بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





معبد 400 ساله در مکزیک، دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد


کلیسایی تاریخی که به طور کامل در زیر آب غرق شده بود بعد از دهه‌ها دست‌نخورده از زیر آب بیرون آمد.
به گزارش ایسنا و به نقل از دیلی میل، کلیسای دومینیک در مکزیک در سال
1960 به زیر آب رفت و در حال حاضر به دلیل خشکسالی بدون هیچ تغییری از زیر
آب بیرون آمده است.
ادامه خبر
:منبع . http://farhangifoori.blog.ir/rss





طاعون


اشتباهات اثری از خود به جا می گذارند، در اطراف خود و هر چه دورتر کمتر، مثل موج.
آنها می توانند درون اشیا پنهان شوند، و درون انسانها. سالها بخسبند  رشد کنند و خود را برای سطوح بالاتری از چالش های دنیای بیرون آماده کنند. همچون یک موجود هوشمند، زنده، قابل تکثیر و خودآگاه. و در نهایت، زمانی که دنیای بیرون آنها را صدا کند، از تمام منافذ میزبان خود همچون شیرابه چرک عفونی بیرون می زنند، تا دعوت اش را پاسخ گویند.
و در پایان این آمد و شد ها، چه باقی می ماند؟
جسد متعفن فرد خاطی. :منبع . http://rising.blog.ir/rss





یه چند روز دیگه


امروز صبح کم و بیش مه آلود بود. سرد هم بود. با خودم فکر کردم: هدف من از اینکه میخوام برم خارج از شهر این هست که خونه نباشم و بزنم به دل کوه و دشت ولی با این هوا میشه؟بعد این به فکرم رسید که هوای داخلِ شهر چندین درجه از بیرون گرم تر هست و اونجا سردتر. 
به آشنایی که داریم پیام دادم. گفت هوا سرد هست و فکر کنم بیای خونه نشین بشی چون میگی قصدت بیرون رفتن هست و گردش.
با خودم فکر کردم چه مرضی هست برم ولی بشینم تو خونه؟!
به همین دلیل صبر میکنم کمی هوا گرم تر بشه. قرار باشه خونه بشینم و جایی نرم، چه کاریه آخه؟
...
همین حالا ساعت 23:14 دقیق رفتم بیرون میبینم همه جا رو مهِ شدیدی گرفته.
:-) :منبع . http://mr-lean.blog.ir/rss





یه چند روز دیگه


امروز صبح کم و بیش مه آلود بود. سرد هم بود. با خودم فکر کردم: هدف من از اینکه میخوام برم خارج از شهر این هست که خونه نباشم و بزنم به دل کوه و دشت ولی با این هوا میشه؟بعد این به فکرم رسید که هوای داخلِ شهر چندین درجه از بیرون گرم تر هست و اونجا سردتر. 
به آشنایی که داریم پیام دادم. گفت هوا سرد هست و فکر کنم بیای خونه نشین بشی چون میگی قصدت بیرون رفتن هست و گردش.
با خودم فکر کردم چه مرضی هست برم ولی بشینم تو خونه؟!
به همین دلیل صبر میکنم کمی هوا گرم تر بشه. قرار باشه خونه بشینم و جایی نرم، چه کاریه آخه؟
...
همین حالا ساعت 23:14 دقیق رفتم بیرون میبینم همه جا رو مهِ شدیدی گرفته.
:-) :منبع . http://mr-lean.blog.ir/rss





صبح یه روز برفی و دیدن یه دوست نازنین وبلاگی ...


امروز صبح زود حدودای  ساعت ۷:۳۰بود قبل از اینکه ساعت گوشیم بیدارم کنه با صدای غرش رعد و برق بیدار شدم !
اولش خیال کردم آسمان بارونی شده :) با خودم گفتم با این بارونی که باریدن 
گرفت چتر از کجا بیارم ؟ الان که همه دارن میرن بیرون آیا منم که قصد دارم برم بیرون باید یه چتر داشته باشم‌ ؟ بعد گفتم بابا تو بیدار شو چتر واسه چته ؟
هوا به این خوبی چتر برای چته ؟ پاشو صورتتو بشور یه صبحونه بخور بعد 
هم آماده شو برو بیرون :)
ادامه مطلب :منبع . http://lady-95.blog.ir/rss





صبح یه روز برفی و دیدن یه دوست نازنین وبلاگی ...


امروز صبح زود حدودای  ساعت ۷:۳۰بود قبل از اینکه ساعت گوشیم بیدارم کنه با صدای غرش رعد و برق بیدار شدم !
اولش خیال کردم آسمان بارونی شده :) با خودم گفتم با این بارونی که باریدن 
گرفت چتر از کجا بیارم ؟ الان که همه دارن میرن بیرون آیا منم که قصد دارم برم بیرون باید یه چتر داشته باشم‌ ؟ بعد گفتم بابا تو بیدار شو چتر واسه چته ؟
هوا به این خوبی چتر برای چته ؟ پاشو صورتتو بشور یه صبحونه بخور بعد 
هم آماده شو برو بیرون :)
ادامه مطلب :منبع . http://lady-95.blog.ir/rss





صبح یه روز برفی و دیدن یه دوست نازنین وبلاگی ...


امروز صبح زود حدودای  ساعت ۷:۳۰بود قبل از اینکه ساعت گوشیم بیدارم کنه با صدای غرش رعد و برق بیدار شدم !
اولش خیال کردم آسمان بارونی شده :) با خودم گفتم با این بارونی که باریدن 
گرفت چتر از کجا بیارم ؟ الان که همه دارن میرن بیرون آیا منم که قصد دارم برم بیرون باید یه چتر داشته باشم‌ ؟ بعد گفتم بابا تو بیدار شو چتر واسه چته ؟
هوا به این خوبی چتر برای چته ؟ پاشو صورتتو بشور یه صبحونه بخور بعد 
هم آماده شو برو بیرون :)
ادامه مطلب :منبع . http://lady-95.blog.ir/rss





به تنهایی قوی باش!


سعی نکنید تا بیکار شدین سریع به کسی پیام بدین تا باهاش حرف بزنین یا ایسنتاگرام بقیه رو چک کنید!
اولویت رو بذارین رو کارایی که به تنهایی باید انجام بدین. تا میتونید از آدما دور باشید، اما خوش بگذرونید!
طوری نباشید که اگه خواستین برین بیرون و کسی نبود که باهاتون بیاد قرارتونو کنسل کنید! خودتون پاشین برین بیرون!
زندگیتونو بذارین روی ارتقای خودتون. اونم به تنهایی. خودتون نقاشی تمرین کنید. ورزش کنید. بیرون برید. کتاب بخونید، و ... .
باور کنین اینجوری خیلی بیشتر بهتون خوش میگذره و هر از چندگاهی اگه دوستاتون گفتن بیاین بریم بیرون حس جالبتری دارین!
وابسته نباشین!
عاشق خودتون باشین!
به خودتون فک کنین و خودتونو خوشحال کنین!
تا میتونین به خودتون برسین! :)) :منبع . http://rachel.blog.ir/rss





یک طرفه قضاوت نکنید :|


اصلا دیگر نمی شود لحظه های خوبت را با رفیق هایت به اشتراک بگذاری 
عجب هاا 
میگویم بعد از کلاس پیاده برگشتیم اما توی کتش نمی رود :|
ویس "سین" که متنش را نوشتم
[کلا فاطمه با ما نمیاد بیرون!  
کار داره، کلاس داره، مشکل داره،
فاطمه اینا به ما نگو
ما هر وقت به تو گفتیم تو نشد بیای بیرون 
ولی تا اونجا که میدانم با بقیه بچه ها میشه بری بیرون
خیلی مهمه بعد من دیگه هیچ وقت به تو نمیگم،  تو هر وقت ما بهت گفتیم پایه نبودی؟ ! 
تو هیچ وقت پایه نبودی 
فاینال دارم،کوفت و زهر مار دارم 
تو یبار شده بگی بچه ها پاشین بریم بیرون]  
+ قبول من هیچ وقت پیشنهاد دهنده ی بیرون رفتن نیستم ،هیچ وقت هم حوصله و حس بیرون رفتن را ندارم 
اصلا 23 سال است که در این شهر زندگی میکنم نصف خیابان هایش را نمیشناسم چه برسد آمار کافه هایش را داشته باشم :|
ولی خب شما بروید 
اگر حسودی کردم 
اگر گفتم چرا رفته اید و به من نگفتید 
بزنی





یک طرفه قضاوت نکنید :|


اصلا دیگر نمی شود لحظه های خوبت را با رفیق هایت به اشتراک بگذاری 
عجب هاا 
میگویم بعد از کلاس پیاده برگشتیم اما توی کتش نمی رود :|
ویس "سین" که متنش را نوشتم
[کلا فاطمه با ما نمیاد بیرون!  
کار داره، کلاس داره، مشکل داره،
فاطمه اینا به ما نگو
ما هر وقت به تو گفتیم تو نشد بیای بیرون 
ولی تا اونجا که میدانم با بقیه بچه ها میشه بری بیرون
خیلی مهمه بعد من دیگه هیچ وقت به تو نمیگم،  تو هر وقت ما بهت گفتیم پایه نبودی؟ ! 
تو هیچ وقت پایه نبودی 
فاینال دارم،کوفت و زهر مار دارم 
تو یبار شده بگی بچه ها پاشین بریم بیرون]  
+ قبول من هیچ وقت پیشنهاد دهنده ی بیرون رفتن نیستم ،هیچ وقت هم حوصله و حس بیرون رفتن را ندارم 
اصلا 23 سال است که در این شهر زندگی میکنم نصف خیابان هایش را نمیشناسم چه برسد آمار کافه هایش را داشته باشم :|
ولی خب شما بروید 
اگر حسودی کردم 
اگر گفتم چرا رفته اید و به من نگفتید 
بزنی





یک طرفه قضاوت نکنید :|


اصلا دیگر نمی شود لحظه های خوبت را با رفیق هایت به اشتراک بگذاری 
عجب هاا 
میگویم بعد از کلاس پیاده برگشتیم اما توی کتش نمی رود :|
ویس "سین" که متنش را نوشتم
[کلا فاطمه با ما نمیاد بیرون!  
کار داره، کلاس داره، مشکل داره،
فاطمه اینا به ما نگو
ما هر وقت به تو گفتیم تو نشد بیای بیرون 
ولی تا اونجا که میدانم با بقیه بچه ها میشه بری بیرون
خیلی مهمه بعد من دیگه هیچ وقت به تو نمیگم،  تو هر وقت ما بهت گفتیم پایه نبودی؟ ! 
تو هیچ وقت پایه نبودی 
فاینال دارم،کوفت و زهر مار دارم 
تو یبار شده بگی بچه ها پاشین بریم بیرون]  
+ قبول من هیچ وقت پیشنهاد دهنده ی بیرون رفتن نیستم ،هیچ وقت هم حوصله و حس بیرون رفتن را ندارم 
اصلا 23 سال است که در این شهر زندگی میکنم نصف خیابان هایش را نمیشناسم چه برسد آمار کافه هایش را داشته باشم :|
ولی خب شما بروید 
اگر حسودی کردم 
اگر گفتم چرا رفته اید و به من نگفتید 
بزنی





مغازه گردی


دیشب تموم شد بارون.ولی باز سه شنبه بارونی هست انگار.امروزم تنهایی رفتم بیرون و یه دوری زدم توو مغازه ها و چندتا لباس خوشکل دیدم و مانتو و یخخخ زدم کلی..تازه میخواستم برم مغازه سر چهارراهم ببینم لباساش رو ولی کم کم دیدم دیگه حوصله ندارم بیرون بمونم و رفتم منتظر اتوبوس شدم و برگشتم خونه....کاش دلدارم بود و باهم میرفتیم بیرون..
  :منبع . http://67-11.blog.ir/rss





مغازه گردی


دیشب تموم شد بارون.ولی باز سه شنبه بارونی هست انگار.امروزم تنهایی رفتم بیرون و یه دوری زدم توو مغازه ها و چندتا لباس خوشکل دیدم و مانتو و یخخخ زدم کلی..تازه میخواستم برم مغازه سر چهارراهم ببینم لباساش رو ولی کم کم دیدم دیگه حوصله ندارم بیرون بمونم و رفتم منتظر اتوبوس شدم و برگشتم خونه....کاش دلدارم بود و باهم میرفتیم بیرون..
  :منبع . http://67-11.blog.ir/rss





خودمون از بیرون


شاید گاهی وقت ها لازم باشه خودمون رو از بیرون ببینیم. 
به خودمون از نگاه یک مخالف نگاه کنیم.
به اخلاقمون
به رفتارمون
به تعصباتمون
به ارزشهامون
به دوست داشتنی هامون 
شاید لازم باشه یک کمی، نه خیلی!، فقط یک کم بپذیریم که ما «انسان کامل» نیستیم! :منبع . http://javaldooz.blog.ir/rss





آدمو از لاک تنهاییش بکشین بیرون بعد بی خیال شین! خیلی دوست داریم!


این بار دومه که منو از لاک تنهاییم میکشه بیرون، انصافا خستم کرد دیگه، خدایا من چه بدی در حق این آدم کردم؟!
حقمه، آدم از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه!آدمی که خودشو دوست نداشته باشه مشخصه که بقیه هم دوسش نخواهن داشت!
 واقعا دیگه نمیکشم!
خسته شدم دیگه!
:منبع . http://carnation3.blog.ir/rss





آدمو از لاک تنهاییش بکشین بیرون بعد بی خیال شین! خیلی دوست داریم!


این بار دومه که منو از لاک تنهاییم میکشه بیرون، انصافا خستم کرد دیگه، خدایا من چه بدی در حق این آدم کردم؟!
حقمه، آدم از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه!آدمی که خودشو دوست نداشته باشه مشخصه که بقیه هم دوسش نخواهن داشت!
 واقعا دیگه نمیکشم!
خسته شدم دیگه!
:منبع . http://carnation3.blog.ir/rss





یکی مارا از این سردرگمی بیرون بیاورد


آقا این دخترا میان پست میذارن  که ای وای این امتحانمو خراب کردم دعا کنید پاس بشم بعد که نمرشون میاد 16 شدن :/
یعنی 15 میشدن درس رو پاس نمیشدن ؟
خالی بستن ؟
یا شکسته نفسی میفرمایند ؟
با دعای دوستان 16 شدندی ؟
استادشون بهشون لطف کردن ؟
لطفا پاسخ داده ومارا از این سر درگمی بیرون بیاورید :/
بعد اون وقت چرا ما پسرا خراب میکنیم 
میشیم  6 :/
دعا هم اثری نداره ؟
یکی جواب بده خوب :/ :منبع . http://ghahrman.blog.ir/rss





یکی مارا از این سردرگمی بیرون بیاورد


آقا این دخترا میان پست میذارن  که ای وای این امتحانمو خراب کردم دعا کنید پاس بشم بعد که نمرشون میاد 16 شدن :/
یعنی 15 میشدن درس رو پاس نمیشدن ؟
خالی بستن ؟
یا شکسته نفسی میفرمایند ؟
با دعای دوستان 16 شدندی ؟
استادشون بهشون لطف کردن ؟
لطفا پاسخ داده ومارا از این سر درگمی بیرون بیاورید :/
بعد اون وقت چرا ما پسرا خراب میکنیم 
میشیم  6 :/
دعا هم اثری نداره ؟
یکی جواب بده خوب :/ :منبع . http://ghahrman.blog.ir/rss





یکی مارا از این سردرگمی بیرون بیاورد


آقا این دخترا میان پست میذارن  که ای وای این امتحانمو خراب کردم دعا کنید پاس بشم بعد که نمرشون میاد 16 شدن :/
یعنی 15 میشدن درس رو پاس نمیشدن ؟
خالی بستن ؟
یا شکسته نفسی میفرمایند ؟
با دعای دوستان 16 شدندی ؟
استادشون بهشون لطف کردن ؟
لطفا پاسخ داده ومارا از این سر درگمی بیرون بیاورید :/
بعد اون وقت چرا ما پسرا خراب میکنیم 
میشیم  6 :/
دعا هم اثری نداره ؟
یکی جواب بده خوب :/ :منبع . http://ghahrman.blog.ir/rss





یکی مارا از این سردرگمی بیرون بیاورد


آقا این دخترا میان پست میذارن  که ای وای این امتحانمو خراب کردم دعا کنید پاس بشم بعد که نمرشون میاد 16 شدن :/
یعنی 15 میشدن درس رو پاس نمیشدن ؟
خالی بستن ؟
یا شکسته نفسی میفرمایند ؟
با دعای دوستان 16 شدندی ؟
استادشون بهشون لطف کردن ؟
لطفا پاسخ داده ومارا از این سر درگمی بیرون بیاورید :/
بعد اون وقت چرا ما پسرا خراب میکنیم 
میشیم  6 :/
دعا هم اثری نداره ؟
یکی جواب بده خوب :/ :منبع . http://ghahrman.blog.ir/rss





یکی مارا از این سردرگمی بیرون بیاورد


آقا این دخترا میان پست میذارن  که ای وای این امتحانمو خراب کردم دعا کنید پاس بشم بعد که نمرشون میاد 16 شدن :/
یعنی 15 میشدن درس رو پاس نمیشدن ؟
خالی بستن ؟
یا شکسته نفسی میفرمایند ؟
با دعای دوستان 16 شدندی ؟
استادشون بهشون لطف کردن ؟
لطفا پاسخ داده ومارا از این سر درگمی بیرون بیاورید :/
بعد اون وقت چرا ما پسرا خراب میکنیم 
میشیم  6 :/
دعا هم اثری نداره ؟
یکی جواب بده خوب :/ :منبع . http://ghahrman.blog.ir/rss





دیسک کمر، جراحی دیسک کمر با کمک لیزر + فیلم


دیسک کمر چیست؟
هر انسان معمولاً ۲۶ مهره در ستون فقرات خود دارد. مهره ها بوسیله صفحات
انعطاف پذیری به نام دیسک بین مهره ای از یکدیگر جدا می شوند.
اگر بنا به دلایلی دیسک از قسمت عقبی خود دچار بیرون زدگی یا فتق شود، این
قسمت بیرون زده روی نخاع یا رشته های نخاع فشار وارد می کند و سبب بروز درد
در ناحیه کمر با انتشار به پاها می شود.
مردم به اصطلاح به این بیماری دیسک کمر می گویند که البته اصطلاح درست آن
فتق دیسک کمری می باشد. این بیماری، بیماری سیاتیک نیز خوانده می شود.
در حالت کلی منظور از بیماری دیسک کمر، در رفتگی با بیرون زدگی قسمت
مرکزی یا هسته دیسک می‌باشد که با پارگی‌های کوچکی که به‌صورت شیارهای
باریکی در اطراف آن، کم‌کم ایجاد می‌شود همراه است. این بیرون زدگی‌ها و
دررفتگی‌ها روی ریشه‌های عصبی پشت این دیسک فشار می‌آورند و باعث ایجاد درد
و سایر عوارض می‌شوند.
 
ادامه مطلب :منبع . htt





دیسک کمر، جراحی دیسک کمر با کمک لیزر + فیلم


دیسک کمر چیست؟
هر انسان معمولاً ۲۶ مهره در ستون فقرات خود دارد. مهره ها بوسیله صفحات
انعطاف پذیری به نام دیسک بین مهره ای از یکدیگر جدا می شوند.
اگر بنا به دلایلی دیسک از قسمت عقبی خود دچار بیرون زدگی یا فتق شود، این
قسمت بیرون زده روی نخاع یا رشته های نخاع فشار وارد می کند و سبب بروز درد
در ناحیه کمر با انتشار به پاها می شود.
مردم به اصطلاح به این بیماری دیسک کمر می گویند که البته اصطلاح درست آن
فتق دیسک کمری می باشد. این بیماری، بیماری سیاتیک نیز خوانده می شود.
در حالت کلی منظور از بیماری دیسک کمر، در رفتگی با بیرون زدگی قسمت
مرکزی یا هسته دیسک می‌باشد که با پارگی‌های کوچکی که به‌صورت شیارهای
باریکی در اطراف آن، کم‌کم ایجاد می‌شود همراه است. این بیرون زدگی‌ها و
دررفتگی‌ها روی ریشه‌های عصبی پشت این دیسک فشار می‌آورند و باعث ایجاد درد
و سایر عوارض می‌شوند.
 
ادامه مطلب :منبع . htt





دیسک کمر، جراحی دیسک کمر با کمک لیزر + فیلم


دیسک کمر چیست؟
هر انسان معمولاً ۲۶ مهره در ستون فقرات خود دارد. مهره ها بوسیله صفحات
انعطاف پذیری به نام دیسک بین مهره ای از یکدیگر جدا می شوند.
اگر بنا به دلایلی دیسک از قسمت عقبی خود دچار بیرون زدگی یا فتق شود، این
قسمت بیرون زده روی نخاع یا رشته های نخاع فشار وارد می کند و سبب بروز درد
در ناحیه کمر با انتشار به پاها می شود.
مردم به اصطلاح به این بیماری دیسک کمر می گویند که البته اصطلاح درست آن
فتق دیسک کمری می باشد. این بیماری، بیماری سیاتیک نیز خوانده می شود.
در حالت کلی منظور از بیماری دیسک کمر، در رفتگی با بیرون زدگی قسمت
مرکزی یا هسته دیسک می‌باشد که با پارگی‌های کوچکی که به‌صورت شیارهای
باریکی در اطراف آن، کم‌کم ایجاد می‌شود همراه است. این بیرون زدگی‌ها و
دررفتگی‌ها روی ریشه‌های عصبی پشت این دیسک فشار می‌آورند و باعث ایجاد درد
و سایر عوارض می‌شوند.
 
ادامه مطلب :منبع . htt





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





00:74


دیشب به غزاله پی ام دادم ُ گفتم فردا دارم میرم فلان شهر و نمیتونم بیام اونم گفت باشه هر جور راحتی ولی حتما قبل از اومدن شوهرم بیا که بریم بیرون منم گفتم باشه بهت خبر میدم ..
ظهرم با خواهر زادم رفتیم بیرون پارک ُ پیاده روی ُ ناهار خوردیم ُ اومدیم خونه .. 
قبل از اینکه از خونه بیام بیرون کلی به " او" خان زنگ زدم ج نداد بعدم که زنگ زد چون خونه داداشم بودم نمیتونستم جواب بدم بعد که بهش زنگ زدم آقا میگه اومده شهرمون منم چون از قبل بهم نگفته بود خیلی عصبی شدم در حدی که واقعا میخوام این رابطه رو تمامش کنم هم بخاطر اینکارش هم واسه اینکه خسته شدم و حوصله ادامه دادن ندارم  :منبع . http://beneshaan.blog.ir/rss





دورنمای عالی


می دانی بچه؟ در این دنیا هر کس برای خود یک حریمی دارد. آدم ها در مرکزیت ایستاده اند و بعد دور خودشان یک دایره ی پررنگ کشیده اند.سعی کن وارد حریم کسی نشوی.پایت را که از خط قرمز بگذاری آن طرف بوی گند افکارشان،اعمالشان،ارتباطاتشان می زند زیر دلت.بعد از اینکه وارد دایره ی آدم ها شدی،درست مثل یک زن حامله همیشه حالت آشوب است.حتی اگر از دایره بیرون بیایی، باز هم آن بوی لجن از سرت بیرون نمی رود.سعی کن به آدم ها نزدیک نشوی دورت بگردم.آدم ها از نزدیک هیچ جذابیتی ندارند.
:منبع . http://sabiyehasman.blog.ir/rss





این روزا... تولد...


قم.. جمکران.. فاطمه ای اون...
مشهد.. برف.. حرم حضرت رضا جان (ع)
هفته پیش سه شنبه، خونه شهید س د د ...
دوتا خواستگار... بیرون رفتن با یکیشون...
و اینکه اونا نخواستم:)...
برج میلاد و تداخل با کلاس و بیرون رفتن و استخاره و نتونستن اینکه برم...
بد اومدن استخاره هیپنوتیزم.
هههیییی یه جور برخوردم با دکتر الف.صدیق.
آخرشم شماره شون! البته شماره دومشون؛)
+ امروز.... هشت دوازده... ۸.۱۲.۹۴
یک ساله شدن ِ بودنم....
إن شاءالله حال همه خوب باشه❤ :منبع . http://naghse-sokout.blog.ir/rss





پس از آوار


حال آن آدمی را دارم که میان خرابه هایی وسط میدان جنگ ایستاده که به او پیام صلح داده اند!! آن آدمی که او را از میان ویرانه اش بیرون کشیده اند و آسمان صاف پر نور بی موشک را نشانش داده اند و هوای تازه ای را در خود جاری میکند و ریه هایش پس از مدت ها به هوای بی باروت عادت ندارد! 
فکر می کنم جنگ تمام شده! صلح برقرار شده و همه چیز سکون یافته...فکر می کنم جنگ تمام شده و من مغرور و سر بلند بیرون آمده ام... مغرور و سربلند... و سربلند ... و سر بلند... :منبع . http://angoor.blog.ir/rss





پس از آوار


حال آن آدمی را دارم که میان خرابه هایی وسط میدان جنگ ایستاده که به او پیام صلح داده اند!! آن آدمی که او را از میان ویرانه اش بیرون کشیده اند و آسمان صاف پر نور بی موشک را نشانش داده اند و هوای تازه ای را در خود جاری میکند و ریه هایش پس از مدت ها به هوای بی باروت عادت ندارد! 
فکر می کنم جنگ تمام شده! صلح برقرار شده و همه چیز سکون یافته...فکر می کنم جنگ تمام شده و من مغرور و سر بلند بیرون آمده ام... مغرور و سربلند... و سربلند ... و سر بلند... :منبع . http://angoor.blog.ir/rss





اضغاث احلام...


از پنجره ی طبقه ی پنجم به بیرون خم می شود و نفس می کشد...خانه ی قدیمی که هیچوقت دوستش نداشت...دختر همسایه ی طبقه ی اول با سه چرخه اش دارد درون سوراخ کوچک آب فرو می رود...مادرش در آن سمت حیاط آش دوغش را می پزد...تمام مولکول های هوا از جلوی دهانش فرار می کنند و فریادش نمی رسد...از پنجره پرت می شود...مغزش پخش می شود و می میرد و کره ی چشمش بیرون می پرد و زندگی مستقلش را آغاز می کند...
(ادامه داشت...)
:منبع . http://naarkhatoon.blog.ir/rss





اضغاث احلام...


از پنجره ی طبقه ی پنجم به بیرون خم می شود و نفس می کشد...خانه ی قدیمی که هیچوقت دوستش نداشت...دختر همسایه ی طبقه ی اول با سه چرخه اش دارد درون سوراخ کوچک آب فرو می رود...مادرش در آن سمت حیاط آش دوغش را می پزد...تمام مولکول های هوا از جلوی دهانش فرار می کنند و فریادش نمی رسد...از پنجره پرت می شود...مغزش پخش می شود و می میرد و کره ی چشمش بیرون می پرد و زندگی مستقلش را آغاز می کند...
(ادامه داشت...)
:منبع . http://naarkhatoon.blog.ir/rss





بازم بیرون رفتم بی تو


خداروشکر امروز از ظهر هوا بارونی بود..خییلی هوا عالیه..صدای بارون و دیدینِ اینکه همه جا خیسه و قشنگ خیلی حسی خوبی داره..طرفای 4 رفتم توو بالکن و بیرون رو یه نگه کردم هوا یه خنکیِ خوبی داشت و قطره های بارون که روی زمین و پشت بوما می ریخت حسِ خوبی داشت دیدینش.امروز یکم حالِ خوبی نداشت..باز غذا اذیتش کرده بود..یکم کلافه بود از 2ونیم که غذا خورده بود.. می گفت دیر پیام نده دیر جواب نده..خوشبختانه طرفای 6 حالش بهتر شد و آروم شد..مثل اینکه اونجا هم امروز بارونیه . هوا خوبه..چه خوبه هر دو توو هوای بارونی هستیم..من و مامانم یسر رفتیم پیاده روی تووی این هوای خوب.خوب بود..ولی کاش ایمانم بود..دلم پیشِ اونه همش..بهش که گفتم می خوایم بریم پیاده روی گفت: خوبه دیگ هر روز خوش میگذره بهتون..گفتم: تو که نیستی که خوش نمیگذره..این مدتی که تو نیستی اصلا حوصله بیرون رفتن ندارم.شاید هفته ای دوبتر رفته باشم بیرون





امروز


امروز هم موندم خونه این مدت زیاد حوصله ندارم برم بیرون.امروز به گذاشتن مطالب قبلی تووی وب و ورزش گذشت.فک کنم هفته آینده برمیگرده.هر وقت میگم کی میای میگه معلوم نیست..کاش بیای زودتر..امشبم رفت بیرون که هم شام بخوره وهم جایی که بهش آرامش میده.حدودای 10 رسیده بود و برام فیلم فرستاد.اونجا انگار گرمتر شده.طرفای 10ونیمم دوستش رفت پیشش و دیگ تنها نبود.. :منبع . http://67-11.blog.ir/rss





امروز


امروز هم موندم خونه این مدت زیاد حوصله ندارم برم بیرون.امروز به گذاشتن مطالب قبلی تووی وب و ورزش گذشت.فک کنم هفته آینده برمیگرده.هر وقت میگم کی میای میگه معلوم نیست..کاش بیای زودتر..امشبم رفت بیرون که هم شام بخوره وهم جایی که بهش آرامش میده.حدودای 10 رسیده بود و برام فیلم فرستاد.اونجا انگار گرمتر شده.طرفای 10ونیمم دوستش رفت پیشش و دیگ تنها نبود.. :منبع . http://67-11.blog.ir/rss





پاسخ جالب امام به درخواست لغو دیدارهای ایشان با زنان


روز اول 200 نفر. روز دوم 400 نفر و روز سوم 817 نفر.آمار
خانم‌هایی که در سه روز اول ملاقات با امام غش کردند. از شهید مفتح خواستم
به امام بگویند: «دیگر نگذارید خانم‌ها به دیدنتان بیایند»وقتی
شهید مفتح این پیشنهاد را مطرح نمود، امام گفت: «فکر می‌کنید اعلامیه‌های
من و سخنرانی‌های شما شاه را بیرون کرد؟! همین بانوان محترمه بودند که شاه
را بیرون کردند. بروید وسایل رفاه و آسایش آنها را فراهم کنید». :منبع . http://afsarenasle4-b.blog.ir/rss





پاسخ جالب امام به درخواست لغو دیدارهای ایشان با زنان


روز اول 200 نفر. روز دوم 400 نفر و روز سوم 817 نفر.آمار
خانم‌هایی که در سه روز اول ملاقات با امام غش کردند. از شهید مفتح خواستم
به امام بگویند: «دیگر نگذارید خانم‌ها به دیدنتان بیایند»وقتی
شهید مفتح این پیشنهاد را مطرح نمود، امام گفت: «فکر می‌کنید اعلامیه‌های
من و سخنرانی‌های شما شاه را بیرون کرد؟! همین بانوان محترمه بودند که شاه
را بیرون کردند. بروید وسایل رفاه و آسایش آنها را فراهم کنید». :منبع . http://afsarenasle4-b.blog.ir/rss





1433


امروز خونه رو تمیز میکردم به حامد گففتم دخملی رو ببر اتاقش تا من پذیرایی رو تمیز کنم یه کم تمیز کردم دیدم هیچ صدایی ازشون نیست رفتم تو اتاق میبینم دخملی با مداد ابروی من نقاشی میکشه !!!حامدم باطری انداخته رو اسباب بازیا دخملی ببینه چطورین!منم دارم از کمر درد میمیرم مجبورش کردم اتاقو تمیز کنه بیاد بیرون البته همیشه اینطور ی نمیشه اگه بخواد تمیز کاری بکنه واقعا برق میندازه.واسه شام زرشک پلو با مرغ درستیدم بعد با کمر درد گفتم بریم بیرون یه چندتا مغازه لباس ومبل دیدیم دیگه از گرسنگی میمردم سریع اومدیم شامو گرم کردم خوردیم اومدم نت  حامدم دوتا بادکنک واسه دخملی خریده دوباره رفته بیرون دخمل کنارم داره دیوونم میکنه چهل مین شد تا این پستو نوشتم :منبع . http://range-zendegi.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »