بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





عشق و دوست داشتن


«عشق» در لحظه پدید می‌آید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسی‌ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. 
عشق، معیارها را در هم می‌ریزد؛ دوست داشتن، بر پایه‌ی معیارها بنا می‌شود.
عشق قانون نمی‌شناسد؛ دوست داشتن‌، اوج احترام به مجموعه‌یی قوانین عاطفی‌ست
عشق، ویران کردن خویشتن است؛ دوست داشتن، ساختنی عظیم.
عشق و دوست داشتن از پی  هم می‌آیند؛ اما هرگز در یک خانه منزل نمی‌کنند...
آتش بدون دود
نادر ابراهیمی :منبع . http://lahiji.blog.ir/rss





خوشبختی حتا میتواند فقط دوست داشتن کسی باشد


خوشبختی نمیتواند نداشتن تو باشد اما میتواند دوست داشتن تو باشد,دوست داشتن تو میتواند جوانه بزند و رشد کند و تنومند شود و هیچ وقت خدا صاحب اصلی برای خودش نداشته باشد.دوست داشتن تو پروانه ای بود ک وقتی روی گلها مینشست زیباتر از وقتی بود ک زیر یک گلدان شیشه ای توی اتاق من کنار آواژور صورتی ام محبوس بود.باید مینوشتم ک دوست داشتن تو لذت بخش ترین دوست داشتنی ها بود...از ان دست دوست داشتن ها ک صاحب واقعی ندارد اما میتواند یکنفر را برای همیشه مجذوب همه چیزهایی ک از تو ,از حروف اسم تو تا حرف ها رفتارها خنده ها ,سرچشمه میگیرد نگه دارد...قبلن هم گفته ام ک همیشه توی قلبم جوانی ِ چپ گامبردلا خاهی ماند. :منبع . http://makii.blog.ir/rss





خوشبختی حتا میتواند فقط دوست داشتن کسی باشد


خوشبختی نمیتواند نداشتن تو باشد اما میتواند دوست داشتن تو باشد,دوست داشتن تو میتواند جوانه بزند و رشد کند و تنومند شود و هیچ وقت خدا صاحب اصلی برای خودش نداشته باشد.دوست داشتن تو پروانه ای بود ک وقتی روی گلها مینشست زیباتر از وقتی بود ک زیر یک گلدان شیشه ای توی اتاق من کنار آواژور صورتی ام محبوس بود.باید مینوشتم ک دوست داشتن تو لذت بخش ترین دوست داشتنی ها بود...از ان دست دوست داشتن ها ک صاحب واقعی ندارد اما میتواند یکنفر را برای همیشه مجذوب همه چیزهایی ک از تو ,از حروف اسم تو تا حرف ها رفتارها خنده ها ,سرچشمه میگیرد نگه دارد...قبلن هم گفته ام ک همیشه توی قلبم جوانی ِ چپ گامبردلا خاهی ماند. :منبع . http://makii.blog.ir/rss





خوشبختی حتا میتواند فقط دوست داشتن کسی باشد


خوشبختی نمیتواند نداشتن تو باشد اما میتواند دوست داشتن تو باشد,دوست داشتن تو میتواند جوانه بزند و رشد کند و تنومند شود و هیچ وقت خدا صاحب اصلی برای خودش نداشته باشد.دوست داشتن تو پروانه ای بود ک وقتی روی گلها مینشست زیباتر از وقتی بود ک زیر یک گلدان شیشه ای توی اتاق من کنار آواژور صورتی ام محبوس بود.باید مینوشتم ک دوست داشتن تو لذت بخش ترین دوست داشتنی ها بود...از ان دست دوست داشتن ها ک صاحب واقعی ندارد اما میتواند یکنفر را برای همیشه مجذوب همه چیزهایی ک از تو ,از حروف اسم تو تا حرف ها رفتارها خنده ها ,سرچشمه میگیرد نگه دارد...قبلن هم گفته ام ک همیشه توی قلبم جوانی ِ چپ گامبردلا خاهی ماند. :منبع . http://makii.blog.ir/rss





خوشبختی حتا میتواند فقط دوست داشتن کسی باشد


خوشبختی نمیتواند نداشتن تو باشد اما میتواند دوست داشتن تو باشد,دوست داشتن تو میتواند جوانه بزند و رشد کند و تنومند شود و هیچ وقت خدا صاحب اصلی برای خودش نداشته باشد.دوست داشتن تو پروانه ای بود ک وقتی روی گلها مینشست زیباتر از وقتی بود ک زیر یک گلدان شیشه ای توی اتاق من کنار آواژور صورتی ام محبوس بود.باید مینوشتم ک دوست داشتن تو لذت بخش ترین دوست داشتنی ها بود...از ان دست دوست داشتن ها ک صاحب واقعی ندارد اما میتواند یکنفر را برای همیشه مجذوب همه چیزهایی ک از تو ,از حروف اسم تو تا حرف ها رفتارها خنده ها ,سرچشمه میگیرد نگه دارد...قبلن هم گفته ام ک همیشه توی قلبم جوانی ِ چپ گامبردلا خاهی ماند. :منبع . http://makii.blog.ir/rss





خوشبختی حتا میتواند فقط دوست داشتن کسی باشد


خوشبختی نمیتواند نداشتن تو باشد اما میتواند دوست داشتن تو باشد,دوست داشتن تو میتواند جوانه بزند و رشد کند و تنومند شود و هیچ وقت خدا صاحب اصلی برای خودش نداشته باشد.دوست داشتن تو پروانه ای بود ک وقتی روی گلها مینشست زیباتر از وقتی بود ک زیر یک گلدان شیشه ای توی اتاق من کنار آواژور صورتی ام محبوس بود.باید مینوشتم ک دوست داشتن تو لذت بخش ترین دوست داشتنی ها بود...از ان دست دوست داشتن ها ک صاحب واقعی ندارد اما میتواند یکنفر را برای همیشه مجذوب همه چیزهایی ک از تو ,از حروف اسم تو تا حرف ها رفتارها خنده ها ,سرچشمه میگیرد نگه دارد...قبلن هم گفته ام ک همیشه توی قلبم جوانی ِ چپ گامبردلا خاهی ماند. :منبع . http://makii.blog.ir/rss





خوشبختی حتا میتواند فقط دوست داشتن کسی باشد


خوشبختی نمیتواند نداشتن تو باشد اما میتواند دوست داشتن تو باشد,دوست داشتن تو میتواند جوانه بزند و رشد کند و تنومند شود و هیچ وقت خدا صاحب اصلی برای خودش نداشته باشد.دوست داشتن تو پروانه ای بود ک وقتی روی گلها مینشست زیباتر از وقتی بود ک زیر یک گلدان شیشه ای توی اتاق من کنار آواژور صورتی ام محبوس بود.باید مینوشتم ک دوست داشتن تو لذت بخش ترین دوست داشتنی ها بود...از ان دست دوست داشتن ها ک صاحب واقعی ندارد اما میتواند یکنفر را برای همیشه مجذوب همه چیزهایی ک از تو ,از حروف اسم تو تا حرف ها رفتارها خنده ها ,سرچشمه میگیرد نگه دارد...قبلن هم گفته ام ک همیشه توی قلبم جوانی ِ چپ گامبردلا خاهی ماند. :منبع . http://makii.blog.ir/rss





دوست داشتن


از شلوغی پناهنده ی این اتاق شدم تا کمی آئین نامه را بخوانم . که ...چشمم به کتاب های حسام خورد و به کویر ....
دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت ... :منبع . http://oghianus.blog.ir/rss





دوست داشتن!


دوست داشتن درست مثل نانیست که از تنور در آمده، تا داغ و تازه است لذت بخش است، دوست داشتن درست مثل آش رشته داغ در زیر اولین باران زمستانی در هوای سرد است، که اگر سرد شده باشد، که اگر از تب و تاب افتد دیگر بیانش بی فایده است... دوست داشتن را اگر به وقتش ابراز نکرد، اگر از تب و تاب افتاد، باز گفتنش یک بی تفاوتی را متفاوت نمیکند. انکارناپذیر است که همه آدم های این کره خاکی به دوست داشتن معتادند که اگر نبودند این همه "عشق" در این دنیا زاده نمیشد... راستش از مرگ دوست داشتن ها و عشق میترسم، از روزی که آدم ها از ترس پس زده شدن، از ترس تنها شدن ها به هم نگویند که چقدر همدیگر را دوست دارند، که دوست داشتنشان از تب وتاب افتد، که روزی هیچ عاشقی دست آن معشوقی که باید در دستانش نباشد میترسم...من از ناگهانی دیر شدن ها میترسم، از این همه بی تفاوتی و بی احساسی میترسم... :منبع . http://notenevis.blog.ir/rss






خدا را شکر به خاطر داشتن همه‌ی آدم‌های خوب توی زندگیم...
دور و برم را که نگاه می‌کنم می‌بینم انقدر زیادید که نمی دانم شکر داشتن کدامتان را بگویم؟
خدایا شکر شکر شکر شکر...
+بعد از دو ساعت و پانزده دقیقه گفتگو با یکی از خوب‌ترین‌ها... :منبع . http://orstree.blog.ir/rss





حال من


امروز حال من خوب است
نفس میکشم
رویا پردازی میکنم
مینویسم 
تماشا میکنم
و .....
حال خوب داشتن یک نعمت است, چون اگه نداشته باشی بهترین چیزها هم برات جالب نیستن حتی حوصله خودت را هم نداری
ناراحتی اما نمیدونی برای چی؟؟؟ و از کی؟؟؟!
ولی اگه حالت خوب باشد همه چیز برات جالبه.
خوب نگاه میکنی
دوست داری معاشرت کنی
به دوستهای قدیمی زنگ میزنی یا پیام میدی
بدون دلیل میخندی
بدون دلیل میبخشی
حتی اگه کسی تو خیابان بهت تنه بزنه ناراحت نمیشی و فقط میخندی.
......
و این را هم میدانم که برای حال خوب داشتن نیاز به داشتن امکانات ویژه نیست نیاز به پول نیست و یا داشتن خونه چند صد متری و یا هر چیزی...
برای حال خوب داشتن باید در حال زندگی کرد و برنامه برای فردا داشته باشی و سعی کنی هر روز بهتر بشی .... 
و از همه مهمتر بخندی.
چون در هر صورت میگذرد چه با خنده و چه با گریه. سعی کن با گریه نگذرد.
با ارزوی حال خیلی خوب بر





حال من


امروز حال من خوب است
نفس میکشم
رویا پردازی میکنم
مینویسم 
تماشا میکنم
و .....
حال خوب داشتن یک نعمت است, چون اگه نداشته باشی بهترین چیزها هم برات جالب نیستن حتی حوصله خودت را هم نداری
ناراحتی اما نمیدونی برای چی؟؟؟ و از کی؟؟؟!
ولی اگه حالت خوب باشد همه چیز برات جالبه.
خوب نگاه میکنی
دوست داری معاشرت کنی
به دوستهای قدیمی زنگ میزنی یا پیام میدی
بدون دلیل میخندی
بدون دلیل میبخشی
حتی اگه کسی تو خیابان بهت تنه بزنه ناراحت نمیشی و فقط میخندی.
......
و این را هم میدانم که برای حال خوب داشتن نیاز به داشتن امکانات ویژه نیست نیاز به پول نیست و یا داشتن خونه چند صد متری و یا هر چیزی...
برای حال خوب داشتن باید در حال زندگی کرد و برنامه برای فردا داشته باشی و سعی کنی هر روز بهتر بشی .... 
و از همه مهمتر بخندی.
چون در هر صورت میگذرد چه با خنده و چه با گریه. سعی کن با گریه نگذرد.
با ارزوی حال خیلی خوب بر





آغوش مقدس


تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد آن تاج بر سر داشتن
در بهشت آرزو، ره یافتن
هرنفس، شهدی به ساغرداشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
جاودان در اوج قدرت زیستن
ملک عالم را مسخر داشتن
برتو ارزانی که مارا خوشتراست
لذت یک لحظه مادر داشتن
❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
تصور نبودن مادرمو نمیتونم به ذهنم راه بدم حتی... با این وجود یه وقتایی بداخلاق میشم.. بی حوصله میشم.. بی فکر میشم.. 
وقتی یادم میاد تو 13 سالگی مادرشو از دست داده و چه سختیهایی تو زندگیش کشیده از بی مهریها و ندونم کاریام شرمنده میشم
خیلی سعی میکنم براش خوب باشم ولی میدونم که کافی نیست
ادامه مطلب :منبع . http://khodenashenakhteh.blog.ir/rss





آغوش مقدس


تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد آن تاج بر سر داشتن
در بهشت آرزو، ره یافتن
هرنفس، شهدی به ساغرداشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
جاودان در اوج قدرت زیستن
ملک عالم را مسخر داشتن
برتو ارزانی که مارا خوشتراست
لذت یک لحظه مادر داشتن
❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
تصور نبودن مادرمو نمیتونم به ذهنم راه بدم حتی... با این وجود یه وقتایی بداخلاق میشم.. بی حوصله میشم.. بی فکر میشم.. 
وقتی یادم میاد تو 13 سالگی مادرشو از دست داده و چه سختیهایی تو زندگیش کشیده از بی مهریها و ندونم کاریام شرمنده میشم
خیلی سعی میکنم براش خوب باشم ولی میدونم که کافی نیست
ادامه مطلب :منبع . http://khodenashenakhteh.blog.ir/rss





آغوش مقدس


تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد آن تاج بر سر داشتن
در بهشت آرزو، ره یافتن
هرنفس، شهدی به ساغرداشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
جاودان در اوج قدرت زیستن
ملک عالم را مسخر داشتن
برتو ارزانی که مارا خوشتراست
لذت یک لحظه مادر داشتن
❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
تصور نبودن مادرمو نمیتونم به ذهنم راه بدم حتی... با این وجود یه وقتایی بداخلاق میشم.. بی حوصله میشم.. بی فکر میشم.. 
وقتی یادم میاد تو 13 سالگی مادرشو از دست داده و چه سختیهایی تو زندگیش کشیده از بی مهریها و ندونم کاریام شرمنده میشم
خیلی سعی میکنم براش خوب باشم ولی میدونم که کافی نیست
ادامه مطلب :منبع . http://khodenashenakhteh.blog.ir/rss





آغوش مقدس


تاج از فرق فلک برداشتن
تا ابد آن تاج بر سر داشتن
در بهشت آرزو، ره یافتن
هرنفس، شهدی به ساغرداشتن
روز در انواع نعمت ها و ناز
شب بتی چون ماه در بر داشتن
جاودان در اوج قدرت زیستن
ملک عالم را مسخر داشتن
برتو ارزانی که مارا خوشتراست
لذت یک لحظه مادر داشتن
❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣❣
تصور نبودن مادرمو نمیتونم به ذهنم راه بدم حتی... با این وجود یه وقتایی بداخلاق میشم.. بی حوصله میشم.. بی فکر میشم.. 
وقتی یادم میاد تو 13 سالگی مادرشو از دست داده و چه سختیهایی تو زندگیش کشیده از بی مهریها و ندونم کاریام شرمنده میشم
خیلی سعی میکنم براش خوب باشم ولی میدونم که کافی نیست
ادامه مطلب :منبع . http://khodenashenakhteh.blog.ir/rss





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





قضاوت تاریخ (72) : شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار


شعر ملک الشعرای بهار درباره احمدشاه قاجار
قضاوت تاریخ (بخش72)
ملک الشعرای بهار این قصیده را در سال 1296 شمسی مطابق با 1336 ه . ق در ایام سلطنت احمدشاه قاجار که به علت تن پروری و عدم لیاقت ، کشور را قرین هرج و مرج و آشوب ساخته و آزادی خواهان را بدان مناسبت دل پر خونی بوده ، سروده است :
زین شه نادان ، امید ملکرانی داشتن
هست چون از دزد ، چشم پاسبانی داشتن
کذب و جبن و احتکار و خست و رشوه خوری
هیچ ناید راست با تاج کیانی داشتن
هیچ نتوان بی فر سیروس و برز داریوش
فر دارایی و برز خسروانی داشتن
نیست امید خیر از این گندم نمای جوفروش
چون بنا لایق زمین گندم فشانی داشتن
کی سزد از ارتجاعی زاده قانون پروری
کی سزد از گرگ امید شبانی داشتن
گرگ زاده عاقبت گرگ است و بی شک از خری است
گوسفند از گرگ چشم مهربانی داشتن
شاه تن پرور به تخت اندر بدان ماند درست
ماده گاوی زین و برگ از زرکانی داشتن
بود در عهد کیان رسمی ک





مشهورترین شاعر زن ایرانی


امروز روز بزرگداشت مشهورترین شاعر زن ایرانی، پروین اعتصامی است .من این قطعه شعرش را از کتاب دیوان  اشعار خیلی دوست دارم .

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح
دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق
سینه‌ای آماده بهر تیرباران داشتن

روشنی دادن دل تاریک را با نور علم
در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن
مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن
پروین اعتصامی

:منبع . http://saeedfelegari.blog.ir/rss





مشهورترین شاعر زن ایرانی


امروز روز بزرگداشت مشهورترین شاعر زن ایرانی، پروین اعتصامی است .من این قطعه شعرش را از کتاب دیوان  اشعار خیلی دوست دارم .

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح
دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق
سینه‌ای آماده بهر تیرباران داشتن

روشنی دادن دل تاریک را با نور علم
در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن
مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن
پروین اعتصامی

:منبع . http://saeedfelegari.blog.ir/rss





مشهورترین شاعر زن ایرانی


امروز روز بزرگداشت مشهورترین شاعر زن ایرانی، پروین اعتصامی است .من این قطعه شعرش را از کتاب دیوان  اشعار خیلی دوست دارم .

ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
روی مانند پری از خلق پنهان داشتن
همچو عیسی بی پر و بی بال بر گردون شدن
همچو ابراهیم در آتش گلستان داشتن

کشتی صبر اندرین دریا افکندن چو نوح
دیده و دل فارغ از آشوب طوفان داشتن

در هجوم ترکتازان و کمانداران عشق
سینه‌ای آماده بهر تیرباران داشتن

روشنی دادن دل تاریک را با نور علم
در دل شب، پرتو خورشید رخشان داشتن

همچو پاکان، گنج در کنج قناعت یافتن
مور قانع بودن و ملک سلیمان داشتن
پروین اعتصامی

:منبع . http://saeedfelegari.blog.ir/rss





آرزو ی صحبت خورشید


ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن
مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن
دیبه‌ها بی کارگاه و دوک و جولا بافتن
گنج ها بی پاسبان و بی نگهبان داشتن
بنده ی فرمان خود کردن همه آفاق را
دیو بستن، قدرت دست سلیمان داشتن
در ره ویران دل، اقلیم دانش ساختن
در ره سیل قضا، بنیاد و بنیان داشتن
دیده را دریا نمودن، مردمک را غوصگر
اشک را مانند مروارید غلطان داشتن
از تکلف دور گشتن، ساده و خوش زیستن
ملک دهقانی خریدن، کار دهقان داشتن
رنجبر بودن، ولی در کشتزار خویشتن
وقت حاصل خرمن خود را بدامان داشتن
روز را با کشت و زرع و شخم آوردن بشب
شامگاهان در تنور خویشتن نان داشتن
سربلندی خواستن در عین پستی، ذره‌وار
آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن
پروین اعتصامی :منبع . http://donyayerazdar.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »