بزرگترین آرشیو وبلاگ های فارسی

محل تبلیغات
اخبار ذوزنقه : با سامانه قدرتمند ذوزنقه پیش از بقیه مطالب جدید را مشاهده کنید و بروز باشید




پرنده بر شانه های انسان نشست


پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :- اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :- من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .پرنده گفت :- راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید .پرنده گفت :- نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .انسان دیگر نخندید.  انگار ته ته خاطرات اش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی .پرنده گفت :- غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود .پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشم اش ب





پرنده بر شانه های انسان نشست


پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :- اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :- من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .پرنده گفت :- راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید .پرنده گفت :- نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .انسان دیگر نخندید.  انگار ته ته خاطرات اش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی .پرنده گفت :- غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود .پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشم اش ب





پرنده بر شانه های انسان نشست


پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :- اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :- من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .پرنده گفت :- راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید .پرنده گفت :- نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .انسان دیگر نخندید.  انگار ته ته خاطرات اش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی .پرنده گفت :- غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود .پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشم اش ب





مصطفی ملکیان؛ فیلسوفی که نمی‌خواهد شرمنده‌ی انسان باشد


حسین پورفرج: من چندان درباره‌ی مصطفی ملکیان ننوشته‌ام. شاید این اولین نوشته‌ی مستقل من درباره‌ی او باشد. البته عامل اصلی نگارش این یادداشت پرسش دوستي‌ست ناشناخته. دوستي که مصاحبه‌ی شیرین «یک فنجان اسپرسو با مصطفی ملکیان»[۱] را خوانده بود و از آن به نیکی یاد می‌کرد. این دوست از من پرسید:
ادامه مطلب :منبع . http://fekratema.blog.ir/rss





پخت غذا با گوشت انسان در رستوران چینی


پخت اعضای بدن انسان در رستوران چینی
یک رستوران چینی در ایتالیا
به سرو پای انسان متهم شد. یکی از کارکنان این رستوران عکس زیر را در شبکه
های اجتماعی به اشتراک گذاشته است.
رستورانی که اعضای بدن انسان سرو میکند
قضیه از این قرار بود که
یکی از مشتریان به همراه دوستانش یک غذای لذیذ چینی سفارش داد. پس از مدتی
خدمتکار رستوران غذایی برای آنها آورد این غذای لذیذ پای انسان بود .
مشتری رستوران که از دیدن این صحنه وحشت زده شده بود با مسئولین مربوطه تماس گرفت . پلیس در حال بررسی موضوع است.
پختن اعضای یدن انسان در رستوران چینی

:منبع . http://simorghshahr.blog.ir/rss





پخت غذا با گوشت انسان در رستوران چینی


پخت اعضای بدن انسان در رستوران چینی
یک رستوران چینی در ایتالیا
به سرو پای انسان متهم شد. یکی از کارکنان این رستوران عکس زیر را در شبکه
های اجتماعی به اشتراک گذاشته است.
رستورانی که اعضای بدن انسان سرو میکند
قضیه از این قرار بود که
یکی از مشتریان به همراه دوستانش یک غذای لذیذ چینی سفارش داد. پس از مدتی
خدمتکار رستوران غذایی برای آنها آورد این غذای لذیذ پای انسان بود .
مشتری رستوران که از دیدن این صحنه وحشت زده شده بود با مسئولین مربوطه تماس گرفت . پلیس در حال بررسی موضوع است.
پختن اعضای یدن انسان در رستوران چینی

:منبع . http://simorghshahr.blog.ir/rss





داستان عدالت خدا


انسان: خداوندا من به عدالت تو شک دارم آخر چطور ممکن است که تو عادل باشی و جهان اینگونه باشد؟
خدا: چرا فکر میکنی من عادل نیستم؟
انسان : خدایا چرا من بیمار هستم و بسیاری در این جهان بیمار نیستند این عدالت نیست.خدا: همه ی شمارا سالم و تندرست کردم دیگر چه؟انسان: خدایا چرا من زشت هستم و انسان های دیگر زیبا تر از من؟خدا: همه تان را زیبا کردم دیگر چه؟انسان: خدایا من گرچه مانند همه زیبا و تندرستم اما من پول ندارم و دیگرانی هستند که ثروتمندند.خدا: به همه تان ثروتی فراوان و برابر عطا نمودم آیا راضی میشوی؟انسان: انسان های دیگر مهارت هایی دارند که استعداد ذاتی آنهاست خدایا چرا مهارت های من کم تر است؟خدا: به همه تان مهارتی برابر ارزانی میکنم آیا راضی شدی که اکنون همه انسان ها با قیافه و مهارتی برابر از ثروت و سلامتی یکسانی برخوردارند؟انسان : نه!خدا : چرا چه چیزی دیگری میخاهی؟انسان : گل ها زیبا تر از عل





داستان عدالت خدا


انسان: خداوندا من به عدالت تو شک دارم آخر چطور ممکن است که تو عادل باشی و جهان اینگونه باشد؟
خدا: چرا فکر میکنی من عادل نیستم؟
انسان : خدایا چرا من بیمار هستم و بسیاری در این جهان بیمار نیستند این عدالت نیست.خدا: همه ی شمارا سالم و تندرست کردم دیگر چه؟انسان: خدایا چرا من زشت هستم و انسان های دیگر زیبا تر از من؟خدا: همه تان را زیبا کردم دیگر چه؟انسان: خدایا من گرچه مانند همه زیبا و تندرستم اما من پول ندارم و دیگرانی هستند که ثروتمندند.خدا: به همه تان ثروتی فراوان و برابر عطا نمودم آیا راضی میشوی؟انسان: انسان های دیگر مهارت هایی دارند که استعداد ذاتی آنهاست خدایا چرا مهارت های من کم تر است؟خدا: به همه تان مهارتی برابر ارزانی میکنم آیا راضی شدی که اکنون همه انسان ها با قیافه و مهارتی برابر از ثروت و سلامتی یکسانی برخوردارند؟انسان : نه!خدا : چرا چه چیزی دیگری میخاهی؟انسان : گل ها زیبا تر از عل





داستان عدالت خدا


انسان: خداوندا من به عدالت تو شک دارم آخر چطور ممکن است که تو عادل باشی و جهان اینگونه باشد؟
خدا: چرا فکر میکنی من عادل نیستم؟
انسان : خدایا چرا من بیمار هستم و بسیاری در این جهان بیمار نیستند این عدالت نیست.خدا: همه ی شمارا سالم و تندرست کردم دیگر چه؟انسان: خدایا چرا من زشت هستم و انسان های دیگر زیبا تر از من؟خدا: همه تان را زیبا کردم دیگر چه؟انسان: خدایا من گرچه مانند همه زیبا و تندرستم اما من پول ندارم و دیگرانی هستند که ثروتمندند.خدا: به همه تان ثروتی فراوان و برابر عطا نمودم آیا راضی میشوی؟انسان: انسان های دیگر مهارت هایی دارند که استعداد ذاتی آنهاست خدایا چرا مهارت های من کم تر است؟خدا: به همه تان مهارتی برابر ارزانی میکنم آیا راضی شدی که اکنون همه انسان ها با قیافه و مهارتی برابر از ثروت و سلامتی یکسانی برخوردارند؟انسان : نه!خدا : چرا چه چیزی دیگری میخاهی؟انسان : گل ها زیبا تر از عل





اهمیت نماز (1)


نماز مهمترین اعمال دینى است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود،عبادتهاى دیگر هم قبول مى‏شود. و اگر پذیرفته نشود، اعمال دیگر هم قبول نمى‏شود. و همانطور که اگر انسان شبانه روزى پنج نوبت در نهر آبى شستشو کند، چرک در بدنش نمى‏ماند، نمازهاى پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مى‏کند. و سزاوار است‏که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسى که نماز را پست و سبک شمارد،مانند کسى است که نماز نمى‏خواند.
ادامه مطلب :منبع . http://entezarmahdi1.blog.ir/rss





در باب آگاهی و غرور


انسان هر چه آگاهتر و هشیار تر میشود از غرورش کم میشود.نگاهش نسبت به انسان های دیگر مهربانانه تر و همدلانه تر میشود.استاد معنوی ام میگوید این ها را.او میگوید انسان آگاه نا آگاهی انسان های دیگر را میبیند و هرگز دم نمیزند.نه به شکایت،نه به انتقاد.هرگز به رویشان نمی آورد.آگاهیش را توی سر کسی نمیزند.چون میداند حتما کسانی بوده اند که نا آگاهیش را دیده اند و هیچ نگفته اند.میداند که هنوز هم آگاه تر از او هست که میبیند و نمیگوید.استادم میگوید.هر کس باید راه خودش را برود و با دیگران کاری نداشته باشد.نهایت کمک ما هشیار تر شدنمان است.نور شدنمان است.کدام تاریکی در حضور نو باقی میماند؟انسان آگاه خود را عمیقا دوست دارد.به سلامتش اهمیت میدهد.سلامت جسم و فکر و روحش.به هستی احترام میگذارد.کسی را نمی آزارد.هیچ کس را.نه خودش را و نه دیگران را.نه انسان ها را نه جانوران و گیاهان را و نه اشیا را.واژه هایش آغشته





در باب آگاهی و غرور


انسان هر چه آگاهتر و هشیار تر میشود از غرورش کم میشود.نگاهش نسبت به انسان های دیگر مهربانانه تر و همدلانه تر میشود.استاد معنوی ام میگوید این ها را.او میگوید انسان آگاه نا آگاهی انسان های دیگر را میبیند و هرگز دم نمیزند.نه به شکایت،نه به انتقاد.هرگز به رویشان نمی آورد.آگاهیش را توی سر کسی نمیزند.چون میداند حتما کسانی بوده اند که نا آگاهیش را دیده اند و هیچ نگفته اند.میداند که هنوز هم آگاه تر از او هست که میبیند و نمیگوید.استادم میگوید.هر کس باید راه خودش را برود و با دیگران کاری نداشته باشد.نهایت کمک ما هشیار تر شدنمان است.نور شدنمان است.کدام تاریکی در حضور نو باقی میماند؟انسان آگاه خود را عمیقا دوست دارد.به سلامتش اهمیت میدهد.سلامت جسم و فکر و روحش.به هستی احترام میگذارد.کسی را نمی آزارد.هیچ کس را.نه خودش را و نه دیگران را.نه انسان ها را نه جانوران و گیاهان را و نه اشیا را.واژه هایش آغشته





متن غمگین | انسان است دیگر


انسان است دیگر!!
گاهی اوقات هندزفرى را بر می دارد 
آهنگ مورد علاقه اش را می گذارد..
به دنیای تو می آید..
فکر می کند دوستش داری.. 
دستانش را در دستان تو می گذارد.
همین که می آید ذوق مرگ شود..
آهنگ تمام می شود..
کاخ رویاهایش نابود می شود.. :منبع . http://fazkhone.blog.ir/rss





متن غمگین | انسان است دیگر


انسان است دیگر!!
گاهی اوقات هندزفرى را بر می دارد 
آهنگ مورد علاقه اش را می گذارد..
به دنیای تو می آید..
فکر می کند دوستش داری.. 
دستانش را در دستان تو می گذارد.
همین که می آید ذوق مرگ شود..
آهنگ تمام می شود..
کاخ رویاهایش نابود می شود.. :منبع . http://fazkhone.blog.ir/rss





کمکم کن ... که زنده بودن یادم رفته !!


یکی از تفاوتهای حق و باطل اینه که باطل زرق و برق ابتدای راهش یه اطمینان کاذب به رونده راه میده!! راه باطل اول اعتماد و اطمینان رو جلب می کنه  و بعد باورها رو شکل میده!!! باور و ایمانی که بدون اختیار انسان باشه و ضعف های درونمون بهش جهت بده به چه چیزی می رسونه انسان رو؟؟!
حق ابتدا باورها رو شکل می ده ...رونده این راه به ظاهر دست خالی راهی میشه ... شک ها و تردید ها مثل لغزندگی راهه براش ... راه حق مطابق میل و خواسته ی تو نیست ... 
شکل این دو راه و نوع و خاصیت این دو راه متفاوته ... موندن در راه و صراط حق کار سهلی نیست ... با رنج و سختیه ... اما در این راه نعمت فراوانه!! نعمت ها هم مطابق با تصورات انسان از مفهوم نعمت نیست!! تنها چیزی که انسان رو نجات میده صبر و یادآوری کردن به خودشه!! 
انسان موجود محتاج و نیازمندیه! این حقیقتیه که بسیار زیاد فراموش میکنه!
نیاز داره توفیق بطلبه ...توفیق موندن





راه شیطان II : ...و خدا خلق شد


دین در ابتدائی ترین فرم خود وسیله ای بود برای درک جهان. در آغاز مرزی میان علم، دین، و اخلاق نبود. در حقیقت برای سالیان سال چیزی به اسم دین نبود و همگان تنها به دنبال حقیقت و دانش بودند و دانش شامل تمام مباحثی میشد که برای انسان جای سوال داشت. اما پیش از آن که ادیان به شکلی که امروزه شناخته شده اند به وجود بیایند خدایان زیادی پای به عرصه ی "وجود" گذاردن. طلوع خدایان نتیجه ی تلاشی سخت برای یافتن پاسخ سوالات ناممکن بود چرا که میل انسان ها به دانستن فراتر از توانایی آنها به کشف کردن بود. پس با هر آنچه که قابل مشاهده بود به گمان بردن بر پاسخ سوالات خویش پرداختند.اینگونه بود که خدا به دست انسان خلق شد. مخلوقی که قادر به رفع تمام نیاز های انسان و خود پاسخ تمام سوالات انسان بود. خدا نقابی بود که انسان ها هنگام تعریف خوب و بد به چهره زدند تا ردایی الهی بر تن ارزش های خود کنند. انسان ناآگاه از جایگا





راه شیطان II : ...و خدا خلق شد


دین در ابتدائی ترین فرم خود وسیله ای بود برای درک جهان. در آغاز مرزی میان علم، دین، و اخلاق نبود. در حقیقت برای سالیان سال چیزی به اسم دین نبود و همگان تنها به دنبال حقیقت و دانش بودند و دانش شامل تمام مباحثی میشد که برای انسان جای سوال داشت. اما پیش از آن که ادیان به شکلی که امروزه شناخته شده اند به وجود بیایند خدایان زیادی پای به عرصه ی "وجود" گذاردن. طلوع خدایان نتیجه ی تلاشی سخت برای یافتن پاسخ سوالات ناممکن بود چرا که میل انسان ها به دانستن فراتر از توانایی آنها به کشف کردن بود. پس با هر آنچه که قابل مشاهده بود به گمان بردن بر پاسخ سوالات خویش پرداختند.اینگونه بود که خدا به دست انسان خلق شد. مخلوقی که قادر به رفع تمام نیاز های انسان و خود پاسخ تمام سوالات انسان بود. خدا نقابی بود که انسان ها هنگام تعریف خوب و بد به چهره زدند تا ردایی الهی بر تن ارزش های خود کنند. انسان ناآگاه از جایگا





راه شیطان II : ...و خدا خلق شد


دین در ابتدائی ترین فرم خود وسیله ای بود برای درک جهان. در آغاز مرزی میان علم، دین، و اخلاق نبود. در حقیقت برای سالیان سال چیزی به اسم دین نبود و همگان تنها به دنبال حقیقت و دانش بودند و دانش شامل تمام مباحثی میشد که برای انسان جای سوال داشت. اما پیش از آن که ادیان به شکلی که امروزه شناخته شده اند به وجود بیایند خدایان زیادی پای به عرصه ی "وجود" گذاردن. طلوع خدایان نتیجه ی تلاشی سخت برای یافتن پاسخ سوالات ناممکن بود چرا که میل انسان ها به دانستن فراتر از توانایی آنها به کشف کردن بود. پس با هر آنچه که قابل مشاهده بود به گمان بردن بر پاسخ سوالات خویش پرداختند.اینگونه بود که خدا به دست انسان خلق شد. مخلوقی که قادر به رفع تمام نیاز های انسان و خود پاسخ تمام سوالات انسان بود. خدا نقابی بود که انسان ها هنگام تعریف خوب و بد به چهره زدند تا ردایی الهی بر تن ارزش های خود کنند. انسان ناآگاه از جایگا





جایگاه ما در دنیا (2)


منطق
خرد انسان را جزئی از جمله ی آفرینش می داند که هیچگونه استقلال و سرخودی ندارد و
برخلاف آنچه انسان خود را فرمانروای آفرینش پنداشته و به گمان خود، طبیعت سرکش را
به خواسته های خود رام می کند و به زانو در می آورد، خودش نیز آلت دست طبیعت و یکی
از دستیاران و فرمانبرداران آن است. (طباطبایی 1360, 153) :منبع . http://fiish.blog.ir/rss





آیا جهان ما تصادفی است؟


در جایی که برخی دانشمندان مانند؛ وینبرگ، مونود و دانته از مفهوم زندگی در علم و دانش دلسرد و ناامید شده اند، دانشمندان دیگری آنرا پرمعنا و جهت دار یافته اند. برای نمونه؛ چالز آرچیبالد ویلر، فیزیکدان برجسته گفته است: "در نگاه اول بنظر می رسد که علم، هیچ جایگاه ویژه ای در عقل انسان برای معنای زندگی ندارد. انسان؟ یک ذهن خالص بیو شیمیایی! ذهن؟ حافظه ای مدل دار مانند مدارهای الکترونیکی! معنا؟ "چرا" هایی که باید بعد از هر محصول نامحسوس و گیج کننده، پرسیده شوند. انسان چیست که تمامی هستی باید به آگاهی او دربیاید؟ آیا انسان مانند یک ذره گرد و غبار بی ارزش در یک سیاره بی اهمیت در یک کهکشان، در فضایی بی ارزش نیست؟ اگر نه، پس فلاسفه قدیم حق داشتند! معنا مهم است. حتی اساس و کل است!"..... 
ادامه مطلب :منبع . http://theism.blog.ir/rss





راه شیطان II : ...و خدا خلق شد


دین در ابتدائی ترین فرم خود وسیله ای بود برای درک جهان. در آغاز مرزی
میان علم، دین، و اخلاق نبود. در حقیقت برای سالیان سال چیزی به اسم دین
نبود و همگان تنها به دنبال حقیقت و دانش بودند و دانش شامل تمام مباحثی
میشد که برای انسان جای سوال داشت. اما پیش از آن که ادیان به شکلی که
امروزه شناخته شده اند به وجود بیایند خدایان زیادی پای به عرصه ی "وجود"
گذاردن. طلوع خدایان نتیجه ی تلاشی سخت برای یافتن پاسخ سوالات ناممکن بود
چرا که میل انسان ها به دانستن فراتر از توانایی آنها به کشف کردن بود. پس با هر آنچه که قابل مشاهده بود به گمان بردن بر پاسخ سوالات خویش پرداختند.اینگونه بود که خدا به دست انسان خلق شد.
مخلوقی که قادر به رفع تمام نیاز های انسان و خود پاسخ تمام سوالات انسان
بود. خدا نقابی بود که انسان ها هنگام تعریف خوب و بد به چهره زدند تا
ردایی الهی بر تن ارزش های خود کنند. انسان ناآگاه





راه شیطان II : ...و خدا خلق شد


دین در ابتدائی ترین فرم خود وسیله ای بود برای درک جهان. در آغاز مرزی
میان علم، دین، و اخلاق نبود. در حقیقت برای سالیان سال چیزی به اسم دین
نبود و همگان تنها به دنبال حقیقت و دانش بودند و دانش شامل تمام مباحثی
میشد که برای انسان جای سوال داشت. اما پیش از آن که ادیان به شکلی که
امروزه شناخته شده اند به وجود بیایند خدایان زیادی پای به عرصه ی "وجود"
گذاردن. طلوع خدایان نتیجه ی تلاشی سخت برای یافتن پاسخ سوالات ناممکن بود
چرا که میل انسان ها به دانستن فراتر از توانایی آنها به کشف کردن بود. پس با هر آنچه که قابل مشاهده بود به گمان بردن بر پاسخ سوالات خویش پرداختند.اینگونه بود که خدا به دست انسان خلق شد.
مخلوقی که قادر به رفع تمام نیاز های انسان و خود پاسخ تمام سوالات انسان
بود. خدا نقابی بود که انسان ها هنگام تعریف خوب و بد به چهره زدند تا
ردایی الهی بر تن ارزش های خود کنند. انسان ناآگاه





راه شیطان II : ...و خدا خلق شد


دین در ابتدائی ترین فرم خود وسیله ای بود برای درک جهان. در آغاز مرزی
میان علم، دین، و اخلاق نبود. در حقیقت برای سالیان سال چیزی به اسم دین
نبود و همگان تنها به دنبال حقیقت و دانش بودند و دانش شامل تمام مباحثی
میشد که برای انسان جای سوال داشت. اما پیش از آن که ادیان به شکلی که
امروزه شناخته شده اند به وجود بیایند خدایان زیادی پای به عرصه ی "وجود"
گذاردن. طلوع خدایان نتیجه ی تلاشی سخت برای یافتن پاسخ سوالات ناممکن بود
چرا که میل انسان ها به دانستن فراتر از توانایی آنها به کشف کردن بود. پس با هر آنچه که قابل مشاهده بود به گمان بردن بر پاسخ سوالات خویش پرداختند.اینگونه بود که خدا به دست انسان خلق شد.
مخلوقی که قادر به رفع تمام نیاز های انسان و خود پاسخ تمام سوالات انسان
بود. خدا نقابی بود که انسان ها هنگام تعریف خوب و بد به چهره زدند تا
ردایی الهی بر تن ارزش های خود کنند. انسان ناآگاه





پاورپوینت جامع و کامل درباره انسان در اسلام


پاورپوینت جامع و کامل درباره انسان در اسلام
فرمت فایل : power point  (لینک دانلود پایین صفحه) تعداد اسلاید  : 84 اسلاید         کلیات : ¢اهمیت انسان شناسی : اهمیت انسان شناسی از این جهت است که به ماهیت و حقیقت خود شناخت پیدا می کند. توجه به خویشتن تا آنجا مهم است که یکی از اهداف انبیاء محسوب می شود. به همین جهت امام علی ( ع ) ، انسان شناسی را افضل المعرفه ، افضل الحکمه ، انفع المعارف و فوز اکبر دانسته است. دغدغه انسان زمانی پایان می پذیرد که بداند برای چه و از کجا آمده و به کجا خواهد رفت. ¢ابعاد ...
دریافت فایل :منبع . http://eebookmarket.blog.ir/rss





برای انسان‌نماها


روزی که بچه‌تون بهتون گفت «برو بمیر» روزیه که باید بدونید کل زندگی‌تون فقط ریدین و فقط توی مخ پوک خودتون فکر می‌کردین که پدر/مادر هستین! اینو هم بدونید مادر فقط اونی نیست که بچه رو به دنیا میاره و پدر هم فقط اونی نیست که اسپرم میذاره وسط. اگرم هنوز فکر می‌کنید بچه فقط آب و غذا و خونه‌ی گرم می‌خواد باید بگم که شما باید کرم خاکی می‌شدید نه انسان تا سوهان روحی برای اطرافیانتون نمی‌شدید. :منبع . http://aleme-n.blog.ir/rss





برای انسان‌نماها


روزی که بچه‌تون بهتون گفت «برو بمیر» روزیه که باید بدونید کل زندگی‌تون فقط ریدین و فقط توی مخ پوک خودتون فکر می‌کردین که پدر/مادر هستین! اینو هم بدونید مادر فقط اونی نیست که بچه رو به دنیا میاره و پدر هم فقط اونی نیست که اسپرم میذاره وسط. اگرم هنوز فکر می‌کنید بچه فقط آب و غذا و خونه‌ی گرم می‌خواد باید بگم که شما باید کرم خاکی می‌شدید نه انسان تا سوهان روحی برای اطرافیانتون نمی‌شدید. :منبع . http://aleme-n.blog.ir/rss





کسل شدن نشانه ای مبارک است


انسان تنها موجودی است که احساس کسلی می کند؛ این امتیازی انحصاری و بخشی از شأن و منزلت وجود انسانی است. آیا تا به حال بوفالو یا اسبی را کسل دیده اید؟!  آنها کسل نمی شوند.
کسل شدن یعنی را و روش زندگیت غلط است. به همین دلیل است که می گوییم کسل شدن اتفاقی در خور توجه است یعنی فهمیدن این نکته که " من باید کاری بکنم" "یک دگرگونی لازم است." بنابراین فکر نکن که کسل بودن چیز بدی است بلکه نشانه ای مبارک برای شروعی جدید می باشد. ولی به همین بسنده نکن.
انسان هایی که ظاهر و باطنشان یکی است هیچ وقت کسل نمی شوند. در مقابل، انسان های متظاهر محکوم به کسلی هستند، برای این که زندگی خود را به دو بخش تقسیم کرده اند .
خودِ واقعیشان را سرکوب می کنند و تظاهر به زندگی می کنند که دروغین است . منشأ کسلی همین زندگی دروغین است.
اگر انسان کاری را انجام دهد که از ته دل می خواهد، هیچگاه کسل نمی شود :منبع . http://hakha.





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





((چه زمانی بخوابیم تا عملکرد مغز و بدن عالی باشد))


 خواب قسمت عمده ای از زندگی بشر را تشکیل داده است. دین جامع اسلام که برای همه ابعاد زندگی انسان برنامه مشخصی دارد، در این زمینه نیز دارای دستورات مشخصی است که انسان می تواند با رعایت و عمل به این دستورات بیشترین بهره را از این موهبت خداوندی ببرد.
برای دیدن ادامه مطلب بر روی فلش زرد رنگ کلید کنید
ادامه مطلب :منبع . http://dosteman.blog.ir/rss





مقاله ای کامل درباره بهداشت مو


مقاله ای کامل درباره بهداشت مو
توجه به این نکته ضروری است که هر چند مو از سلول های مرده تشکیل شده ولی خود از وضع درون انسان حکایت می کند. نگهداری از مو از جمله حساسیت های یک فرد اجتماعی است و مو که خود سلولی بی جان است به انسان جان می بخشد تصور یک انسان بدون مو، ابرو و مژه که بیشتر به یک روح شبیه است تصوری ترسناک است.
:منبع . http://hdaneshjoo.blog.ir/rss





مقاله ای کامل درباره بهداشت مو


مقاله ای کامل درباره بهداشت مو
توجه به این نکته ضروری است که هر چند مو از سلول های مرده تشکیل شده ولی خود از وضع درون انسان حکایت می کند. نگهداری از مو از جمله حساسیت های یک فرد اجتماعی است و مو که خود سلولی بی جان است به انسان جان می بخشد تصور یک انسان بدون مو، ابرو و مژه که بیشتر به یک روح شبیه است تصوری ترسناک است.
:منبع . http://hdaneshjoo.blog.ir/rss





جلسات لحظه های ناب


#حجت_السلام_محمد_داستانپور
از دیدگاه مبانی دینی انسان ها 4 دسته می شوند:
1- انسان هایی که خوددرگیری دارند: طرز گفتار این انسانها سرشار از حسرت است، آنها نه از دنیا و نه از آخرت سود نمی برند. متاسفانه نوجوانان گاهی دچار این حالت می شوند و فضای مجازی نیز به شدت این حالت را تبلیغ می کند. در روایات اینگونه انسان ها مذمت شده اند، حتی بعضی روایات نقل می کند کسی که نتواند زندگی خوشی به معنای واقعی داشته باشد خداوند او را بازخواست خواهد کرد.
2- انسان های خنثی: کسانی که در زندگی بسیار محتاط و بی انگیزه هستند و فقط به دنبال یک زندگی بدون شور و شوق هستند، اتفاقا مبانی دینی ما این گروه انسان ها را هم تحسین نمی کند.
3- کسانی که الکی خوش هستند: خوشی های کوتاهی که باطل و با حسرت همراه است. این روزها تبلیغ این گروه رونق گرفته است، بازی های بچه گانه ای که هیچ مصداقی ندارند (#لهو) و بازی های جهت مندی که سود





آرامش پنهان....


حالا اصلاً به من ربطی نداره که این حرفا رو بزنم، اما:اولین اثری که گناه نکردن برای انسان به ارمغان میاره،آرامشیه که تو زندگی وارد میشه....و چقدددددددر این آرامش برای همه ابعاد زندگی انسان- از کسب موفقیت ها و افتادن رو غلتک زندگی طبیعی و پربار و لذت بردن از هر چیز معمولی تو زندگی- مهمه، چیزیه که کسانی که این آرامش رو تجربه کردند، خوب می فهمند....فرمول اینه:- گناه رو از زندگیت بنداز بیرون و کمپلت کنار بذار....-  شاد باش و از هر چیزی تو زندگیت لذت ببر....
:منبع . http://justbequick.blog.ir/rss





آرامش پنهان....


حالا اصلاً به من ربطی نداره که این حرفا رو بزنم، اما:اولین اثری که گناه نکردن برای انسان به ارمغان میاره،آرامشیه که تو زندگی وارد میشه....و چقدددددددر این آرامش برای همه ابعاد زندگی انسان- از کسب موفقیت ها و افتادن رو غلتک زندگی طبیعی و پربار و لذت بردن از هر چیز معمولی تو زندگی- مهمه، چیزیه که کسانی که این آرامش رو تجربه کردند، خوب می فهمند....فرمول اینه:- گناه رو از زندگیت بنداز بیرون و کمپلت کنار بذار....-  شاد باش و از هر چیزی تو زندگیت لذت ببر....
:منبع . http://justbequick.blog.ir/rss





نیروی معنوی


مرحوم
ملا حسینقلی همدانی قدّس‌سرّه یکی از افرادی است که خیلی قویّ و در بین
اساتید، کم نظیر بوده است. ایشان یکی از اولیایی است که روحش خیلی آزاد
است. اگر کسی عمل صالحی انجام دهد و به این بزرگوار هدیه کند، روح ایشان با
آن شخص، همراه می‌شود. گاهی ما به سبب کثرت اشتغالات و مشکلات، منشأ حالات
خوش خود را متوجه نمی‌شویم. بعضی از حالات خوش انسان، مربوط به همراهی
ارواح اولیاء با انسان است.
ادامه مطلب :منبع . http://mr-farzi.blog.ir/rss





نیروی معنوی


مرحوم
ملا حسینقلی همدانی قدّس‌سرّه یکی از افرادی است که خیلی قویّ و در بین
اساتید، کم نظیر بوده است. ایشان یکی از اولیایی است که روحش خیلی آزاد
است. اگر کسی عمل صالحی انجام دهد و به این بزرگوار هدیه کند، روح ایشان با
آن شخص، همراه می‌شود. گاهی ما به سبب کثرت اشتغالات و مشکلات، منشأ حالات
خوش خود را متوجه نمی‌شویم. بعضی از حالات خوش انسان، مربوط به همراهی
ارواح اولیاء با انسان است.
ادامه مطلب :منبع . http://mr-farzi.blog.ir/rss





من همینم که نمودم 1


(سیری
در اندیشه های ماکیاولی بخش اول: مقدمه)

     قدما بر این عقیده
بودند که انسان مدنی الطبع است. بدین معنی که طبیعت انسان به گونه ای است که
خواهان زندگی دست جمعی در محدوده ای مشخص و در کنار دیگر انسان هاست. این گونه
زندگی لا جرم مشکلات و مسائل خاص خود را نیز در پی دارد.  شبیه داستان خار پشت هایی که در اثر سرما به
یکدیگر نزدیک می شوند تا گرم شوند ولی وقتی بیش از اندازه نزدیک می شوند خارهایشان
در بدن همدیگر فرو می رود و مجبورند از هم فاصله بگیرند. انسان ها نیز مایل به در
کنار هم بودن هستند ولی از آنجا که هر کدام سلایق و علایق و روش زندگی ویژه ی خود را
دارند پس از اینکه در کنار هم قرار گرفتند مشکلات به مرور بروز می کند و مجبور می
شوند از یکدیگر دور شوند. 
ادامه مطلب :منبع . http://mohamad-jelvani.blog.ir/rss





5.عقاید: شناخت خداوند؛ صفات خداوند و افعال او


لطفا پرسش شماره 262 عقاید با موضوع «شناخت خداوند؛ صفات خداوند و افعال او»
ثبت شده توسط «علی» در تاریخ 13 دی 1395 و پاسخ دفتر
حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی؛ زمینه‌ساز عملی ظهور مهدی علیه
السلام را بخوانید.
متن پرسش:

سؤالی
در بحث جبر و اختیار داشتم: از آنجایی که خداوند متعال بر همه چیز دانای
مطلق است، لذا بر آینده و رفتار انسان و کارها و تصمیم‌های او نیز آگاهی
دارد و می‌داند که عاقبت او چیست، می‌داند اعمال او چگونه خواهد بود و در
نهایت می‌داند که بهشت نصیبش می‌گردد یا دوزخ؛ پس انسان چگونه اختیار دارد؟
و چه لزومی دارد که خداوند به او مهلت دهد تا در دنیا آن اعمال را انجام
دهد در صورتی که خود بدانچه انسان انجام خواهد داد احاطه کامل دارد؟
و اینکه قدرت اختیار را خداوند به انسان
داده است و انسان هم با همین اختیار می‌تواند تصمیم بگیرد، لذا انسان هر
تصمیمی بگیرد، با توجه به هم





جایگاه ما در دنیا (2)


منطق
خرد انسان را جزئی از جمله ی آفرینش می داند که هیچگونه استقلال و سرخودی ندارد و
برخلاف آنچه انسان خود را فرمانروای آفرینش پنداشته و به گمان خود، طبیعت سرکش را
به خواسته های خود رام می کند و به زانو در می آورد، خودش نیز آلت دست طبیعت و یکی
از دستیاران و فرمانبرداران آن است. (طباطبایی 1360, 153)
+ در این بحث شرکت کنید. :منبع . http://fiish.blog.ir/rss





تجمل گرایی مثبت و منفی


تجمل گرایی مثبت و منفی
تجمل گرایی به معنای گرایش به زیبایی و نمایش جمال و زیبایی
ها، امری طبیعی و فطری در انسان است؛ زیرا انسان به هر چیز کمالی گرایش داشته و از
نقص و کمبود گریزان است؛ گرایش شدید انسان به خدا و کدح و تلاش برای ملاقات با او
(انشقاق، آیه ۶) ریشه در همین گرایش به کمال و کمالات انسانی دارد.
انسان، زیبایی را به عنوان یکی از مصادیق کمال، دوست داشته و
بدان گرایش می یابد و زشتی را به عنوان مصداقی از نقص و کمبود دانسته و از آن می
گریزد. بنابراین، گرایش انسان به تجمل گرایی، گرایشی به سوی کمال و زیبایی هاست.
در روایات اسلامی این معنا بارها به اشکال مختلف بیان شده است که
انسان می بایست خداگونه شود و اسماء و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد و
متاله (خدایی) شود. از آن جایی که خداوند جمیل است، زیبایی و جمال را دوست می
دارد. امام صادق(ع) می فرماید؛ ان الله عز و جل یحب الجمال و التجمل





تجمل گرایی مثبت و منفی


تجمل گرایی مثبت و منفی
تجمل گرایی به معنای گرایش به زیبایی و نمایش جمال و زیبایی
ها، امری طبیعی و فطری در انسان است؛ زیرا انسان به هر چیز کمالی گرایش داشته و از
نقص و کمبود گریزان است؛ گرایش شدید انسان به خدا و کدح و تلاش برای ملاقات با او
(انشقاق، آیه ۶) ریشه در همین گرایش به کمال و کمالات انسانی دارد.
انسان، زیبایی را به عنوان یکی از مصادیق کمال، دوست داشته و
بدان گرایش می یابد و زشتی را به عنوان مصداقی از نقص و کمبود دانسته و از آن می
گریزد. بنابراین، گرایش انسان به تجمل گرایی، گرایشی به سوی کمال و زیبایی هاست.
در روایات اسلامی این معنا بارها به اشکال مختلف بیان شده است که
انسان می بایست خداگونه شود و اسماء و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد و
متاله (خدایی) شود. از آن جایی که خداوند جمیل است، زیبایی و جمال را دوست می
دارد. امام صادق(ع) می فرماید؛ ان الله عز و جل یحب الجمال و التجمل





تجمل گرایی مثبت و منفی


تجمل گرایی مثبت و منفی
تجمل گرایی به معنای گرایش به زیبایی و نمایش جمال و زیبایی
ها، امری طبیعی و فطری در انسان است؛ زیرا انسان به هر چیز کمالی گرایش داشته و از
نقص و کمبود گریزان است؛ گرایش شدید انسان به خدا و کدح و تلاش برای ملاقات با او
(انشقاق، آیه ۶) ریشه در همین گرایش به کمال و کمالات انسانی دارد.
انسان، زیبایی را به عنوان یکی از مصادیق کمال، دوست داشته و
بدان گرایش می یابد و زشتی را به عنوان مصداقی از نقص و کمبود دانسته و از آن می
گریزد. بنابراین، گرایش انسان به تجمل گرایی، گرایشی به سوی کمال و زیبایی هاست.
در روایات اسلامی این معنا بارها به اشکال مختلف بیان شده است که
انسان می بایست خداگونه شود و اسماء و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد و
متاله (خدایی) شود. از آن جایی که خداوند جمیل است، زیبایی و جمال را دوست می
دارد. امام صادق(ع) می فرماید؛ ان الله عز و جل یحب الجمال و التجمل





تجمل گرایی مثبت و منفی


تجمل گرایی مثبت و منفی
تجمل گرایی به معنای گرایش به زیبایی و نمایش جمال و زیبایی
ها، امری طبیعی و فطری در انسان است؛ زیرا انسان به هر چیز کمالی گرایش داشته و از
نقص و کمبود گریزان است؛ گرایش شدید انسان به خدا و کدح و تلاش برای ملاقات با او
(انشقاق، آیه ۶) ریشه در همین گرایش به کمال و کمالات انسانی دارد.
انسان، زیبایی را به عنوان یکی از مصادیق کمال، دوست داشته و
بدان گرایش می یابد و زشتی را به عنوان مصداقی از نقص و کمبود دانسته و از آن می
گریزد. بنابراین، گرایش انسان به تجمل گرایی، گرایشی به سوی کمال و زیبایی هاست.
در روایات اسلامی این معنا بارها به اشکال مختلف بیان شده است که
انسان می بایست خداگونه شود و اسماء و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد و
متاله (خدایی) شود. از آن جایی که خداوند جمیل است، زیبایی و جمال را دوست می
دارد. امام صادق(ع) می فرماید؛ ان الله عز و جل یحب الجمال و التجمل





تجمل گرایی مثبت و منفی


تجمل گرایی مثبت و منفی
تجمل گرایی به معنای گرایش به زیبایی و نمایش جمال و زیبایی
ها، امری طبیعی و فطری در انسان است؛ زیرا انسان به هر چیز کمالی گرایش داشته و از
نقص و کمبود گریزان است؛ گرایش شدید انسان به خدا و کدح و تلاش برای ملاقات با او
(انشقاق، آیه ۶) ریشه در همین گرایش به کمال و کمالات انسانی دارد.
انسان، زیبایی را به عنوان یکی از مصادیق کمال، دوست داشته و
بدان گرایش می یابد و زشتی را به عنوان مصداقی از نقص و کمبود دانسته و از آن می
گریزد. بنابراین، گرایش انسان به تجمل گرایی، گرایشی به سوی کمال و زیبایی هاست.
در روایات اسلامی این معنا بارها به اشکال مختلف بیان شده است که
انسان می بایست خداگونه شود و اسماء و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد و
متاله (خدایی) شود. از آن جایی که خداوند جمیل است، زیبایی و جمال را دوست می
دارد. امام صادق(ع) می فرماید؛ ان الله عز و جل یحب الجمال و التجمل





چرایی تحول در علوم انسانی


علوم انسانی مدرن ریشه در تاریخ فرهنگ و تفکر غرب دارد. محوریت این نوع فرهنگ را مبانی اومانیستی و نفسانی شکل داده است و به نوعی مبانی سلطه گرایانه و قدرت طلبانه وابسته اند؛ از این رو با مبانی دینی، عقلانی و وحیانی سنخیتی ندارند.
نگرش تک ساحتی به انسان در غرب صورت های دیگر نگرش به انسان را مردود دانسته و مانع از شکل گیری انسان متعالی شده است. این موضوع مهم که در تقابل با ساحت دین قرار دارد، ضرورتا تحول در علوم انسانی در عالم اسلامی و بومی سازی آن را می طلبد.
دانلود جزوه:
چرایی تحول در علوم انسانی :منبع . http://hekmatebaligh.blog.ir/rss






1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 »