بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




تعریف امام علی (علیه السلام) از علم


امام علی (علیه السلام) فرمود:ای مردم، بدانید که کمال دین در طلب دانش و عمل به آن است.بدانید که طلب علم از طلب مال واجب تر است.علم، هفت امتیاز بر ثروت دارد:۱- علم، میراث پیامبران و ثروت، میراث فرعون ها است.۲- با استفاده از علم، علم کم نمی شود ولی با استفاده از ثروت، ثروت کم می گردد.۳- علم از صاحبش محافظت می کند، ولی ثروت نیاز به نگهبان دارد.۴- علم حتی بعد از مردن هم همراه انسان است، ولی ثروت در هنگام مردن از صاحبش جدا می شود.۵- علم حقیقی و الهی فقط براي مؤمن حاصل می شود، ولی ثروت هم براي مؤمن و هم براي کافر حاصل می شود.۶- همه مردم در امور دینشان به عالم نیازمندند، ولی همه به ثروتمندان نیازمند نیستند.۷- علم، کمک کار انسان در گذشتن از پل صراط است، ولی ثروت مانع از گذشتن از پل صراط می شود. :منبع . http://ghezel.blog.ir/rss





تعریف امام علی (علیه السلام) از علم


امام علی (علیه السلام) فرمود:ای مردم، بدانید که کمال دین در طلب دانش و عمل به آن است.بدانید که طلب علم از طلب مال واجب تر است.علم، هفت امتیاز بر ثروت دارد:۱- علم، میراث پیامبران و ثروت، میراث فرعون ها است.۲- با استفاده از علم، علم کم نمی شود ولی با استفاده از ثروت، ثروت کم می گردد.۳- علم از صاحبش محافظت می کند، ولی ثروت نیاز به نگهبان دارد.۴- علم حتی بعد از مردن هم همراه انسان است، ولی ثروت در هنگام مردن از صاحبش جدا می شود.۵- علم حقیقی و الهی فقط براي مؤمن حاصل می شود، ولی ثروت هم براي مؤمن و هم براي کافر حاصل می شود.۶- همه مردم در امور دینشان به عالم نیازمندند، ولی همه به ثروتمندان نیازمند نیستند.۷- علم، کمک کار انسان در گذشتن از پل صراط است، ولی ثروت مانع از گذشتن از پل صراط می شود. :منبع . http://ghezel.blog.ir/rss





تعریف امام علی (علیه السلام) از علم


امام علی (علیه السلام) فرمود:ای مردم، بدانید که کمال دین در طلب دانش و عمل به آن است.بدانید که طلب علم از طلب مال واجب تر است.علم، هفت امتیاز بر ثروت دارد:۱- علم، میراث پیامبران و ثروت، میراث فرعون ها است.۲- با استفاده از علم، علم کم نمی شود ولی با استفاده از ثروت، ثروت کم می گردد.۳- علم از صاحبش محافظت می کند، ولی ثروت نیاز به نگهبان دارد.۴- علم حتی بعد از مردن هم همراه انسان است، ولی ثروت در هنگام مردن از صاحبش جدا می شود.۵- علم حقیقی و الهی فقط براي مؤمن حاصل می شود، ولی ثروت هم براي مؤمن و هم براي کافر حاصل می شود.۶- همه مردم در امور دینشان به عالم نیازمندند، ولی همه به ثروتمندان نیازمند نیستند.۷- علم، کمک کار انسان در گذشتن از پل صراط است، ولی ثروت مانع از گذشتن از پل صراط می شود. :منبع . http://ghezel.blog.ir/rss





جهاد کبیر - ویژه ماه مُحرم


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «مؤمن به هیچ کیفیّتی نباید ذلّت را قبول کند. شما می‌بینید امام حسین (علیه‌السلام)
فرمودند که ما ذلّت را نمی‌پذیریم. «هیهات منّا الذّلّة»، «أَبَا الله
ذلک». خدا ابا دارد که ما ذلت را بپذیریم. ذلت تسلیم در مقابل کفار، ذلت
پذیرش فشار کفار و تحمیل کفار، این ذلتها را مؤمن حق ندارد قبول بکند.» ۱۳۶۲/۶/۱۰ :منبع . http://hoze5esf.blog.ir/rss





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





دل موضع صبر بود و بردی...


استاد می‌گفت مؤمن می‌تونه بی اجازه از مالِ برادرِ مؤمنش برداره. ما که مؤمن نبودیم اما به حکم ظاهر مشابه مؤمن ما، دلی که بردی حلالِ حلالِ حلال...
کی بود می‌گفت دلبر غاصبه؟ خیر... اگر هم باشه، به حکم تظاهرم به ایمان منم شریک غصبم! ما که چیزی جز دل نداشتیم...
بفرما! اینم حَکَم. از این به بعد اگر از روزگار خوردی، یا خدا خواست ادبت کنه، ننداز تقصیر کیفرِ غصبِ دل. اینم دلیل. اینم حَکَم. اینم حُکم. که اگه تقصیری بوده، یا قصور، یا هرچی؛ از من بوده..
حالا که حکمو فهمیدی، بیا یه فکری به حالمون بکن. از سر راه که نیاوُردی دلِ مارو! این همون دله که یه روز می‌نشست روی تخت فیروزه بارگاهِ همایونی، به عالم و آدم فرمانروایی می‌کرد. نگینِ طرازِ هست و نیست بود. تا دمِ شکستن که می‌رفت، عرش تکون می‌خورد! الآنشو نبین که یوغِ عقل به گردنشه... این که افتاده کنار کوزه‌های شراب‌گیری هفت ساله، مسته و مستور، که حکمِ





مرگ چیست؟


از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام سؤال شد مرگ چیست ؟حضرت فرمود: «مرگ براي مؤمن مانند کندن لباس‌های چرکین جانور گذارده و مانند باز کردن غل‌ها و بندهای سنگین و تبدیل کردن آن‌هاست به فاخرترین لباس‌ها با پاکیزه‌ترین و مطبوع‌ترین بوها، و سوار شدن بر بهترین و راهوارترین مرکب‌ها و وارد شدن در شایسته‌ترین منزل‌ها.و مرگ از براي کافر مانند کندن لباس‌های فاخر و انتقال از منزل مألوف و مأنوس خود، و تبدیل کردن آن‌هاست به چرکین‌ترین لباس‌ها و خشن‌ترین آن‌ها و به وحشتناک‌ترین منزل‌ها و شدیدترین عذاب‌ها.»
پس باید مؤمن‌وار زیستن رابیاموزیم و سر لوحه کار خود قرار دهیم!
___________________________برگرفته از؛ معادشناسی - علامه محمد حسین حسینی طهرانی(رَحِمَهُ الله)، ج1، ص134 :منبع . http://balayeaseman.blog.ir/rss





راستی، مؤمن کیست؟


به فرموده قرآن، مؤمنان خدا را باور دارند، مطیع فرمان اویند، از قیامت بیمناکند، توکّلشان برخداست،از گناهان پرهیز می کنند، پیوسته در پی انجام اعمال صالحند، اهل تقوا و ایثارند، در راه خدا انفاق خالصانه می کنند، نام خدا دلهایشان را آرام می کند، با نماز و عبادت به خدا نزدیک می شوند، به مژده ها و وعده های الهی امیدوارند، در راه خدا با دشمنان می جنگند، کفّار ر به سرپرستی خود نمی گیرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند، جانشان را در راه دین فدا می کنند، دوستدار خدا و رسولند، اگر خطا و گناه کنند توبه و استغفار می کنند، راستگو و درست کردارند، به پدر و مادر خویش نیکی می کنند، در قیامت شادمانند، به عهدی که با خدا بسته اند وفادارند و… خیلی صفات و ویژگی های دیگر، که در این مختصر نمی گنجد.
ایمان، مؤمن، مؤمنون، آمَنوا، یؤمنون، از واژه هایی هستند که فراوان در قرآن کریم به کار رفته اند.
شما خودتان می توان





راستی، مؤمن کیست؟


به فرموده قرآن، مؤمنان خدا را باور دارند، مطیع فرمان اویند، از قیامت بیمناکند، توکّلشان برخداست،از گناهان پرهیز می کنند، پیوسته در پی انجام اعمال صالحند، اهل تقوا و ایثارند، در راه خدا انفاق خالصانه می کنند، نام خدا دلهایشان را آرام می کند، با نماز و عبادت به خدا نزدیک می شوند، به مژده ها و وعده های الهی امیدوارند، در راه خدا با دشمنان می جنگند، کفّار ر به سرپرستی خود نمی گیرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند، جانشان را در راه دین فدا می کنند، دوستدار خدا و رسولند، اگر خطا و گناه کنند توبه و استغفار می کنند، راستگو و درست کردارند، به پدر و مادر خویش نیکی می کنند، در قیامت شادمانند، به عهدی که با خدا بسته اند وفادارند و… خیلی صفات و ویژگی های دیگر، که در این مختصر نمی گنجد.
ایمان، مؤمن، مؤمنون، آمَنوا، یؤمنون، از واژه هایی هستند که فراوان در قرآن کریم به کار رفته اند.
شما خودتان می توان





شرحی بر آیه ۸۶ سوره هود:


شرحی بر آیه ۸۶ سوره هود:بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ ۚ وَمَا أَنَا عَلَیْکُم بِحَفِیظٍاگر مؤمن باشید، باز نهاده الهی براي شما بهتر است، و من نگهبان شما نیستم‌ (ترجمه خرمشاهی)♦ بیان معنای «بقیت الله»♦ بیان معنای «خیر» و ارتباط آن با ظهور امام عصر (عج)♦ مومن واقعی کیست؟دکتر اسدی گرمارودیمدت زمان: ۱۰:۰۹کد فایل: F9505151کانال مواعظ حکیمانه: @Mavaez
دانلود فایل :منبع . http://mavaez.blog.ir/rss





نگرش اعتقادی ما به معصومین (قسمت سوّم)


‍ نگرش اعتقادی ما به معصومین علیهم‌السلام و تفاوت آن با علمای دینی (قسمت سوّم)♦ تالیف کتاب نور الابصار توسط مؤمن بن حسن شبلنجی شافعی عالم اهل سنت در مدح امیرالمومنین (ع)♦ اهل البیت علیهم السلام برجسته ترین مخلوقات بعد از پیامبر (ص) هستند و به عبارت دیگر مظهر خدا هستند. ← قسمت اوّل  ← قسمت دوّم دکتر اسدی گرمارودیمدت زمان: ۷:۰۰کد فایل: F9506161کانال مواعظ حکیمانه: @Mavaez
دانلود فایل :منبع . http://mavaez.blog.ir/rss





برای خونه نوشابه زرد می‌خرید یا سیاه؟! دلستر هلویی یا لیمویی؟!


 
...عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
«الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ.»
 الکافی، ج‏۴، ص۱۲
 
امام صادق از پدرانشان، از رسول خدا (صلوات‌الله‌علیهم) نقل فرموده‌اند:
«مؤمن، به میل خانواده‌اش غذا مى‌خورد،
و منافق، خانواده‌اش به میل او غذا می‌خورند.»
  :منبع . http://dastvar.blog.ir/rss





فرق ایمان با اعتقاد


فرق ایمان واعتقاد درچیست؟
ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن"امنیت یافتن"
است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب، یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق
به چیزی یا کسی است که هر دو در معنا، مفهوم ایمنی در کار است. شخص با ایمان چنان دلگرمی
و اطمینان دارد که هرگز در اعتقاد خویش شک و تردید نمی کند و به تعبیری از شک و
تردید ایمن است.
در
تعریف اسلامی فرق ایمان با اعتقاد یکی این است که ایمان مبتنی بر معرفت یعنی باور
صادق موجه است ، ولی اعتقاد به هر باوری اعم از صادق و موجه و غیر آن می گویند.
اما در تفکر غربی از این جهت فرف چندانی بین آنها نیست. تفاوت دیگر بین ایمان و
اعتقاد عقد القلب و خضوع و تسلیم قلبی در ایمان است . اما اعتقاد صرف پذیرشذهنی و تسلیم
ذهنی است هر چند در بردارنده تسلیم قلبی نباشد و فرق دیگر آن از حیث عمل است.
ایمان تعلق قلبی ایست که ملازم عمل است ولی در اعتقاد اینگونه نیست.
به
ط





فرق ایمان با اعتقاد


فرق ایمان واعتقاد درچیست؟
ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن"امنیت یافتن"
است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب، یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق
به چیزی یا کسی است که هر دو در معنا، مفهوم ایمنی در کار است. شخص با ایمان چنان دلگرمی
و اطمینان دارد که هرگز در اعتقاد خویش شک و تردید نمی کند و به تعبیری از شک و
تردید ایمن است.
در
تعریف اسلامی فرق ایمان با اعتقاد یکی این است که ایمان مبتنی بر معرفت یعنی باور
صادق موجه است ، ولی اعتقاد به هر باوری اعم از صادق و موجه و غیر آن می گویند.
اما در تفکر غربی از این جهت فرف چندانی بین آنها نیست. تفاوت دیگر بین ایمان و
اعتقاد عقد القلب و خضوع و تسلیم قلبی در ایمان است . اما اعتقاد صرف پذیرشذهنی و تسلیم
ذهنی است هر چند در بردارنده تسلیم قلبی نباشد و فرق دیگر آن از حیث عمل است.
ایمان تعلق قلبی ایست که ملازم عمل است ولی در اعتقاد اینگونه نیست.
به
ط





فرق ایمان با اعتقاد


فرق ایمان واعتقاد درچیست؟
ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن"امنیت یافتن"
است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب، یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق
به چیزی یا کسی است که هر دو در معنا، مفهوم ایمنی در کار است. شخص با ایمان چنان دلگرمی
و اطمینان دارد که هرگز در اعتقاد خویش شک و تردید نمی کند و به تعبیری از شک و
تردید ایمن است.
در
تعریف اسلامی فرق ایمان با اعتقاد یکی این است که ایمان مبتنی بر معرفت یعنی باور
صادق موجه است ، ولی اعتقاد به هر باوری اعم از صادق و موجه و غیر آن می گویند.
اما در تفکر غربی از این جهت فرف چندانی بین آنها نیست. تفاوت دیگر بین ایمان و
اعتقاد عقد القلب و خضوع و تسلیم قلبی در ایمان است . اما اعتقاد صرف پذیرشذهنی و تسلیم
ذهنی است هر چند در بردارنده تسلیم قلبی نباشد و فرق دیگر آن از حیث عمل است.
ایمان تعلق قلبی ایست که ملازم عمل است ولی در اعتقاد اینگونه نیست.
به
ط





فرق ایمان با اعتقاد


فرق ایمان واعتقاد درچیست؟
ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن"امنیت یافتن"
است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب، یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق
به چیزی یا کسی است که هر دو در معنا، مفهوم ایمنی در کار است. شخص با ایمان چنان دلگرمی
و اطمینان دارد که هرگز در اعتقاد خویش شک و تردید نمی کند و به تعبیری از شک و
تردید ایمن است.
در
تعریف اسلامی فرق ایمان با اعتقاد یکی این است که ایمان مبتنی بر معرفت یعنی باور
صادق موجه است ، ولی اعتقاد به هر باوری اعم از صادق و موجه و غیر آن می گویند.
اما در تفکر غربی از این جهت فرف چندانی بین آنها نیست. تفاوت دیگر بین ایمان و
اعتقاد عقد القلب و خضوع و تسلیم قلبی در ایمان است . اما اعتقاد صرف پذیرشذهنی و تسلیم
ذهنی است هر چند در بردارنده تسلیم قلبی نباشد و فرق دیگر آن از حیث عمل است.
ایمان تعلق قلبی ایست که ملازم عمل است ولی در اعتقاد اینگونه نیست.
به
ط





فرق ایمان با اعتقاد


فرق ایمان واعتقاد درچیست؟
ایمان از مصدر باب افعال و از ریشه آمن"امنیت یافتن"
است که به معنای جایگیر شدن اعتقاد در قلب، یا تصدیق چیزی با اطمینان و نیز وثوق
به چیزی یا کسی است که هر دو در معنا، مفهوم ایمنی در کار است. شخص با ایمان چنان دلگرمی
و اطمینان دارد که هرگز در اعتقاد خویش شک و تردید نمی کند و به تعبیری از شک و
تردید ایمن است.
در
تعریف اسلامی فرق ایمان با اعتقاد یکی این است که ایمان مبتنی بر معرفت یعنی باور
صادق موجه است ، ولی اعتقاد به هر باوری اعم از صادق و موجه و غیر آن می گویند.
اما در تفکر غربی از این جهت فرف چندانی بین آنها نیست. تفاوت دیگر بین ایمان و
اعتقاد عقد القلب و خضوع و تسلیم قلبی در ایمان است . اما اعتقاد صرف پذیرشذهنی و تسلیم
ذهنی است هر چند در بردارنده تسلیم قلبی نباشد و فرق دیگر آن از حیث عمل است.
ایمان تعلق قلبی ایست که ملازم عمل است ولی در اعتقاد اینگونه نیست.
به
ط





جوری حرف میزدند که انسان مبهوت میمانْد


خاطره رهبرانقلاب از دیدار با نخبگان علمی بسیجی دانشگاه شریف
جوری حرف میزدند که انسان مبهوت میمانْد

همان عناصر بومی‌ای که آن انگلیسیِ خبیث توصیه کرد و تأکید کرد که باید در داخل کشورها اینها را به کار بگیریم و مجهّزشان بکنیم، همان عناصر گاهی در دانشگاه‌ها سعی میکنند جوان ما را مأیوس کنند، براي اینکه حرکت علمی انجام ندهد؛ اگر بااستعداد است، او را کوچ بدهند به طرف خارج‌؛ [میگویند] «آقا! برو فلان‌جا، اینجا مانده‌ای که چه؛ خودت را ضایع میکنی»؛ و پول هم بدهند، پاداش هم بدهند‌. البتّه جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند‌؛ این را من میتوانم شهادت بدهم.
ادامه مطلب :منبع . http://khademoreza.blog.ir/rss





گفتاری از امام عسکری علیه السلام


بسم الله


امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

شیعیان ما در اندوهی دائم به سر می برند تا فرزندم که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نوید ظهورش را داده، ظاهر شود.





امام عسکرى(علیه‏السلام) فرمودند:

مؤمن پنج نشانه دارد . . . و یکى از آنها زیارت روز اربعین است . . . .

ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





گفتاری از امام عسکری علیه السلام


بسم الله


امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

شیعیان ما در اندوهی دائم به سر می برند تا فرزندم که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نوید ظهورش را داده، ظاهر شود.





امام عسکرى(علیه‏السلام) فرمودند:

مؤمن پنج نشانه دارد . . . و یکى از آنها زیارت روز اربعین است . . . .

ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





گفتاری از امام عسکری علیه السلام


بسم الله


امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

شیعیان ما در اندوهی دائم به سر می برند تا فرزندم که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نوید ظهورش را داده، ظاهر شود.





امام عسکرى(علیه‏السلام) فرمودند:

مؤمن پنج نشانه دارد . . . و یکى از آنها زیارت روز اربعین است . . . .

ادامه مطلب :منبع . http://noorolasfia.blog.ir/rss





نشانه بهشتی بودن، اهل زیارت حسین علیه السلام بودن است!


امام باقر علیه السلام : کسى که می‌‏خواهد بداند آیا اهل بهشت هست یا نه، پس دوستى ما را بر دلش عرضه کند، اگر پذیرفت، مؤمن است. و کسى که دوست‏دار ماست، باید مشتاق و شیفته زیارت حسین علیه السلام باشد، پس هرکس اهل زیارت حسین علیه السلام باشد، او را محبّ خود می‌‏دانیم و از اهل بهشت خواهد بود، و کسى که اهل زیارت حسین علیه السلام نباشد،ایمانش کاستی و کمی دارد.
عنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیَعْرِضُ حُبَّنَا عَلَى قَلْبِهِ فَإِنْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ کَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْیَرْغَبْ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَمَنْ کَانَ لِلْحُسَیْنِ ع زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحُسَیْنِ زَوَّاراً کَانَ نَاقِصَ الْإِیمَان‏
کامل الزی





نشانه بهشتی بودن، اهل زیارت حسین علیه السلام بودن است!


امام باقر علیه السلام : کسى که می‌‏خواهد بداند آیا اهل بهشت هست یا نه، پس دوستى ما را بر دلش عرضه کند، اگر پذیرفت، مؤمن است. و کسى که دوست‏دار ماست، باید مشتاق و شیفته زیارت حسین علیه السلام باشد، پس هرکس اهل زیارت حسین علیه السلام باشد، او را محبّ خود می‌‏دانیم و از اهل بهشت خواهد بود، و کسى که اهل زیارت حسین علیه السلام نباشد،ایمانش کاستی و کمی دارد.
عنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیَعْرِضُ حُبَّنَا عَلَى قَلْبِهِ فَإِنْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ کَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْیَرْغَبْ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَمَنْ کَانَ لِلْحُسَیْنِ ع زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحُسَیْنِ زَوَّاراً کَانَ نَاقِصَ الْإِیمَان‏
کامل الزی





نشانه بهشتی بودن، اهل زیارت حسین علیه السلام بودن است!


امام باقر علیه السلام : کسى که می‌‏خواهد بداند آیا اهل بهشت هست یا نه، پس دوستى ما را بر دلش عرضه کند، اگر پذیرفت، مؤمن است. و کسى که دوست‏دار ماست، باید مشتاق و شیفته زیارت حسین علیه السلام باشد، پس هرکس اهل زیارت حسین علیه السلام باشد، او را محبّ خود می‌‏دانیم و از اهل بهشت خواهد بود، و کسى که اهل زیارت حسین علیه السلام نباشد،ایمانش کاستی و کمی دارد.
عنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیَعْرِضُ حُبَّنَا عَلَى قَلْبِهِ فَإِنْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ کَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْیَرْغَبْ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَمَنْ کَانَ لِلْحُسَیْنِ ع زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحُسَیْنِ زَوَّاراً کَانَ نَاقِصَ الْإِیمَان‏
کامل الزی





نشانه بهشتی بودن، اهل زیارت حسین علیه السلام بودن است!


امام باقر علیه السلام : کسى که می‌‏خواهد بداند آیا اهل بهشت هست یا نه، پس دوستى ما را بر دلش عرضه کند، اگر پذیرفت، مؤمن است. و کسى که دوست‏دار ماست، باید مشتاق و شیفته زیارت حسین علیه السلام باشد، پس هرکس اهل زیارت حسین علیه السلام باشد، او را محبّ خود می‌‏دانیم و از اهل بهشت خواهد بود، و کسى که اهل زیارت حسین علیه السلام نباشد،ایمانش کاستی و کمی دارد.
عنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیَعْرِضُ حُبَّنَا عَلَى قَلْبِهِ فَإِنْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ کَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْیَرْغَبْ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَمَنْ کَانَ لِلْحُسَیْنِ ع زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحُسَیْنِ زَوَّاراً کَانَ نَاقِصَ الْإِیمَان‏
کامل الزی





نشانه بهشتی بودن، اهل زیارت حسین علیه السلام بودن است!


امام باقر علیه السلام : کسى که می‌‏خواهد بداند آیا اهل بهشت هست یا نه، پس دوستى ما را بر دلش عرضه کند، اگر پذیرفت، مؤمن است. و کسى که دوست‏دار ماست، باید مشتاق و شیفته زیارت حسین علیه السلام باشد، پس هرکس اهل زیارت حسین علیه السلام باشد، او را محبّ خود می‌‏دانیم و از اهل بهشت خواهد بود، و کسى که اهل زیارت حسین علیه السلام نباشد،ایمانش کاستی و کمی دارد.
عنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیَعْرِضُ حُبَّنَا عَلَى قَلْبِهِ فَإِنْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ کَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْیَرْغَبْ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَمَنْ کَانَ لِلْحُسَیْنِ ع زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحُسَیْنِ زَوَّاراً کَانَ نَاقِصَ الْإِیمَان‏
کامل الزی





نشانه بهشتی بودن، اهل زیارت حسین علیه السلام بودن است!


امام باقر علیه السلام : کسى که می‌‏خواهد بداند آیا اهل بهشت هست یا نه، پس دوستى ما را بر دلش عرضه کند، اگر پذیرفت، مؤمن است. و کسى که دوست‏دار ماست، باید مشتاق و شیفته زیارت حسین علیه السلام باشد، پس هرکس اهل زیارت حسین علیه السلام باشد، او را محبّ خود می‌‏دانیم و از اهل بهشت خواهد بود، و کسى که اهل زیارت حسین علیه السلام نباشد،ایمانش کاستی و کمی دارد.
عنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَیَعْرِضُ حُبَّنَا عَلَى قَلْبِهِ فَإِنْ قَبِلَهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ وَ مَنْ کَانَ لَنَا مُحِبّاً فَلْیَرْغَبْ فِی زِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَمَنْ کَانَ لِلْحُسَیْنِ ع زَوَّاراً عَرَفْنَاهُ بِالْحُبِّ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ لِلْحُسَیْنِ زَوَّاراً کَانَ نَاقِصَ الْإِیمَان‏
کامل الزی





حدیثی تکان‌دهنده برای صاحبخانه‌ها


 
 
در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نوشته شیخ صدوق حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که مضمون آن بسیار تکان دهنده و قابل تامل است.
به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نوشته شیخ صدوق حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که مضمون آن بسیار تکان دهنده و قابل تامل است.شرح این حدیث را در ادامه می‌خوانید:من کان له دار و احتاج مؤمن إلی سکناها فمنعه إیّاها قال اللَّه عزّ و جلّ: ملائکتی عبدی بخل علی عبدی بسکنی الدّنیا و عزّتی لا یسکن جنانی أبدا.
ادامه مطلب :منبع . http://moalemjavid.blog.ir/rss





و من یتق الله...


بسم الله النّور
 تسلیت می گویم رحلت حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی را خدمت نائب امام زمان، امام خامنه ای حفظه الله
وقتی قلب ولیمان محزون است، قلب ما هم به تبعیت محزون است.
اما این دو روز انقدر حرف شنیده ایم و گفته ایم که دیگر جای زدن آن حرف های تکراری در اینجا نیست.
من در حد خودم در دو مورد اطمینان قلبی دارم. یکی این که اگر مؤمن باشیم، در مورد حق یه یقین می رسیم نه به شک. اگر در این ایام شک داریم نسبت به عملکرد خودمان و دیگران و قضاوت هامان، یا ایمانمان قبلا مشکل داشته، یا الان دارد.
شاخص ما براي تشخیص حق، واضح و روشن است. شاخص و معیار قرآن است و روایاتی که حق و باطل را برايمان تبیین کرده اند و البته حضرت ولی امر امام خامنه ای حفظه الله که همین معیارها را در مواضع مختلف شرح و بسط داده اند.
مورد دیگری که به آن مطمئنم این است که «و من یتق الله یجعل لکم فرقانا» اگر متقی باشیم خداوند فرقان (تشخیص





ما بسیجیان فعال در فضای مجازی بیکار نیستیم !


       
ما  فعالان فضای مجازی بیکار نیستیم !
گاهی از ما پرسیده می شود که:
 چرا اینقدر براي فضای مجازی وقت میگذارید، مگر بیکارید؟  
▫ما در فضای مجازی به دنبال تفریح و سرگرمی نیستیم.
▫به دنبال پر کردن اوقات فراغت هم نیستیم .
▫به دنبال اسم و رسم نیستیم.
▫به دنبال التماس دعا از مسؤلین نیستیم.
▫به دنبال ریا و خود نمایی و تظاهر نیستیم.
نگاه ما به فضای مجازی متفاوت است .
ما فضای مجازی را یک جبهه جنگ می دانیم. 
جنگ همیشه با شلیک توپ و تفگ نیست .
فضای مجازی میدان مبارزه است و مبارزه بوده و هست و خواهد بود ،فقط شکل و نوع آن تفاوت کرده است .
مبارزه مرد میخواهد نه انسان بیکار.
همانطور که در دوران جنگ مسلحانه و به تعبیری "جنگ سخت" مردانی حضور یافتند که :
 خانواده داشتند،
 درس و دانشگاه داشتند،
 کار و زندگی داشتند.
بیکار نبودند ،ولی بزرگترین کارشان شد دفاع از اسلام و انقلاب و از همه چیز خود گذشتند و ایث





یقظه و انتباه


به نام خالق هستی.
وکأین من آیه فی السموات والأرض یمرون علیها وهم عنها معرضون ومایؤمن أکثرهم بالله الاوهم مشرکون...آیه ۱۰۵ و ۱۰۶ یوسف...ترجمه:چه بسیار آیات و نشانه هایی است در آسمانها وزمین که این مردم برآنهامیگذرند ولی ازانها روگردانند وبخود نمی آیند و اکثر مردم به خدا ایمان نمی آورند مگر درحالیک مشرک اند...ظاهر ایه را ک نگاه میمنیم فکرمان می رود به مشرکان و کافران که مسلمان نشدند و درغفلتند...درحالیک باتوجه ب تفسیر آن بیشتر موردتوجه اکثر صاحبان ایمان است که خود را مؤمن و یا دیگران آنهارا مؤمن میخوانند...
تمام آیات قرآن نوعی متنبه کننده است...طالب واقعی اولا سعی میکند واحبات شرعیه را به نحو صحیح انجام دهدو همین مداومت اورا ب مرحله یقظه میرساند که در وجود شخص تحول ایجاد شده و عطش او چندین و چندین برابر شده و اورا در راه خدا مقیدتر میکند...کسیک امسالش با پارسالش چندین تفاوتی ندارد فکر نمیکنم





ویژگی منافقین (4)


بسم الله العلّام الغیوب
إِیَّاکَ وَ مَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا یُسِی‏ءُ وَ لَا یَعْتَذِرُ وَ الْمُنَافِقُ کُلَّ یَوْمٍ یُسِی‏ءُ وَ یَعْتَذِرُ.
امام حسین علیه السلام:
 از هر کردارى که موجب عذر خواهى است بپرهیز، که یقینا فرد مؤمن نه بدى مى‏ کند و نه عذر خواهى. و منافق پیوسته بدى مى‏ کند و عذر خواهى.
 
منبع: تحف العقول، ص 248 :منبع . http://rahvabirah.blog.ir/rss





علم وعمل دو بال مکمل برای سیر الی الله


به نام خالق هستی.
آیت الله بهجت ره:اگر بدانچه فقط میدانستیم عمل میکردیم قطعا رستگار میشدیم...این حرف بسیار دقیق و سنجیده است...و دقیقا مصداق همان حدیث قدسی است که میگوید زبان بنده میشود زبان من...این حرف همانطور در مراتب بالای بندگی و براي سالکان اتفاق می افتد در مراتب پایین تر  هم براي مومنان و بنده های دیگر هم صدق میکند..وآن این است:در سیر الی الله که سالک در  مقدمات سیر قرار دارد با عمل کردن خالص و با یقین و فقط با در نظر گرفتن مقام ولایت  ب انچه میداند و سفارش های استاد اگر عمل کند و مداومت ورزد الطاف الهی شامل حال بنده شده و از یک سری علم و دانسته ها براي بنده پرده برداشته شده و او ب علم جدیدی احاطه پیدا میکند ک راهنمای او در ادامه راه سیر الی الله است و این روند تا مراتب بالایی سیر ادامه دارد یعنی بنده با عمل علم کسب نیکند و اگر دوباذه ب علم داده شده عمل کند علوم دیگر بر او افاضه میش





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





روایتی از دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با شهید سید مجتبی نواب صفوی


یک فدایی اسلام
 حرکت فداییان اسلام «یک حرکت اسلامى و ضد استعمارى و ضد  استبدادى بود و حرکت مغتنم و بزرگى بود. منتها این‌ها مظلوم و غریب بودند. کار این‌ها آن روز خیلى دشوار بود.» حرکتی که تأثیر زیادی بر آیت‌الله خامنه‌ای که آن زمان طلبه‌ای نوجوان بود گذاشت: «همان‌وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی ‌به وسیله‌ی نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.» پایگاه اطلاع‌رسانیKHAMENEI.IR در آستانه‌ی ۲۷۷ دی‌ماه، سالروز شهادت سیدمجتبی نواب صفوی و یارانش، در گزارشی به روایت دیدار رهبر انقلاب در دوران نوجوانی با این روحانی مؤمن و مبارز و شجاع و تأثیرپذیری ایشان از این شهید عزیز می‌پردازد.
ادامه :منبع . http://irmolk.blog.ir/rss





کرامت


افراد مؤمن و با تقوا که به درجات معنوی دست می‌یابند با اِذن خداوند متعال این قدرت را پیدا می‌کنند که در صورت صلاح‌دید از راه‌های غیر متعارف مشکلی را حل نمایند؛ به این ماجرا دقت بفرمایید که براي مؤمنین باعث روشن شدن قلب و براي بیمار دلان سبب زیادی مرَض می‌شود؛
چند نفر از سادات نجف آباد اصفهان به خدمت مرحوم بیدآبادی - اعلی اللّه مقامه آمده و گفتند چشمه آبی که از دامنه کوه جاری می شد و مورد بهره برداری اهالی بود ، چندی است خشکیده و ما در زحمت هستیم ، دعایی کنید تافرج شود.
آن بزرگوار آیه شریفه : ( لَوْ اَنْزَلْنا هذَالقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ... )* را بر رُقعه‌ای نوشته به آن‌ها داده و فرمود اول شب آن را بر قله آن کوه گذارده و برگردید، آنها چنین کردند و چون به خانه خود رسیدند، صدای مهیبی از کوه بلند شد که همه اهالی شنیدند و چون صبح بیرون آمدند، چشمه آب را جاری دیدند و شکر خدای را به جا آوردند**.
دقت





برای ماندن


فردا مامان راهی قم است. سپرده‌اند به من که فردا بروم ملاقات خاله، بیمارستان.
بچه دومش هم با ما خداحافظی کرد. قبل از به دنیا آمدن.
مانده‌ام چطور این بغض را بخورم. مانده‌ام چطور به مؤمن حافظ قرآن که تمام آیه‌ها را از بر است و خدا تا به حال از هر دریچه‌ای آزمایشش کرده و دوام آورده، دلداری بدهم. کدام آیه را برايش بخوانم که خودش در روزهای سخت زیر لب تکرار نکرده باشد. کدام روضه را برايش بخوانم که روزهای پیاده رفتن تا حرمش، با اشک‌ براي خودش مرور نکرده باشد. کدام شعر را برايش بخوانم که آرام بگیرد. مانده‌ام! من حتی در به‌دست‌گیری بغض خودم هم ناتوانم...

+ حضرت آقا شعری خوانده‌اند از پروین اعتصامی، که آن را عاشقم؛
هر بلایی کز تو آید رحمتی‌ست..
هر که را رنجی دهی آن راحتی‌ست...
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را...
تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند...
تا که با مهر تو پیوندم زنند...
شنی





برای ماندن


فردا مامان راهی قم است. سپرده‌اند به من که فردا بروم ملاقات خاله، بیمارستان.
بچه دومش هم با ما خداحافظی کرد. قبل از به دنیا آمدن.
مانده‌ام چطور این بغض را بخورم. مانده‌ام چطور به مؤمن حافظ قرآن که تمام آیه‌ها را از بر است و خدا تا به حال از هر دریچه‌ای آزمایشش کرده و دوام آورده، دلداری بدهم. کدام آیه را برايش بخوانم که خودش در روزهای سخت زیر لب تکرار نکرده باشد. کدام روضه را برايش بخوانم که روزهای پیاده رفتن تا حرمش، با اشک‌ براي خودش مرور نکرده باشد. کدام شعر را برايش بخوانم که آرام بگیرد. مانده‌ام! من حتی در به‌دست‌گیری بغض خودم هم ناتوانم...

+ حضرت آقا شعری خوانده‌اند از پروین اعتصامی، که آن را عاشقم؛
هر بلایی کز تو آید رحمتی‌ست..
هر که را رنجی دهی آن راحتی‌ست...
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را...
تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند...
تا که با مهر تو پیوندم زنند...
شنی





برای ماندن


فردا مامان راهی قم است. سپرده‌اند به من که فردا بروم ملاقات خاله، بیمارستان.
بچه دومش هم با ما خداحافظی کرد. قبل از به دنیا آمدن.
مانده‌ام چطور این بغض را بخورم. مانده‌ام چطور به مؤمن حافظ قرآن که تمام آیه‌ها را از بر است و خدا تا به حال از هر دریچه‌ای آزمایشش کرده و دوام آورده، دلداری بدهم. کدام آیه را برايش بخوانم که خودش در روزهای سخت زیر لب تکرار نکرده باشد. کدام روضه را برايش بخوانم که روزهای پیاده رفتن تا حرمش، با اشک‌ براي خودش مرور نکرده باشد. کدام شعر را برايش بخوانم که آرام بگیرد. مانده‌ام! من حتی در به‌دست‌گیری بغض خودم هم ناتوانم...

+ حضرت آقا شعری خوانده‌اند از پروین اعتصامی، که آن را عاشقم؛
هر بلایی کز تو آید رحمتی‌ست..
هر که را رنجی دهی آن راحتی‌ست...
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را...
تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند...
تا که با مهر تو پیوندم زنند...
شنی






1 2 3 4 5 6 7 »