دوستم. الان آن آزادی یک چیز مسخره و الکی به نظر می رسد. وقتی زنگ زدم خود شین هم تعجب کرد:«راستی راستی تو خانه مارا بلد نیستی ها!»
خانه شین با خودش فرق داشت. خودش مسخره بامزه، سازگار و خوب بود. خانه اش با من غریبه بود. شاید چون من اتاقی به بی نظمی افکار خودم دارم اما اتاق شین مرتب و شیک و صورتی بود. کابینت هایش همانی بود که من هنوز سرش با بابا دعوا دارم. خانه شان اما تاریک بود. وسط ظهر هم تاریک بود. خانه ی ما از ازدیاد پنجره شبیه یک ایوان بزرگ است اما خانه آنها شکل روزهایی است که عزیزم را نمی بینم. نشستم روی میز، شین شروع کرد به آشپزی. با هم خیلی درد و دل کردیم. من و شین عقب مانده ایم. شین به زودی فوق لیسانسه می شو





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد





دکوراسیون و چیدمان داخلی خانه


مجموعه: دکوراسیون و چیدمان




نمونه هایی زیبا از جدیدترین چیدمان و نحوه ست کردن وسایل خانه را گرد آوری کرده ایم . از دیدن آن ها لذت ببرید .
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
دکوراسیون و چیدمان داخلی 2013
منبع : campfa.ir




دکوراسیون ایده آل خود را بسازید



10 ایده منحصر به فرد برای تزئینات پرده






آموزش رنگ کردن اتاق دخترانه






بازسازی اعجاب انگیز وسایل منزل!






جدیدترین مدل دکوراسیون برای آشپزخانه شما






جدیدترین مد






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »